ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

جنون لحظه ای

جنون یا روان پریشی (phychos) مجموعه اي از علائم و وضعیت روانی غیرطبیعی است که در آن ارتباط فرد مبتلا با واقعیت قطع می شود. علائمی چون هذیان و توهم در اغلب انواع جنون مشخص می شود. وقتی فرد دچار جنون شود چیزهايی را می بیند و می شنود که واقعا وجود ندارند. روان پریشی انواع گوناگون دارد که دسته اي از اختلالات همانند اختلال دوقطبی و اسکیزو فرنی را در برمی گیرد. در اين مطلب قصد داریم به تعریف هر یک از انواع جنون و علائم آنها بپردازیم. براي دریافت مشاوره در
دانلود آهنگ جدید علی ابراهیمی جنون ترانه : معصومه رضايی زاده/آهنگ و تنظیم : علی ابراهیمی دانلود آهنگ با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ به همراه لینک مستقیم جنون علی ابراهیمی دانلود آهنگ علی ابراهیمی به نام جنون Download new music Ali Ebrahimi – Jonoon
نوشته دانلود آهنگ علی ابراهیمی به نام جنون اولین بار در دانلود آهنگ جدید با لینک مستقیم | موزیک ست پدیدار شد.
علوم پايه
دانلود آهنگ روزبه بمانی بنام جنون (حتی تو زندگیمون یه روز خوب هم با هم ندیدیم) Download Music Roozbeh Bemani - Jonoun (♛) With Text And Direct Links In tibamusic دانلود آهنگ جدید جنون (حتی تو زندگیمون یه روز خوب هم با هم ندیدیم) با صداي روزبه بمانی با لینک مستقیم و رايگان از سايت تیبا موزیک دانلود آهنگ دیس لاو جدید با صداي زیباي روزبه بمانی جنون با دو کیفیت mp3 128 و mp3 320 براي شما دوستاران دیس لاو موزیک آماده دانلود می باشد که با مراجعه به ادامه مطلب آهنگ جنون از روزبه بمانی را دانل
بسیاری از داروهاي روانپزشکی جنون آورند اما از همه بدتر داروی لیتیوم کربنات است .
لیتیوم کربنات یک ماده سمی است که به سرعت جذب می شود و کنترل غلظت آن در خون مشکل است و می تواند کشنده باشد.  
بهترین روش درمان گرفتن روزه است به اين ترتیب کانال هاي مغزی و الکترولیت هاي بدن و هورمون ها و ارگانها تنظیم می شود و خلق و خو و کله آکبند می شود .
جنون  آور بودن اين مواد و دارو ها براي من اثبات شده است هر کس شک دارد 40 روز بخورد ببیند چی می شود . 
ست گردنبند دستبند و گوشواره جنون عشق

هدیه اي جذاب به آنکه دوستش داریدگردنبند➕دستبند➕گوشواره جنون عشق49تومنپرداخت درب منزلخریدآسانبراي ثبت سفارش و یا کسب اطلاعات بیشتر کد 1143154 را به سامانه  100081 پیامک کنیدلینک خریدhttp://dysh.ir/bwvpe
ادامه مطلب
کتاب راهنماي پزشک بالینی به نام راهنماي تشخیصی و آماری اختلالات روانی، که DSM نیز خوانده می‌شود، جنون آتش‌ افروزی را یک اختلال کنترل تکانه طبقه‌بندی می‌کند. به اين معنا که فرد مبتلا به اين جنون نمی‌تواند در برابر میل آنی به آتش‌ افروزی مقاومت کند که با برنامه‌ریزی سازماندهی‌شده یک آرسنیست یا تروریست تفاوت دارد. در ادامه با علائم، علل و روش‌هاي درمان اين جنون آشنا خواهید شد.در صورتی که مطالعه قسمت خاصی از اين مطلب مد نظر شماست، با انتخا
هیچ وقت به خودتون نیايد ، بعضی مواقع درد میکشید.یه لحظه به خودم اومدم ، دیدم هیچکسی رو ندارم که باهاش در مورد یادگیری ماشین و یا نقش هوش مصنوعی و مغز مصنوعی در آینده صحبت کنم.
همینطور لیست کانتکت هارو بالا پايین میکردم تا یکی رو پیدا کنم و باهاش در اين مورد حرف بزنم.
اما انگار تنهام . 
حالا خوب شد حالا یه لحظه به خودم اومده بودم
اگر بیشتر به خودم میومدم که تا مرز جنون پیش میرفتم .
یه کادوی خیلی خاص گرفتم! :)))درست توی سالگرد آشنايی!فک کنم باس یه زنگ بزنم با پدرت حرف بزنم عزیزم تا حالم خوب شه.حس میکنم توی اين مورد خدا نتونه حقتو بذاره کف دستت، هوم؟!خدا فقط بلده معجزه هاي بی مزه کنه.مثلا وقتی که دارم توی اينستا سر از همه در چی میارم و هر لحظه خل تر میشم، اکانتمو لاگ اوت کنه! :)))پ.ن: حس میکنم دچار "جنون" شدم.
جنون یا روان پریشی (phychos) مجموعه اي از علائم و وضعیت روانی غیرطبیعی است که در آن ارتباط فرد مبتلا با واقعیت قطع می شود. علائمی چون هذیان و توهم در اغلب انواع جنون مشخص می شود. وقتی فرد دچار جنون شود چیزهايی را می بیند و می شنود که واقعا وجود ندارند. روان پریشی انواع گوناگون دارد که دسته اي از اختلالات همانند اختلال دوقطبی و اسکیزو فرنی را در برمی گیرد. در اين مطلب قصد داریم به تعریف هر یک از انواع جنون و علائم آنها بپردازیم. بر
افکنده گر چه جان و دلم را به دام ، عشقروزی هزار مرتبه گویم: سلام ، عشقاز دل بپرس مرتبه ی عاشقی که بوددر محضرش یگانه ی والامقام ، عشقچون گوهر خزانه ی ارباب معرفترخشنده است در نظر خاص و عام ، عشقآب حیات را که شراب است نام آندست از طلب مدار که ریزد به جام ، عشقزاغ هوس به دام لجن رفت و سر رسیدطاووس چتر گستر زیبا خرام ، عشقفرزانگی مکن که به سرمايه ی جنوناز عقل هست در صدد انتقام ، عشقچون شمع می گدازد و خاموش می شودبا اهل راز گر نشود همکلام ، عشقآن را که
به دفترم نگاه می‌کنم.به نوشته‌اي که نیمه کاره ماند چون باران گرفت."به دختری فکر می‌کنم که جلوی آینه ايستاده بود و عطر می‌زد، به صورتش نگاه می‌کرد و انتظار می‌کشید. لباس‌هايش را با دقت خاصی انتخاب می‌کرد و انتظار می‌کشید. رژلب ملايمی می‌زد و انتظار می‌کشید. به دیدار، به لحظه‌ی دیدار محبوبش فکر می‌کرد و انتظار می‌کشید.از خیابان رد می‌شد، از باران عبور می‌کرد، از چهره‌ی آدم‌ها.به ساعت نگاه می‌کرد.۸صبح.انتظار می‌کشید.به ساعت
دل گمراه من چه خواهد کرد با بهاری که میرسد از راه ؟ یا نیازی که رنگ میگیرد درتن شاخه هاي خشک و سیاه ؟ دل گمراه من چه خواهد کرد ؟ با نسیمی که میترواد از آن بوی عشق کبوتر وحشی نفس عطرهاي سرگردان؟ لب من از ترانه میسوزد سینه ام عاشقانه میسوزد پوستم میشکافد از هیجان پیکرم از جوانه میسوزد هر زمان موج میزنم در خویش می روم میروم به جايی دور بوته گر گرفته خورشید سر راهم نشسته در تب نور من ز شرم شکوفه لبریزم یار من کیست اي بهار سپید ؟ گر نبوسد در اين بهار
منم از ساعت سه و نیم تا شیش وسط قرارشون وايساده بودم زل زده بودم بهشون ! یه اصطلاحی هست که دریا جنون داره ، یعنی بعضی ها با دیدن دریا اختیار از دست میدن و میخوان خودشون رو غرق کنن توش.من جنون "وسط آسمون تو صبح هاي بارونی از پشت پنجره "دارم  یعنی وقتی پنجره رو باز میکنم دلم میخواد از همونجا بپرم تو آسمون بعد سر جام فریز بمونم  و هی قطره ها  از بغلم سّر بخورن برن رو زمین .تکنولوژیش یه روز میاد ،حیف که من نیستم اون موقع .*عنوان از قیصر .
کاش میشد که به رویم بغلی وابکنی یک لحظهخنده اي از ته دل روی لبم جا بکنی یک لحظهمن که لب تشنه ترین ماهیم،آغوش تورا می طلبمخانه تنگ مرا دامن دریا بکنی یک لحظهمن غروبی نگرانم که به پايان خودم نزدیکمتو بیايی و مرا باز تماشا بکنی یک لحظهبعد پايیز و زمستان تو بهارم،تو بهارم بشویغزل بی ثمرم را توشکوفا بکنی یک لحظهسهم من از تو فقط گوشه ی دلگیر قفس بود اينجاببری و یله ام در دل صحرا بکنی یک لحظهاشک چشمم شده از داغ غمت همچون سیلباز هم با لب خود حل معما ب
یک وقتی ماه رمضان هايمان شده بود فرزاد جمشیدی اي.حالا چند وقتی رمضان هايم شده پناهیانی!
خدا جان، اين ها گاهی انقدر خوب از تو حرف میزنند که آدم دلش برايت تنگ میشود، اين که حرف هاي آدمیزاد است با زبان قاصر!حالا ببین خودت چقدر خوبی.بیا و رمضان هايم را.نه.همه ی لحظه هايم را خدايی کن!
-اين که نتوانم روزه بگیرم مرا تا حد جنون میکشاند! چه کنم که تو اينبار اين چنین میخواهی.
-رشته اي بر گردنم افکنده دوست.
عاقل به کار دنیا بسیار لااُبالی استهمسايه‌ی جنون است عقلی که کامل افتدکلیم کاشانیزندگی بر گردن افتاده است یاران چاره چیستچند روزی هر چه باداباد بايد زیستنبیدل دهلویچه می‌گویند؟ می‌‌گویند عقل پخته خیلی شبیه دیوانگی است. خیلی «هر چه بادا باد» و لاأبالی‌وار به زندگی می‌نگرد. عقل، در اوايل خیلی با جنون فاصله دارد. هر چه عقل‌تر شود، فاصله‌اي کمتری با جنون پیدا می‌کند. شايد مثل مولانا که می‌گفت: «اوست دیوانه که دیوانه نشد»انگار زندگی را
✍️ نتايج تحقیقات نورولوژیستهاي آمریکايی نشان می‌دهد که مغز افرادی که دچار شکست عاطفی شدید می‌شوند واقعا دچار جنون می‌شود.
داستان عاشقانه لیلی و مجنون و اشعار چون "درد عشقی کشیده ام که مپرس" می‌توانند یک ریشه علمی‌داشته باشند. به طوری که دانشمندان کالج پزشکی آلبرت انیشتین از دانشگاه یشیوا در نیویورک دریافتند که عشق به شدت مغز را به خود وابسته می‌کند و زمانیکه فرد دچار شکست عاطفی می‌شود نتايج اين شکست می‌تواند واقعا مغز را دچار جنون ک
سوختم در شعلــه زار درک و حساي جنون حــــق بـــه فریادم برسرشتــــه ی زنجیــــر عقلم پاره کنهر گـــرفتــاری که دارم چــاره کنمانده ام در چــــاه ویــل فهم خوداز تو می خواهم طناب سهم خودتــــا مگــــر از قعــــر جانکاه خـردروح ســـــرگـــردان من بیرون پردآشیــان ســـــازد ملايک رهنمونبر فـــــراز شـاخ طـوبــاي جنون!
☺️۱ لحظه تحویل سال!☺️
 
