نتایج جستجو برای عبارت :

هر بندیل میلگرد چند شاخه است

همیشه غروب‌های عاشورا خونه‌ی مادربزرگ که بودیم، وقتی همه یکی‌یکی وسایلشون رو جمع می‌کردند و سوار ماشین می‌شدند می‌رفتند، یه حس مزخرف غیرقابل وصفی داشتم.
مثل این‌که قراره بقیه‌ی زندگیم غروب عاشورای خونه‌ی مادربزرگ باشه.
+ کاش اینجا جای بهتری بود، کاش ما آدم‌های دیگه‌ای بودیم.
++ بغضی که قراره تا آخر عمر بمونه.

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

Cody سدیم کربنات I think, therefore I am شورای اسلامی روستای گزدان فقط عشق Odini8ltn551 Seite کانون تبلیغاتی آرایش پارسیان ماینر بهترین ها Aparecium