ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

پاورپونت چگونگی اندازگیری از قدیم تا الان

  انواع پاورپونت رشته های مختلف جهت استفاده در کلاس درس، سیمنارها و ارائه کنفراس و غیره  که قابل ویراش هستند، از لینک زیر دانلود نمایید.  برای دسترسی به پاورپونت هر رشته روی نام آن کلیک فرمائید.1- انواع پاورپونت مربوط به رشته علوم تربیتی 2-انواع پاورپونت مربوط به رشته روان شناسی 3-انواع پاورپونت مربوط به رشته مدیریت و حسابداری4- پاورپونت مربوط به پژوهش و روش تحقیق5- انواع پاورپونت مربوط به رشته جغرافیا 
پاورپونت های آماده دفاع از پایان نامه ارشد فرمت فایل دانلودی: .rarفرمت فایل اصلی: pptxتعداد صفحات: 128حجم فایل: 1898 کیلوبایت عنوان فایل : پاورپونت های آماده ویژه دانشجویان مقطع کارشناسی ارشدتعداد : 16 عدد (هر کدام 8 الی 10 اسلاید)فرمت : PPTX (فایل پاورپوینت)قابل ویرایشمخصوص دانشجویان کارشناسی ارشد جهت دفاع پایان نامههر پاورپوینت شامل اسلاید های زیر می باشد:مقدمه - مروری بر منابع گذشته - نتایج و بحث - نتیجه گیری - پیشنهادات
ادامه مطلب
الان که وابستت شدم میزاری میریالان که میخامت ازم بیزاری سیریالان که دنیای تو دنیامو عوض کردالان ک مجنونم کجا میزاری میریبیچاره فرهاد بیچاره شیرینبیچاره من با این حال غمگینبیچاره لیلی بیچاره مجنونبیچاره منکه دادم برات جوندیگ این رابطه در حال فرو پاشیهدو سه روز بیخبری اسمش فراموشیهتو بری من باید از خونه و این شهر برمکجا از دست غمت فرار کنم در برم الان ک وابستت شدم میزاری میریالان ک میخامت ازم بیزاری سیریالان ک دنیای تو دنیامو عوض کردالان
با دلی پر درد شروع کردم به نوشتن
شنیده بودیم یه روزی میگفته رفیق ها برام هم جون میدن و طرفشون مشکل پیش بیاد براش تا اون مشکل حا نشه خواب و خوراک هم برا رفیقاش حروووم بود .
حالا چی ؟!
حالا هم اینطوریه !؟
الان دوست های آدم اگر برنامه تفریحی ، شادی یا امثال این موضوع داشته باشی یادت میکنن ولی به محض اینکه اینا نباشه و حتی بخوای یه حال و احوال ساده هم بگیری جوابتو نمیدن .
خوشبحال قديمی ها که لذت همه چیز رو کشیدن .
خوشبحال قديمی ها برا خودشون چه زند
این پاورپوینت در 16 اسلاید به شکل زیبا طراحی شده است و کاملاً منحصر به فرد طراحی شده است در این پاورپونت مطالبی از دلاوری های حضرت ابالفضل (ع)،حضرت ابالفضل در زمان شهادت امام علی (ع)،حضرت ابالفضل در زمان شهادت امام حسن (ع)، اهتمام امیرالمؤمنین (ع) در تقویت روحیه جنگاوری عباس (ع) در این پاورپوینت درج شده است و بسیاری مطالب مفید و ارزنده که امید واریم رضایت شما عزیزان را جلب نماید
جهت دانلود فایل کلیک کنید
الان دیدم ساخت وبلاگم یک روز قبل تولدم سال 95 بود! اونم روز مورد علاقم سه شنبه! وااااو! اصن به معنای واقعی یادم رفته بود اون روز که اینو زدم به چه دلیلی بود و الان فقط دارم چیزای غمگین توش مینویسم که با هدف اولیم از زمین تا اسمون فرق داره!سال 95 ! الان 98 نه؟ فکر کنم اخرین تولدی بود که همه چی اروم بود. اره.
الان رو تخت بیمارستان سیدالشهدا یزدمدیروز عصر بستری شدممشکل سیستم گوارشی پیدا کردمالان داشتم فکر میکردم تا قبل امروز چقد دنبال کا روبار بودمالان به فکر هیچی نیستم بجز سلامتیحتما بعد از ترخیص از بیمارستان سبک زندگیمو عوض میکنم پ . ندرس خوبی گرفتم .
الان که زمان داره کار خودش و میکنه و خودم و خودت و تو خودش حل میکنه و فقط فراموشی میمونه .الان که سرد شدم و به عقب نگاه میکنم هیچ حسی و احساس نمی کنم . الان که فاصله دل هامون به اندازه یه آسمون شده .خندم میگیره . از حماقتم .پیشنهاد به تو اشتباه بود .خدا رو شکر می کنم . خدا رو شکر میکنم که نشد .وگرنه الان با خون دل و زمان مشکل حل نمیشد .الان که نگاه میکنم  . تو پتانسیل به مرز جنون رسوندن من و داشتی و خدا رو شکر که از این سلاح مر
تحقیق قوه قضاییه
این پاورپونت با مطالب دقیق و جامع گردآوری شده که بسیار برای ارایه کلاسی و تحویل پر.ژه ای در هر رشته ای مناسب استفرمت: پاورپوینت(قابل ویرایش)تعداد اسلاید: 16اسلاید
دانلود پاورپونت آموزش شیوه های مطالعه فرمت فایل دانلودی: .pptxفرمت فایل اصلی: pptxتعداد صفحات: 159حجم فایل: 266 کیلوبایت  
دانلود پاورپونت آموزش شیوه های مطالعه
تعداد اسلاید : 159 
این پاور شامل فصل های و موضوعات ذیل می باشد
 