۲ لحظه عاشق شدن!
 
☺️۳ لحظه اي تماس از کسی که دلتون براش تنگ شده…!☺️
 
۴ لحظه دادن آخرین امتحان!
 
☺️۵ لحظه اي که به شخصی که دوسش دارین,
نگاه کنین و ببینین اونم داشته به شما نگاه میکرده…!☺️
 
6 لحظه اي که دوستايه قدیمی و خوبت رو ببینی و بفهمی
هیچی بینتون تغییرنکرده…!!
 
☺️۷ لحظه ی لمس انگشتان نوزاد متولدشده!!☺️
 
۸ لحظه اي از خواب بیدار شی و ببینی که هنوز وقت اضافه
براي خوابیدن داری!!
 
☺️۹ یه شبه قشنگ,,تو خیاب
دارم کتاب می‌خونم. صفحه‌ی 326 از اتحادیه‌ی ابلهان، اونجا که رسیده به یادداشت‌هاي ايگنیشس، پسری که با حرف زدنش شما یقین می‌کنید، اون یه دیوونه‌س در حالی‌ که نمی‌تونید اين ادعا رو ثابت کنید و دیوونه بودن خودتون، ثابت می‌شه! دارم کتاب می‌خونم:
"پس از چند دقیقه که طیِ آن به سادگیِ تمام برتری اخلاقی‌ام را بر اين منحط به اثبات رساندم، دیدم که دوباره مشغول به اندیشیدن به بحران‌هاي عصرمان شده‌ام. ذهنِ همچون همیشه رام‌نشدنی وسرکشم کنار گوشم
من تمام زندگی ام با مار درگیر بوده ام. همیشه رویاي مار را دیده ام. از بچگی. و فکر میکنم اين رویا بین آدمها (کم و زیاد) عمومیت دارد. همیشه خواب میدیدم که مثلا خانه و رختخواب پر از مار شده. من میترسم. هر جايی می روم که مارها نباشند اما آنها همه جا هستند. دیشب اما براي اولین بار خواب دیدم که شوخی شوخی سر یک مار را کندم و کشتمش. نمی توانم بگویم مار چیست. فروید می گوید مار سمبول غرايز جنسی است چون دقیقا شکل آلت تناسلی است. (براي همین مار حوا را فریب می دهد
گربه لب شعروبه دل عشق وبه سرشورم بودیادگاری از شراب ناب انگورم بودمی روم همپاي تنهايی به گلگشت جنوندر مسیری تازه تا هرجا که مقدورم بودخسته از تاریکجاي نامرادی ها که هسترهسپارم تا که روشن جاده از نورم بودگامها از خود برون رفتن به فتواي جنونفیض استقبال از سرمنزل دورم بودمی برم بر دوش ، دار خود اناالحق برزبانتا مگر مرگی گواراتر ز منصورم بوداز نسیم باده اي مستم که در شبهاي هجرخوشتر از گلگشت در صبح نشابورم بودخون دلهايی که نوشیدم ز جام روزگا
یه وقتايی دلم می‌خواست فقط یه لحظه، فقط یه لحظه ناچیز بتونم ذهن آدما رو بخونم. اون وقت دیگه اون لحظه ناچیز نبود برام. باور کن، باور کن همون یه لحظه براي بقیه زندگیم کافی بود. اهمیتی نمی‌دم که چی می‌فهمیدم، فقط لازم بود که یه لحظه بتونم ذهنا رو بخونم. فوقش می‌فهمیدم که توهم زدم. تهش اين بود دیگه! از بلاتکلیفی که بهتر بود. 
اهل جنون
من از قبیله یوسف تو از زلیخا یی
براي بردن دل از چه راه می آیی؟
زلال عشق تو راجرعه جرعه می نوشم
شبیه صبح بهاری چقدرزیبا یی
به چشم مشکی رویا یی ات قسم بانو
که نیست مثل تو در زیرچترمینايی
شکسته می شود انگارآدمی وپری
اگر نگاه کنند آن جمال وتنهايی
نه من که عالم وآدم درآرزوی تواند
بدان هلال جهان می کشدبه شیدايی
کنار مرد خرد درد عشق مخفی نیست
که کار اهل جنون می رسدبه رسوايی
غزل کجا به غزال تو می رسدناصح
چنین که فتنه برانگیز وبادپیمايی
#ناصر_ب
بايد افکارم را از نو بنویسم‌‌‌.
 اعتقاداتم را. 
 علايقم را.
 تمام چیزها و فکرهاي مشمئز کننده ام را.
 بايد لیستی نو از دوستان و عزیزانم بنویسم.
 بايد مثل تابلو کلاس لیست خوب و بد درست کنم.
 بايد ، بايدهايی باشد.
 اين حجم از قیل و قال کلمات توی سرم طوفانی شده است مخرب نمیدانم از کجا به کجا میچرخد فقط اينقدر میدانم که ثبات را از من گرفته است.
 زبانم سکوت،اما ذهنم درگیر اين رژه طولانی کلمات است. 
 اين نوشتن بی سروته کمی آرامم میکند .
 ج
بايد افکارم را از نو بنویسم‌‌‌.
 اعتقاداتم را. 
 علايقم را.
 تمام چیزها و فکرهاي مشمئز کننده ام را.
 بايد لیستی نو از دوستان و عزیزانم بنویسم.
 بايد مثل تابلو کلاس لیست خوب و بد درست کنم.
 بايد ، بايدهايی باشد.
 اين حجم از قیل و قال کلمات توی سرم طوفانی شده است مخرب، نمیدانم از کجا به کجا میچرخد، فقط اينقدر میدانم که ثبات را از من گرفته است.
 زبانم سکوت،اما ذهنم درگیر اين رژه طولانی کلمات است. 
 اين نوشتن بی سروته کمی آرامم میکند .
من از لحظه‌ی نخست بیزارم. مثل تمام لحظه‌هايی که می‌گویند وقت شما به اتمام رسیده است. مثل هر تمام شدنی. امّا تنها یک چیز، لحظه‌ی نخست را تا همین لحظه جاویدان کرده‌ست و آن میل به اطلاع دادن اتمام است.  همان میل که بلافاصله بعد از لحظه‌ی نخست، از بین رفت . من آن‌جا دیدم که زانوهات می‌لرزند.  از گُر گرفتن‌هام ، و در ردها انتظاری هست و امیدی که روزی لحظه‌ی نخست را تکرار کنی .   با همان شکوه و اين‌بار دیگر به پشت سر نگاه نکنی و نلرزی.  اين‌چن
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
دوستان بیايید شعار را کنار بگذاریم و باور کنیم
همین لحظه میتواند،آخرین لحظه عمر و زندگی ما باشد،و هم میتواند لحظه تولد دوباره باشد.
بدون شک و یقین
اگر باور کنیم که اين لحظه میتواند لحظه مرگ ماباشد
کینه و تکبر و غرور را در دل راه نمی‌دهیم نداشتن یا نداشتن را دلیل برتری نمی‌دانیم
واگرباورکنیم
اين لحظه میتواند لحظه تولد دوباره باشد
به هیچ وجه مأیوس وافسرده و ناامید نمی‌شویم
(تو خود ح
بشینین براتون ذکر بگم ذکر پیریذکر اون لحظه اي که چشمات از دیدن نوه برادرت بعد از دو سال برق می زنهاون لحظه اي که در خواب و بیداری درد رو حس میکنی، در نشستن و دراز کشیدن درد داریاون لحظه اي که می بینی دیگری با وسايل خونه ات از مهمونت پذیرايی میکنهاون لحظه اي که با غم از عکسهاي روی دیوار براي بقیه تار و تعریف میکنیاون روزی که مثل دیروزها و فرداهاشهاون دقیقه اي که میگی "عزیزم دعا کن برام که زودتر راحت شم که در رنجم"، تویی که همه ی زندگیت جنگی
