نتایج جستجو برای عبارت :

دانلود سریال کره ای گوی سحر آمیز

از در که بیرون آمدم دیگه حتی توان ايستادن نداشتم، دستم را به
دیوار تکیه دادم و صورتم به روبه‌رو خیره مانده بود. سردم بود، احساس
می‌کردم نمی‌تونم نفس بکشم بعد بی‌‌اختیار پیشانیم رو روی دیوار گذاشتم و
شروع کردم به گریه کردن. نمی‌دونم چه قدر گذشت؟ اما وقتی به خودم آمدم،
دیدم آن قدر با صداي بلند گریه می‌کنم که توجه تمام عابرهاي پیاده به من
جلب شده، خانمی جلو آمد؛ دستم را گرفت و گفت: «دخترم می‌تونم کمکت کنم.»
بهش نگاه کردم و بدون اين‌که پا

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

دکتر سلام استخر سازان جنوب قالب پاورپوینت برای ارائه آیین نامه دورکاری برای شرکت ها و ادارات دولتی در شهرهای درگیر کرونا کلینیک زیبایی مو آقامحمدحسن عبدالرحیمی هرج و مرج تور قشم