فصل 1: یادگیری خلاق درک خلاقانه و به خاطر سپاری همیشگی تمامی مطالب
 فصل 2: افزایش سرعت مطالعه
فصل 3: بروز آفات مطالعه 
فصل 4: مبانی و شیوه های افزایش سرعت مطالعه 
فصل 5: شیوه های افزایش سرعت مطالعه 
 
و . 
شامل 159 اسلاید قابل وی
الان هم اماگاه که آتش بودینه می سوزاندی امنه گرمم می کردیوقتی رودخانه بودینه غرقم می کردینه لحظه ایتکان می دادی ام در آغوش موجیالان هم اماگردباد سکوتت راروزی ده بار روشن می کنینه آنی ، آرام می گیری نزدمنه یک بار ، تنها یک بارمرا پا به پای خودت می بریرفیق صابرمترجم : حسین تقدیسی
واقعا چرا آخه؟!!
الان خیلی بی پولم و درسته که این حس بی پولی رو بارها در زمان های گذشته تجربه کردم
اما
الان در این سن، این همه بی پولی سخته واقعا
چی کار کنم که دوست دارم یه سری چیزا داشته باشم. چی کنم؟ الان این زیاده خواهیه ؟ یا چیز مهمی نیست، واجب نیست و چیزای مهمتری وجود داره یا انسان در درخواستاش سیری نداره یا اینا زیاده خواهیه یا خیلی های دیگه بودن که همینایی رو که الان دارم رو نداشتن یا این شرایطی که الان دارم آرزوی کس دیگه است؟ یا چی؟!!!
واق
پیشنهاد کاری در شهر دانشگاهی؛
آخه الان لامصب؟
آخه الان که من همه چیزم رو جمع کردم و از اونجا اومدم؟
چرا زودتر پیشنهاد ندادی خب؟
میموندم بخدا :((((
اه شت.
****************************************
یعنی بابا هم فهمید که سر کاری بود ، من نفهمیدم :|
ساعت ۱۲ گوشی دستم بود بهش که گفتم پرسید از کجا؟ گفتم اینستا
بعد چند دیقه که صدای نوتیف گوشیم اومد گقت الان شرکت باز نیس جوابتو بدن
یعنی یه جور شدم!
یعنی برو دختر خر نباش! یه نوع مخ زنیه
بعد الان یه ساعت یارو باهام چت کرد را
یه زمانی آرزوم این بود وضع زندگیم بشه اینی که الان هست
ولی الان اون حس لذتی که اگه اون موقع میداشتمش رو بهم نمیده
یه جورایی حالت قدر ندونستنه:)
دلم میخواد امتحانا تموم شهو بشینم به کارو زندگیم برسم یکم سرو سامون بدم وضع زندگیمو
ولی هنوز 5 تا امتحان دادم از 16 تا:))
+برای سلامتی همه مریضا دعا کنیم خصوصا سرطانیا:)
++دارم میذارم موهام بلند شه از یه بند انگشت الان رسیده به یک وجب^-^
من بجز آدمایی که از قديم میشناختم با کسای دیگه ای تو فضای مجازی حرف نمیزنم معمولا. اصلا بلدش نیستم ینی. قبلا بلد بودم. اما الان خیلی برام بی معنیه. چرا باید یکیو که «اصلا» نمیشناسم براش وقت بذارم . حالا یونیورسِ عزیز انقد عرصه رو بهم تنگ میکنه تا یه روز یهو به خودم میام و میبینم دارم همینکارو میکنم .
خاله ی بابا دیروز مرد
امروز خاکسپاریشه
مامانم 7ونیم صبح سر صبحونه به این بهونه یادش افتاده باز بشینه برام وصیت کنه
جلو خودش با سکوت و خنده ای که عصبیه بیشتر ردش میکنم
اونم فک می کنه من الان چقدر به شخمم ام باز ادامه میده
 