گه صفیر آفتابم ،لحظه اي بارانی امکس نمی داند دلیل بی سر و سامانی املحظه اي لبخند گرم باغ هاي سیب سرخ؛لحظه اي پرخاشگر چون ساحلی طوفانی املحظه اي در ولوله چون چله ی گرم تموزلحظه اي سرماي یلدا،آن شب طولانی امدر فراقم گاه درگیر جدايی هاي سختگاه گاهی در تدارک ،فکر یک مهمانی امشال می بندم به گردن گه کلاهم بر سر استیک قدم آنورترش با کفش تابستانی امگه بیابان می نوردم گاه دشتی سبز پوشگاه هم بر صخره اي چون کبک کوهستانی اممانده در تاریکی مطلق میان آنچ
همین لحظه ها , گر چه دلگیر ولی زنده ام داشته اند همین لحظه هايی که یادت به جانم بیفتد من از هیچ مطلق به پا خواسته ام و تو از نهايت که ما رو به رو ايم ,, ولی فاصله بین مان مثل یک ثانیه قبل و حالاست در اوج تفاوت , در اوج تقابل #الهام_ملک_محمدی
دانلود آهنگ بهنام بانی لحظه به لحظه ترانه و آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی لحظه به لحظه از بهنام بانی با دو کیفیت اورجینال 128 و 320 و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاين از سايت تابا موزیک خواننده: بهنام بانی | سبک آهنگ: عاشقانه و احساسی […]
نوشته دانلود آهنگ بهنام بانی لحظه به لحظه اولین بار در دانلود آهنگ جدید - تابا موزیک. پدیدار شد.
منبع: تابا موزیک
مجله تفریحی سرگرمی تیک و پیک
شعر زیبا براي دوری از عشقم
جنون من‎جنون من رنگ التماس داردعشق را با وهم و خیالم صنم دارمعطش سینه به زیبايی لیلا قسم دارمچو گذر آتش عشق با اشارت نظر درگیرمدر خزان دل تنها به زیبايی ماهم مانوسمحرم عشق با عطر بهشتی انتظاری سراب دارمخمری از شراب چشمت سبب دیدارت عجب داردمجنون یارم چو لیلا مسکر شد نفس هايشمجنون یار
توی وان حمام کشتن عاشقانه ترین نوع قتل است. عریان و بدون هر نوع تعلقات و پوشش‌هاي متظاهرانه. با زیبايی و بدنی همانطور که هست توی هیچ گِن و لباسی تغییر نکرده است. 
یا شايد در آسوده ترین حالت که در حمام احساس امنیت و آسايش به آدم دست می دهد. فکر می کنم چشم هاي زن در اين غافلگیری سخت معصوم و حق به جانب بوده است.
 
تقصیر من نیست فکرم درگیر قتل اين روزهاست. مردی همسر دومش که کلی عکس‌هاي عاشقانه دارند و لحظه اي که عکس ها ثبت حتما عاشقانه‌تر سپری کرده
لحظه هايی هستند.که هستیم.چه تنها. چه در جمع.اما با خودمان نیستیم !انگار روحمان می رود، همان جا که می خواهد.بی صدا بی هیاهو.همان لحظه هايی کهشنیدیم و نفهمیدیمخواندیم و نفهمیدیم.دیدیم و نفهمیدیم.هوا روشن شد.تاریک شد.چاي سرد شد یک لحظه سکوت.براي لحظه هايی که با خودمان نیستیم. 
فیلم stonehearst asylum (تیمارستان استون‌هرست (که شايد عمداً یک حرف s را جابجا کرده و منظورش تیمارستانِ سنگ‌دلان بوده باشد)) را فرصت کردید ببینید. مرز جنون و عقلانیت را به چالش می‌کشد. فیلم روايتگر داستانی در سال 1899 است. یک نکته‌ی جالب فیلم آن بود که می‌گفت اکثر دیوانگانی که در تیمارستان نگهداری می‌شوند از خانواده‌هاي اعیان و اشراف هستند. چرا؟ زیرا خانواده‌ی آنها، آنها را نمی‌خواسته‌اند. مثلاً آنجا یک دختر زیبارو وجود داشت با یک اختلال کوچک: او
بعد از سالها قسمت شد با هواپیما سفری داشته باشیم و البته از لحظه لحظه سفر عکس هاي هنری هم گرفتم و آلبومی هم ساختم. در عکاسی سفر دو دیدگاه مطرحه یکی اين که آدم بايد در لحظه زندگی کنه و به جاي عکاسی اون لحظه رو لمس کنه و لذت ببره. دیدگاه دوم اينه که آدم بايد از تلاش هاي امروز براي لذت بردن در فردا استفاده کنه مثل دیدن عکس هاي ثبت شده در سفر. متاسفانه دیدگاه دوم با اين که طرفدار کمتری دارد مورد تايیدم است.
در ادامه گر عمری بود حاشیه نامه از سفری راه
مسلما شما کلمه تور لحظه آخری را شنیده ايد , نامی آشنا براي مسافران و گردشگران است که به تورهاي دقیقه نودی داراي اسم و رسم است . تور لحظه پايانی به تورهايی اطلاق می شود که شرکتهاي ارائه دهنده سرویس ها توریسم به خاطر کامل شدن نشدن سهمیه رزرو شده خویش , اين دسته تور ها را که به لحظه پايانی شناخته شده‌است ,  [ادامه مطلب را در اينجا بخوانید .]
هلیا!من هرگز نخواستم که از عشق، افسانه‌اي بیافرینم؛باور کن!من می‌خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم – کودکانه و ساده و روستايی.من از دوست داشتن فقط لحظه‌ها را می‌خواستم.آن لحظهاي که تو را به نام می‌نامیدم.آن لحظهاي که خاکستری ِ گذراي ِ زمین در میان موج جوشان مه، رطوبتی سحرگاهی داشت.آن لحظهاي که در باطل ِ اباطیل دیگران نیز خرسندی کودکانه‌اي می‌چرخید.لحظه‌ی رنگین ِ ن چاي چینلحظه‌ی فروتن ِ چاي خانه‌هاي گرم، در گذرگاه شب.لحظه‌ی د
مرا شادمان کن که از زندگی بهره اي بهتر از تو نیارم به دست . جنون را به تفسیر اگر می رسانی نگاهت به من خواهد افتاد تو خود خوب می دانی ام تو خود می شناسی مرا زبانی نمی گویم از عشق قلم چون که دانا تر از من به گفتار گفته هر آنچه زبان نا توانست در گفتنش همین #الهام_ملک_محمدی
دانلود آهنگ هنگامه قسم میخورم
ترانه و آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی قسم میخورم از هنگامه با دو کیفیت متفاوت 128 و 320 ، لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاين از سايت موزیک یاب
سبک آهنگ: عاشقانه و احساسی
دانلود آهنگ قسم میخورم هنگامه در ادامه …
 
متن آهنگ قسم میخورم هنگامه
تو چشمات سواله یه عالم سوال نگاهت پر از آرزوهاي کال میدونم تو ذهنت چیا میگذره میبینی تو اما کی عاشقتره میمونم کنارت درست مثل سايَت از امروز تا هر روز تا
جنون یا روان پریشی (phychos) مجموعه اي از علائم و وضعیت روانی غیرطبیعی است که در آن ارتباط فرد مبتلا با واقعیت قطع می شود. علائمی چون هذیان و توهم در اغلب انواع جنون مشخص می شود. وقتی فرد دچار جنون شود چیزهايی را می بیند و می شنود که واقعا وجود ندارند. روان پریشی انواع گوناگون دارد که دسته اي از اختلالات همانند اختلال دوقطبی و اسکیزو فرنی را در برمی گیرد. در اين مطلب قصد داریم به تعریف هر یک از انواع جنون و علائم آنها بپردازیم. بر
جنون یا روان پریشی (phychos) مجموعه اي از علائم و وضعیت روانی غیرطبیعی است که در آن ارتباط فرد مبتلا با واقعیت قطع می شود. علائمی چون هذیان و توهم در اغلب انواع جنون مشخص می شود. وقتی فرد دچار جنون شود چیزهايی را می بیند و می شنود که واقعا وجود ندارند. روان پریشی انواع گوناگون دارد که دسته اي از اختلالات همانند اختلال دوقطبی و اسکیزو فرنی را در برمی گیرد. در اين مطلب قصد داریم به تعریف هر یک از انواع جنون و علائم آنها بپردازیم.
 
براي دریافت مشاو
مامان جانم!
تا ساعاتی دیگر معلوم خواهد شد که پسری به دنیا می آید که دنیاي میچکا و تاج سرش را دگرگون خواهد کرد یا دختری. آن لحظه می دانی چه لحظه اي است؟! آن لحظه، لحظه اي است که از شوق دانستن تو تمام شهر را برايت با پاي پیاده خواهم دوید. تمام شهر را برايت زیر و رو خواهم کرد. تمام شهر را خواهم فتح کرد . .
دریاي جنونجان به قربان تو و
چشم سیه مست تو بادحیف ِآن عمر که بی
عشق تو دادم بر بادتا به دریاي جنون ِغم
ِعشق تو زدمگر به ساحل برسم یا
نرسم بادابادسیل عشق از دل عاشق
چه خروشان برخاستکی شود سّد رهش عقل و
درس استادخانه ی عاشق دل خسته
ندارد سامانچون حبابی به سر موج
بود بی بنیاد"عشق آتش بود و
خانه خرابی دارد"نه که یارانه بگیری
تو و حق اولاداي (رها)عشق تجاری
شده حرفش تو مزنهر چه از عشق بگویند
بود حرف زیاد












علی
میرزائی(رها) 
چه حماقتی کردم امشب،
یه لحظه فقط یه لحظه بی احتیاط شدم.
وقتی مسیر مسابقه رو مشخص کردم به ذهنم رسید که توی جاده است شايد خطرناک باشه، اما توی یه لحظه اين تهدید رو دست کم گرفتم،
با اينکه هزار بار با اين بچه ها بازی کردم، هزار بار خوشحالشون کردم، با هم خندیدیم و و و
اين دفعه هزار و یکم، اين یک لحظه، اين بی احتیاطی من،
شکر خدا. خدا رو شکر. خدا رو شکر که اتفاقی نیافتاد.
یه لحظه حواسم رفت و بچه ها دویدن و یه ماشین لعنتی با سرعت پیچید توی جاده و آرمانی ک
 نه تو می مانی،نه اندوهو نه هیچ یک از مردم اين آبادیبه حباب نگران لب یک رود قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتغصه هم خواهد رفتآنچنانی که فقط خاطره اي خواهد ماندلحظه ها عریانندبه تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگزتو به آیینه، نه! آیینه به تو خیره شده ستتو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندیدو اگر بغض کنیآه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
جنون یا روان پریشی (phychos) مجموعه اي از علائم و وضعیت روانی غیرطبیعی است که در آن ارتباط فرد مبتلا با واقعیت قطع می شود. علائمی چون هذیان و توهم در اغلب انواع جنون مشخص می شود. وقتی فرد دچار جنون شود چیزهايی را می بیند و می شنود که واقعا وجود ندارند. روان پریشی انواع گوناگون دارد که دسته اي از اختلالات همانند اختلال دوقطبی و اسکیزو فرنی را در برمی گیرد. در اين مطلب قصد داریم به تعریف هر یک از انواع جنون و علائم آنها بپردازیم.
 
چشمهاي مادرم2016کار گردانNicolas Pesceداستان فیلم:( فرانسیکا ) در یک خانه دور افتاده با مادر  و پدرش زندگی می کرد اما یک روز که او  با مادر، تنها در خانه بودند  مورد حمله قاتل مهاجمی قرار می گیرند ومادرش   جلوی چشم او به قتل می رسد و پدرش در اين هنگام سر  می رسد و مهاجم را در انباری زندانی می کند  واين حوادث باعث می شود که قسمت تاریک و جنون آمیزی  در شخصیت فرانسیکا متبلور شود  زمان می گذرد و فرانسیکا بزرگ می شود  او بخصوص بعد از م
لحظه هايی هست که تنهاي تنها می‌شوی و به آخر هرچیزی که ممکن است برايت اتفاق بیفتد میرسی. اين آخر دنیاست!خودِ غصّه.غصه‌ی تو دیگر جوابگویت نیست و بايد به عقب برگردی، وسط آدم‌ها، هرکه میخواهد باشد.در اين جور لحظه‌ها به خودت سخت نمی‌گیری، چون حتی به خاطر اشک ریختن هم بايد به آغاز هرچیز برگردی. به جايی که همه‌ی دیگران هستند!@baycot#لویی_فردینان_سلین
عشق یعنی زندگی یعنی جنونعشق یعنی لیـلی بی سر زبونعشق یعنی روزگـــــــــار با وفـــــــاعشق یعنی مستی و صلح و صفاعشق یعنی مرگ زشتی هاي زشتعشق یعنی بوسه بر خاکـــــ بهشتعشق یعنی بر بــــــدی خنجر زدنعشق یعنی پشت هم سنگر زدنعشق یعنی بوی عاشق پیشه هاعشق یعنی معنی رنگــــــــــــ خدا .-----------شاعر : علی کیانور
عادل فردوسی‌پور در برنامه امشب به اتفافات هفته نوزدهم لیگ پرداخته است.به گزارش "ورزش سه"، برنامه نود دوشنبه شب(بیست و پنجم دی‌ماه) از ساعت 22:40 آغاز شده که مسابقات لیگ برتر در هفته نوزدهم مورد بررسی قرار گرفته است. [ادامه مطلب را در اينجا بخوانید .]
یک ماه بیشتر نیست ،
پس بايد لحظه لحظه اش را "قدر" بدانم .
+ اين دفعه همسر سید شهرام شکیبا اومده بود ايوان مقصوره ، خانم ستاره سادات قطبی . خانم دلدار رفت باهش سلام و احوال پرسی کرد :) به نظر زوجِ موفقی میان ماشاالله .
+ خدايا از امروز و از اين لحظه پا گذاشتم در میهمانی با شکوهت ،از همان رزق هاي واسعت به من و همه ی دوستانم و همه ی کسانی که دارم عنايت کن .
از رزق دل گرفته تا رزق هاي مادی
X متن اهنگ یه لحظه نگاه کن X دانلود اهنگ یه لحظه نگام کن ماکان بند X اهنگ بی کلام یه لحظه نگام کن X اهنگ یه لحظه نگام کن با متن X یک لحظه نگاه کن X دانلود آهنگ یه لحظه نگام کن ماکان بند با کیفیت 320 X ماکان بندی لحظه نگام کن X متن آهنگ دلگیری ماکان بند X متن اهنگ یه عصر خوب X متن آهنگ یه لحظه ماکان X اهنگ ماکان بند یه لحظه نگام کن X متن اهنگ رفت ماکان بند X متن آهنگ دیوونه من ماکان بند X متن اهنگ یه لحظه نگام X دانلود
یا عشق
قسم به خداوند که مهربان ترین مهربانان است
از شما مهربان تر نسبت به خودم نیافتم
وقتی "هوس" کودکانه ام را دانستید و به نیکی پاسخ دادید. 
"چشم هايم سرریز از شوق دیدن دوباره تان بود که دلم هوس عطر مست کننده ی نرگس کرد". به شدت. 
میدانید که زمستان ها دیوانه ی نرگس میشوم. اما قصد جنون داشتم،که نرگس را در حرم شما ببویم. 
جلوی ورودی صحن گوهرشاد، چشمم به گنبدتان، دستم به سینه، به دلم افتاده بود بعد زیارت بروم پی گل فروشی که مستی به حد اعلايش برسد.
نشسته توو دستامپرنده اي غمگینبه من میگه: پاشو!به من میگه که نَشینچه رنجیه توو صداشچه بغضیه توو چشاشمیگه بزن به جنونکه عاشق من باشبلند شو از کابوسخورشیدو پیدا کنبگو به دنیا: نه!قفل درو وا کنبخند دیوونهتوو اين روزاي مریضبراي اين مردماشکاتو دور نریزبکش سر دنیافریادی از شادیبرقص دیوونهبا برج آزادیحرفاي قلبت روبذار بیاد بیرونبکش رو دیوارارویاهاتو با خونگیتارتو بردارسر بده آوازوبه خاطرت بسپارلحظه ی پروازوبپیچه توو دنیاصداي عشق و جنونتوو اي
امشب دوباره بی تو غمگینم، با غصه هاي سرد و تکراریرفتی ولی انگاری اينجايی، بر روی قاب عکس دیوارییک هفته شاغل بر سر نفتم، یک هفته هم درگیر اندوهمبی تو دگر من کاملا سیرم،  از زندگی سرد و  اقماریگاهی ببین درگیرم تحصیلم، گاهی فقط دلتنگ چشمانتلبخند من گاهی چه شیرین است، گر با غمت گاهی تو بگذاریوقتی که دلتنگ تو ام شب ها، تب می کنم تا لحظه هاي صبححس می کنم گرماي دستانت،در لحظه هاي خواب و بیداریامشب که می آیی به رویايم، در لحظه هاي خواب غمگینماي
عماد خراسانی :
حال که تنها شده ام می‌رویواله و رسوا شده ام می‌رویحال که غیر از تو ندارم کسیاين‌همه تنها شده ام می‌رویحال که چون پیکر سوزان شمعشعله سراپا شده ام می‌رویحال که در بزم خراباتیانهمدم صهبا شده‌ام می‌رویحال که در وادی عشق و جنونلاله‌ی صحرا شده ام می‌رویحال که نادیده خریدار آنگوهر یکتا شده‌ام می‌روی!حال که در بحر تماشاي توغرق تماشا شده‌ام می‌رویاين‌همه رسوا تو مرا خواستیحال که رسوا شده‌ام می‌رویعماد_خراسانی
#انتخاب

زندگی شما نتیجه انتخاب هاي شما تا اين لحظه است.
هر جا که هستید و هر کسی که هستید به دلیل انتخاب ها و تصمیم هايی است که تا اين لحظه گرفته ايد.
هر کاری که انجام می دهید بر اساس ارزش هاي غالب در آن لحظه است.
حتی هیچ کاری نکردن هم نوعی انتخاب است.
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید، کنترل کامل زندگیتان و تمامی آنچه برايتان اتفاق می افتد در دست شماست.
آیینه‌اي از رنگ چشمانت سخن گفت
وقتی صدايت را کسی در گوش من گفت
با کام تلخم نیمه شب شعری نوشتم
اما تمام شعر را شیرین دهن گفت
خاکم کنید و عشق را از من نگیرید
اين جمله را دیوانه‌اي با گورکن گفت
نیم از وجودم زخمی و نیمی به آغوش
با غم چگونه مرد را بايد به زن گفت؟!.
هر جا که رسمی از جنون باشد دلم هست
عریانی ما را غریبی بی کفن گفت
از ترس نرسیدن
چشماتو ببندی و بخواي که زمان زود بگذره.
بگذره تا برسه به اون لحظه.
بگذره تا برسه به اون لحظه که نمیدونی بعدش چه قدر سخته یا اسون اما میدونی که بعدش حتما فرق داره
بعدش اصلا مثل قبلش نیست
همین رو میخواي
مثل اون لحظه که ته دلت یه حالی میشه تو سرعت و سرازیریاما بعدش قطعا فرق داره با قبلش.
اينک جنون اينک بیابان اينک موج! آنچه از من زايیده می‌شود همان است که مرا می‌زايد کلمات من جنونِ جهان‌اند که بر سرم آوار می‌شوذ: علف بر سر خود می‌روید و آب از سر خود می‌گذرد باد خود را به دور می‌فکند و آینه در خود می‌ماند. آنچه از من زايیده می‌شود همان است که مرا زايیده‌است.
اينک جنون اينک بیابان اينک موج! آنچه از من زايیده می‌شود همان است که مرا می‌زايد کلمات من جنونِ جهان‌اند که بر سرم آوار می‌شود: علف بر سر خود می‌روید و آب از سر خود می‌گذرد باد خود را به دور می‌فکند و آینه در خود می‌رقصد.آنچه از من زايیده می‌شود همان است که مرا زايیده‌است.
اوه من اينو همیشه تو لحظه فراموش میکنم و یادم میره بنویسمش! ولی وقتايی که دست کشیده و خوش فرمت رو گرفتم و بخاطر اينکه لحظه اي دلم برات ضعف رفته یا دلتنگت شدم یا هر فکر دیگه اي که تو باعثش بودی، دستت رو آروم یا حتی محکم فشار میدم و تو همون لحظه همین کار رو متقابلا تکرار میکنی و بهم میفهمونی هر چیزی! مثلا تو هم همین طور؟! یا حواست به منه فقط! نمیدونم، تو اين کار رو میکنی و باعث میشی من بیشتر دلم برات بره جیمینا هیونگ من :))) 
گاهی حس میکردم مث ی مبارزیمک با اينکه میگ تسلیم و بسهباز مشت میخورهحریف قبول نمیکنه ک طرف شکست رو پذیرفتهانگار تا وقتی زنده اس یعنی تو رینگ مبارزه اسحالا  ولیدروغ چرا اوضاع بهترهناراحتم ولی ن در حد جنون امیدوارمفقط آرامش قبل طوفان نباشهاما ی ترسی توی وجودم هسکاش حداقل دیگ اونو نبینم واقعا ب شدت از اون :)و ویروس خطرناکش میترسم( مریضه =)) )چقد در تلاشم تو نوشته ها  بجاي تو بگم او =))   
همه‌ی سال‌ها منطقی  راه خودت رو رفتی و خوشحال نیستی، اين چند صباح رو به دل من  راه  بیا، ببین چه عاشقونه س.روزی که از میون همه‌ی بیت‌ها و سرنوشت‌ها، "افسانه‌ی عشق" و "جنون"ش رو انتخاب کردم، بهترین انتخاب (براي) همه‌ی عمر بود.
الان ساعت 5 صبحه . و من منتظر طلوع خورشید هستم، بعضی وقتا که دارم به اين لحظه‌ی زیبا فکر می‌کنم، می‌بینم که چقدر لحظات زیبا رو ما از دست می‌دیم . شايد همون یک لحظه‌ی زیبا مسیر جدیدی به زندگی ما بده، شايد تغییری ايجاد بشه . همه‌ی ما متولد یک لحظه هستیم. یک لحظه که پدر مادر تصمیم به ازدواج می‌گیرن، یک لحظه که بچه به دنیا میاد و یا یک لحظه که از دنیا میریم.
هر لحظه می‌تونه یک اتفاق جادویی داشته باشه که شايد بتونیم بهش برسیم. من که خیلی از طلوع
دوست داشتن و عاشق بودن چون خورشید و ماه اند، ماه می درخشد نه از آن روی که خود نوری دارد، بلکه پرتو خورشید است که می تابد بر آن، زیبايی و درخشندگی ماه از نور آفتاب است که با مانعی میان آن دو به تاریکی می گرايد، پس دوست داشتن اساس آن بر منفعت است که چون حاصل نشودبه سردی می گرايد، ولی عشق چون خورشید از درون می سوزد و پرتو می افکند، عاشق عشق را بی مهابا عرضه می کند نه از آن روی که طالب وصل است، هرچند وصل دل و دلدار، عاشق و معشوق زیباست و لذت بخش ولی غا
+ حالم بدتر از اون چیزیه که فکر میکردم . میخوام سریع برگردم به سکوت و تنهايی .
+ حس انزجار از تمام چیزهاي دوست داشتنی ، حتی از ادمهاي نزدیک دوست داشتنی .
+ ناهنجاری .
+ جنون زده ام نمیخوام برگردم . میخوام کنار بکشم . کاش امشب همه چیز اتیش بگیره .
+کاش یک سطل زباله پیدا میکردم که تهش توی خاکچال دفن بشم
+کاش نخونی .
دارم از سردرد می میرم
خواب چشمام رو خفه کرده، اما جنون بی خوابی گرفتم. دوباره درد. 
نمیدونم چیکار بايد کنم. اينجا می نویسم که بلکه چندثانیه حواسم به چیز دیگه اي پرت بشه
اي کاش اين بیخوابی، برادری به اسم فراموشی داشت
دیگه دارم همه چیز رو تار می بینم
چرا امشب تموم نمیشه
چرا خوابم نمی بره
دیگه هیچی نمی فهمم. درد و رنج مطلقه. و نا امیدی. از سرنوشتی که بهش دچار شدم.
غنچه گل عذار من
کی شکفی تو در برم
لحظه به لحظه دم به دم
جان بدهم در طلبت!
----------------------------------
شبنم دل نوازم من
هر دم صبح جلا دهی قلب فسرده چمن
سبزه و غنچه شادکام
هر دم صبح با رخت
----------------------------------
هايکو:
باد بهار
به هنگام عبور از گلستان
آرزوی دیگری داری.
-----------------------------------
1- جنون دائمی یا(ادواری) دوره اي:چه در زمان عقد مجنون باشد و چه بعد از عقد ايجاد شود.2- اگر در شوهر صفاتی به طور ضمنی یا صریح شرط شده باشد و بعد معلوم گردد فاقد آن است.3- تدلیس:اگر از طرف خود مرد باشد.یعنی مرد در زمان خواستگاری با انجام اعمالی خود را فرا تر از آن که هست(اعم از ظاهری یا ) معرفی کرده باشد.4- مبتلا بودن مرد به بعضی بیماریهاي خاص که در قانون آمده است.
بعضی لحظه ها در زندگی خیلی ناامیدکننده ست
اونقدر که دلت میخواد بزنی زیر هرچی مسئولیت و وظیفس
بجاش بری کوه، دشت، یه سیاره دیگه یا زیر پتو
حتی تمام دنیا رو پاز کنی و بشینی فیلم ببینی
بعضی لحظه هاي ناامید کننده کش میان
و من تا ۲۴ ساعت آینده محکومم به موندن در اين لحظه کشدار
آخ که تنها فرار غیرممکن، فرار از زمانه
اينجور وقتا دلم میخواست اين ۲۴ ساعتو موقتا میمردم
محض دلخوشیم: گاهی بی قواره نوشتن به تخلیه عاطفی می ارزه.
امروز و دیروز و فردا و اين تاریخ‌هاي بی‌ سر و ته که تماما ببین احاطه کرده‌است عدد! فکر خلق را. از هوش می‌بردم آن هوايی که در آن عطر نفس‌هاي تو می‌پیچد همچون طره‌ی گیسوانت که در نزدیکی چشمانم فوج فوج از میوه‌هاي شیرین چهره‌ات می‌چینم و مســـــــتـــــــ. و لايعقل می‌شوم از آن همه اتّفاق که درهم می‌ریزد هر ذهن سلیمی را و من در کنار همه‌ی اين‌ها به سان درختی استوار در میان باد ما را با خود خواهد برد. یاد ما را در خود خواهد داشت. داشتی
غمم اين نیست که پايیز ملال انگیز  است  ‏دردم اين است که هر روز خدا پايیز است  ‏خنجر کند زمان روح مرا می سايد  ‏اين همه لحظه ی آرام جنون آمیز  است  ‏گوشه ی شهر غریبی تک و تنها مردم  ‏خانه ی سرد من از حس تهی لبریز است میل پرواز در اعماق وجودم مرده همه ی زندگیم یک قفس ناچیز است پیش از آنی که به مسلخ ببری صیدی را مطمئن باش دلت سنگی و تیغت تیز است 
بسم الله الرحمن الرحیم./
بعضی ها را نمیشود نوشت 
نمی شود لحظه به لحظه عکس هاشان را پست کرد 
یک آدم هايی آن قدر نورند بر تاریکسراي جانمان 
که نمی شود از گنجه ی پنهان شده در سینه، 
آوردشان بیرون و انگشت نماشان کرد . 
حیف است! 
میدانی؟ 
حیف است جلاي جانم، در تنفس هواي آلوده زنگار بگیرد. 
بگذار مثل راز بماند عشقی شیرین، تازه، مخفی و ماندنی! 
نه لوس و نشان دادنی. . 
بعضی ها را نمی شود نوشت 
دم به دم ، نمی شود دم زد از عشق! 
بعضی ها را، بايد زیست. 
ل
روزی که براي اولین‌بار ببینمت، قطعا داستان‌هاي زیادی براي تعریف کردن دارم. من مشتاقانه حضورت رو تمنا می‌کنم و از خدا می‌خوام فرصتی رو بهم بده تا حس لبریز از هیجانم رو با صداي خودم برات بگم. هیراد جانم، پسرِ قشنگم، روزی که براي اولین بار ببینمت، معلوم نیست در چه سن و سالی هستی و چقدر از هیجانات اين روزهاي منو درک می‌کنی، ولی مهم نیست، چون من صبر زیادی در مقابل بودنت و انجام دادن درست‌ترین کارهايی که یاد گرفتم در به‌موقع‌ترین زمان‌هاي مم
یادمه لحظه ی دیدار یادمه اون اولین باریاد لبخنداي گرمتچشاي همیشه بیدارهمیشه بیدارهمیشه بیدارنمیدونم چی بخونممن از عشقم گله دارموقتی رفتی از کنارمبیقراره بیقرارمبیقرارم بیقرارمقسمت میدم به اون لحظه ی گرم آشنايیمتن آهنگ قدیمی
گر عقل پشت حرف دل اما نمی گذاشتتردید پا به خلوت دنیا نمی گذاشت
از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوستمی شد گذشت، وسوسه اما نمی گذاشت
اينقدر اگر معطل پرسش نمی شدمشايد قطار عشق مرا جا نمی گذاشت
دنیا مرا فروخت، ولی کاش دست کمچون بردگان مرا به تماشا نمی گذاشت
شايد اگر تو نیز به دریا نمی زدیهرگز به اين جزیره کسی پا نمی گذاشت
گر عقل در جدال جنون مرد جنگ بودما را در اين مبارزه تنها نمی گذاشت
اي دل بگو به عقل که دشمن هم اين چنیندر خون مرا به حال خودم وا نمی
در آسمان زندگی ام چون ستاره باش آتش بزن به دین وغرورم شراره باشاين زندگی بدون تو یعنی مترسکمغرقم به موج خون توبرايم کناره باشرحمی بکن که اين دل من بی قرار توستتسکین بی قراری من عین چاره باشدندان به روی زخم نهادم چه روز وشبخیاط زخمهاي اين جگر پاره پاره باشهم عقل وهم جنون پی تسخیر روح منمن با توزنده ام،نفسم یک اشاره باشدل سر سپرده،دوچشمم خمار،گوش کردرمان،دوا،طبیب،علاج دوباره باش۱۳۹۷/۱/۴ محمدصدوقیmohammadsadooghi1978gmail.com
گر عقل پشت حرف دل، اما نمی‌گذاشتتردید پا به خلوت دنیا نمی‌گذاشتاز خیر هست و نیست دنیا به شوق دوستمی‌شد گذشت. وسوسه اما نمی‌گذاشتاين قدر اگر معطل پرسش نمی‌شدمشايد قطار عشق مرا جا نمی‌گذاشتدنیا مرا فروخت ولی کاش دست‌کمچون بردگان مرا به تماشا نمی‌گذاشتشايد اگر تو نیز به دریا نمی‌زدیهرگز به اين جزیره کسی پا نمی‌گذاشتگر عقل در جدال جنون، مرد جنگ بودما را در اين مبارزه تنها نمی‌گذاشتاي دل بگو به عقل که دشمن هم اين چنیندر خون مرا به حال خ
لحظه ها. اتفاق ها.
همه لحظه ها و اتفاق هاي اين زندگی مشترک از جلوی چشم هاش میگذره. الان 72 ساعته که مدام داره تصویر میبینه؛ خنده هاي مهناز، اشک هاش، سفرهاشون، دعواهاشون. و جمله هاي آرمان که مدام تکرار میشن : اتفاق ها و لحظه هان که مهمن"
احمد تصمیم گرفته به اين فلسفه آرمان فکر کنه. درواقع بیشتر از فکر، چون به نظرش منطقی میاد، میخواد عملیش کنه.
داره اتفاق ها رو مرور میکنه. لحظه ها رو هم. و اين مسئله با خودش ترس میاره. ترس از اين که لحظه ها اونقدر ج
تاحالا کویر رفتی؟ 
یه تیکه‌اي حتما برات پیش اومده که نشسته باشی دست هاتو تا مچ یا بیشتر داخل تل شنی فرو کرده باشی، همون لحظه با خودت میگی: دستمو که مشت کنم و بیارم بالا میتونم همه دونه‌ها را داخل دستم نگهدارم و اونوقت من فرمانرواي شن‌هاي داخل مشتم هستم.
درست همون لحظه مشتت را بالا میاری و با چشمات میبینی که تموم دونه دونه شن ‌هاي تحت فرمانروايی از دستت سُر خوردند و افتادند.
و تو دوباره و دوباره فریب میخوری و دست‌هات را پر از شن می‌کنی و بال
مهره هاي فرقه ضاله بهائیت در نوشته هاي خود علی رغم تلاش هاي فراوان
نتوانستند منکر جنون باب گردند.

رهپویان هدايت: بهائیان در بیان جریان اعدام باب حکايتی نقل کرده اند که اتفاقا سندی
است در تايید دیوانگی و جنون او که به هیچ وجه نیز قابل کتمان نمی باشد. متن فوق
توسط مهره هاي بهائیت ترویج می شود و در آن اعتراف پزشک معاينه باب که به صراحت
جنون وی را تايید کرده آمده است.

بنابر اعتراف خود بهائیان گمراه وقتی قرار بود باب اعدام شود او را
نزد یک پزشک ارو
توی زندگی اکثرمون یه لحظه هايی هست که از اون به بعد همه چیز عوض شده؛ یا چیزی درونمون متوقف شده یا اين که جرقه اي بوده براي شروع (دارم شبیه ادمايی که سیگار رو ترک کردن و یا با یه حرف و کنايه تبدیل شدن به صاحب بزرگ ترین شرکت حرف میزنم :دی). من عاشق اين مدل لحظه هاي زندگیمم. تنها فرصتیه که میتونی به خودت ثابت کنی چقدر توانايی. شايد گرون تموم بشه اون لحظه ها و  شبیه به آدمی بشی که از رینگ مسابقه زخمی و خسته بیرون میاد، زخمی و خسته و پیروز! اما ارزشش رو
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود
حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست
به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود
مباحثی که در آن مجلس جنون می‌رفت
وراي مدرسه و قال و قیل مسئله بود
دل از کرشمه ساقی به شکر بود ولی
ز نامساعدی بختش اندکی گله بود
قیاس کردم و آن چشم جادوانه مست
هزار ساحر چون سامریش در گله بود
بگفتمش به لبم بوسه‌اي حوالت کن
به خنده گفت کی ات با من اين معامله بود
ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش
میان ماه و رخ ی
جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظهاي گفته می‌شود که خورشید از صفحه استواي زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. اين لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود، و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.در کشورهايی مانند ايران و افغانستان که تقویم هجری شمسی
پیش تر ها وقتی از دست ادمها عاصی میشدم . وقتی پشتك واروها ی دیوانه  كننده شان طناب اعصابم را تا سر حد جنون كش می اورد . فریاد می زدم . عین دیوانه اي كه سنگ بر میدارد براي كودكانی كه به قصد بازی ، در كوچه دوره اش می كنند . اما حالا .سكوت می كنم ارام می نشینم  حرف نمی زنم به من چه ربطی داردبگذار حرفها انقدر خودشان را بزنند تا بمیرند. 
یکی از چیزهايی که توی کارِ ما (رسانه؛ چه مطبوعات و چه تلویزیون) اذیت‌مون می‌کنه اينه که به هیچ چیز نمیشه دل بست و هر لحظه امکان داره کاری که می‌کنی، آخرین کار خودت و مجموعه باشه! یعنی یک لحظه غفلت، یک عمر پشیمانی. مثل کار توی نیروهاي نظامی و انتظامی می‌مونه. اولین اشتباه، آخرین اشتباههمن اما بر خلاف خیلی از همکاران رسانه‌اي (که به شدت منعطف‌ند و در لحظه می‌تونن با شرايط جدید ارتباط برقرار کنن)، ثبات دوست دارم؛ که بدونم از کجا اومدم و ال
دانلود اهنگ غمگین و احساسی از رضا ملک زاده به نام دلبر بی نشانم بی تو بی آشیانم با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang delbar bi neshanam az Reza Malekzadeh
دانلود آهنگ دلبر بی نشانم رضا ملک زاده (کیفیت بسیار عالی) و متن شعر
یادم تو را دیگر فراموش شیدا منم از عطر تو میدرخشد پیراهنم .♫♪✌
آواره ام من همچو باد بی سرزمینم دریا تویی من قايقی بی سرنشینم .♫♪✌
دلبر بی نشانم بی تو بی آشیانم بی من اي همسفر رفته اي بی خبر بی تو بی خانمانم .♫♪
اختلال دوقطبی شرايطی است که تغییرات شدید در حالت و نوسانات در سطوح انرژی و فعالیت را نشان می‌دهد که می‌تواند زندگی روزمره را دشوار سازد .
اين یک بیماری ذهنی جدی است که اگر درمان نشود می‌تواند روابط را از بین ببرد ، چشم‌انداز شغلی را تضعیف کند، و به طور جدی بر عملکرد تحصیلی تاثیر بگذارد . در برخی موارد ، می‌تواند منجر به خودکشی شود .
تخمین زده می‌شود که ۲.۹ درصد از آمریکايی‌ها تشخیص اختلال دو قطبی را دارند و ۸۳ درصد موارد به عنوان ماده حاد ط
                    خداي خوبم
قسم به لحظه اي که دلم را می شکنند و جز تو مرهمی نیست
قسم به لحظه اي که مرا می فروشند و جز تو خریداری نیست
قسم به لحظه اي که تنهايم می گزارند و جز تو همراهی  نیست
قسم به لحظه اي که دوستم ندارند و عاشقی جز تو نیست
                   من دوستت دارم
یه مرضی هم هست که میری سراغ خاطره هاي قدیمی، بدترین ها رو انتخاب می‌کنی و لحظه به لحظه اش رو با خودت مرور می‌کنی. عکس ها رو می‌بینی یا حرفاي رد و بدل شده رو مرور می‌کنی. انقدر توی خاطرات فرو میری که نمی‌فهمی چند دقیقه است داری گریه می‌کنی. 
تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است یک منزل از آن بادیه‌ی عشق مجاز است در عشق اگر بادیه‌اي چند کنی طی بینی که در اين ره چه نشیب و چه فراز است سد بلعجبی هست همه لازمه عشق از جمله یکی قصه‌ی محمود و اياز است عشق است که سر در قدم ناز نهاده حسن است که می‌گردد و جویاي نیاز است اين زاغ عجب چیست که کبک دریش را رنگینی منقار ز خون دل باز است اين مهره‌ی مومی که دل ماست چه تابد با برق جنون کاتش یاقوت گداز است وحشی تو برون مانده‌اي از سعی کم خویش ورنه در مقصود ب
درست همین‌ جايی که وايسادم. همین جا سخت‌ترین بخش اين قصه است. ساختن و به دست آوردن چیزی که خاک سردی بشه روی جنازه از دست رفته‌ها، نتونستن‌ها، نشدن‌ها، ناممکن‌ها. اينجايی که نه دیگه پشت سرت رو می‌خواي و نه می‌تونی حدس بزنی در آینده چقدر ممکنه خوشحال یا غمگین‌تر باشی. هر لحظه احتمال زدن زیر همه چیز، زانوی غم بغل گرفتن و افسردگی کردن هست. اما اين تو نیستی. اين تو نمی‌خواي باشی. بايد ادامه بدی. تمرین بی‌توجهی به نداهاي گذشته و سُرو*ی از کف رف
مثل آهنگی که یک روزی، یک جايی، یک وقتی، پیدا کرده اي و دست نخورده، گوشه اي نگاه داشته اي تا وقت ِ بی‌حوصلگی ات را مأوا شود، تا مبادا عجولانه، لذت ِ لحظه‌ها، اين لحظه‌هاي عجیب که هرکدامشان به پدیده‌هاي یکسان رنگ ِ متفاوتی می‌بخشند، لذت ِ بی‌نهايت شدن ِ چیزی که اگر از میان ِ لحظه به لحظه ی زندگی‌ات، با لحظه ی به‌خصوص ِ خودش مقارن شود می‌تواند بی‌نهايت ِ تو باشد را بر خود حرام و به خوب بودن اکتفا کنی. صبورانه در برابر عجول بودن مقاومت کردی
گاهی یک میز در گوشه‌ترین جاي طبقه‌ی دوم یک کافه می‌شود تمام چیزی که از چشم باز کردن، در هر چشم بر هم زدن و تا چشم بستن به آن فکر میکنی. گاهی هم تصور یک نیمکت توی یک پارک تاریک که با خنده و شوخی از میان نیمکت‎هاي دیگر انتخاب شده تمامت را درگیر میکند و لحظهاي از فکر کردن به آن ثانیه‌هايی که دیگر قرار نیست هیچوقت تکرار شوند، فارغ نمی‌شوی.
می‌توان عاشق لحظه‌ها شد، مثلا آن لحظهاي که رو به یک منظره‌ی خاص ايستاده‌اي و طنین یک صداي گوش‌نواز د
چشمهاي مادرم2016کار گردانNicolas Pesceداستان فیلم:( فرانسیکا ) در یک خانه دور افتاده با مادر  و پدرش زندگی می کرد اما یک روز که او  با مادر، تنها در خانه بودند  مورد حمله قاتل مهاجمی قرار می گیرند ومادرش   جلوی چشم او به قتل می رسد و پدرش در اين هنگام سر  می رسد و مهاجم را در انباری زندانی می کند  واين حوادث باعث می شود که قسمت تاریک و جنون آمیزی  در شخصیت فرانسیکا متبلور شود  زمان می گذرد و فرانسیکا بزرگ می شود  او بخصوص بعد از م
جملاتی ماندگار از سهراب:
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم اين آبادی .
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره اي خواهد ماند .
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
آثار ادبی او حدود 15 عنوان را در بر می‌‌گیرد و مهم‌ترینشان رمان «زندگی
یک نوزاد» است که قهرمان داستان آن نوزادی در شکم مادرش است. او در سال
1997 نیز با انتشار رمان «فرانز و فرانسوا» که به یادآوری روابط پر تنش خود
با پدرش پرداخته به موفقیت چشم‌گیری نايل آمد.
ویرگان یکی از معدود نویسندگانی بود که در طول فعالیت حرفه‌اي خود موفق شد
علاوه بر جايزه گنکور براي رمان «سه روز پیش مادرم» در سال 2005،  جايزه
رنودو را نیز براي رمان «جنون بوکسور» به دست
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فايل هاي صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهاي رايج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با اين حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش اين فايل را براي تان فراهم آورد.

به دست باد سپردم عنان راحله رابدان امید که یابم نشان قافله را
به کاروان سبک بار واصلان نرسم گر نکنم پاي پر ز آبله را
وصال مجلس دریادلان میسر نیست
مگر ب باره ی خون طی کنیم فاصله را
من از مناز
مثل همین چند لحظه پیشگاهی زنگ بزنبی بهانه هرچند کوچکو دلیلی که میتواند مهم نباشدگاهی بی بهانه بی دلیل سراغم را بگیرعابری که میخواستاز روی پل بپردتصور کن!که باشنیدن صداي معشوقشچند لحظه هرچند کوتاهمیشود مرگ را برايش دست به دست کرد!
به نام خدا
درآمدنش یک جور! ماندنش یک جور! کشیدنش هم یک جور! می پرسید یک جور چه؟! هر کدام یک جور مشکل است و یک جور درد دارد! می پرسید چه چیزی؟! دندان عقل را میگویم!
به گمانم همه مشکلات دندان عقل بخاطر اسمش است! مثلا اگر از همان ابتدا اسمش را دندان جنون می گذاشتند، اين مشکلات هم در پی اش بوجود نمی آمد!
 
اين درحالی است که خود نگارنده هیچ گونه تصوری از دندان عقل، بوجود آمدنش و دردش ندارد!
جمعه هاوقت نمازو وحدت وهشیاری است/موسم خوب پرستش لحظه بیداری است/باش اندرنیمه شب میهمان تاسحر/اشک چشمت دردعاها زمزم دلداری است/درکمیل و ندبه آن انقلابی رخ دهد/بهر پیغمبروآلش موعدغمخواری است/بانمازجمعه آن عزتی حاصل شود/روح ايمان و بصیرت باگل همکاری است/دشمن دین باولايت خوار و رسوامیشود/سوی شیطان ستمگر جمعه هابیزاری است/درغروب جمعه گردد یادمهدی پرخروش/چون فراق حضرت او لحظه دشواری است/
یک روز بهاری
عصر بارونی
چايی دست استاد
صحبت هايی که تو رو از اين دنیا میبره به عالم عشق و مستی و راستی
بعضی لحظه ها جزو عمر آدم حساب نمیشه بنظرم اينا لحظه هايی هستن که با تمام وجود کاری رو انجام میدید هرچقدر هم کوچیک و با قلبتون.
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

ازن ژنراتور روانشناسی کودکان افسرده انواع روشنایی درکرمان مشاوره کنکور انسانی کارگاه هنری شمع مهتاب راهنمای مشاوره ای در زمینه روانشناسی Argiris چورس روستای تاریخی و گردشگری بیمه سینا