اما الان از وقتی رفتن تا الان یه بار تف انداختم تو هوا
الانم نشستم گریه میکنم :/
بعد میان میگن چه مرگته؟ چرا افسرده ای؟ چرا عصبی ای؟ 
از قديم گفته اند میخوای حرف بزنی اول مزه مزه کن بعد بگو! این یه مورد رو واقعا چرا نمیفهمم !
دوساعتِ از خواب پریدم ، هی ذهنم میره سمتِ حرفی که زدم جلو عمه اینا ، اونقدرم که مامان آدمو سرزنش میکنه ، بیشتر عذاب وجدان گرفتم ، اخه مامان اصلا تو بحث نبود، یهو اومده من دارم میگم ، ۶۰ بار به روی مبارکم آورد ! 
الان ته دلم یجور ناجوری میگه : خاک توسرت ، خاک ! الان چیزی که گفتی کفِ دستِ nنفر گذاشته میشه ! متاسفم برات من !
+اُف و تُف بر اون دوستِ مزاحمی که کله سح
میشه لطفا طلب صبر کنید برای مادر و پدری که بچه چهارسالشو از دست داد
برای برادری که برادر چهارسالش از دنیا رفت.
تمام این چند ساعت دعا می کردم زنده بمونه امید داشتم بمونه یعنی میگفتم چیزی نیست یه تصادف کوچیکه ولی الان؟؟؟ 
الان امید برام مرده آرزو برام معنا نداره
صدای فریاد برادرش تا اینجا میرسه ضجه های مادرش واسه پسری که جلوش بازی میکرد و الان ؟؟الان زیر پارچه سفیده
من غریبه توان شنیدن ندارم واااای به حال مادرش،پدرش،برادرش
میلاد عاشق ابوال
 دانلود آهنگ مهدی احمدوند بنام فرهادDownload New Music Mehdi Ahmadvand – Farhadمتن آهنگ جدید مهدی احمدوند بنام فرهاد :الان که وابستت شدم میذاری میری الان که میخوامت ازم بیزاری سیریالان که دنیای تو دنیامو عوض کرد الان که مجنونم کجا میذاری میریبیچاره فرهاد بیچاره شیرین بیچاره من با این حال غمگینبیچاره لیلی بیچاره مجنون بیچاره من که دادم به پات جوندیگه این رابطه در حال فروپاشیه دو سه روز بی خبری اسمش فراموشیهتو بری من باید از خونه و این شهر برم کجا از دست غ
نمیدونم
چی شد که الان اینجام 
که الان حالم خوب نیست
شاید اگه کمتر دیگرانو مقصر میدونستم اگه کمتر به فکر حاشیه بودم منم الان مثل دوستام ازاد و رها بودم بدون استرس بدون پشیمونی بدون اضطراب
ولی الان اینجام با همه اینا خوبیش اینکه فهمیدم مشکل اصلی خودمم نه هدفم نه بقیه نه راه رسیدن بهش
من از همین الان شروع میکنم بعدا بهتون میگم که چه معجزه ای کردم من ایمان دارم فقط همین;-)
گاهی وقتا ادمای بی وفا ، با وفا میشند مثل من :)سلام دوستای بلاگ اسکای!دیگه اینقدر درجه دلتنگیم زیاد شده بود که امدم و نوشتم . الان دقیقا 7 روز از 18 سالگیم میگذره .چقد من اینجا الان که میخوام بنویسم از زندگی دورم و پرت انگاری غریبم ! 17 سالگیم با تمام خوبی و بدی که داشت گذشت و الان چند روزه دخترک 17 ساله 18 سالش شده و الان دقیقا یسال از مرگ پدرش میگذره و اون هنوز توی بهت رفتن یهویی پدرشه واقعا باید بهش حق داد که چرا باورش نمیکنه .امدم که بگم هس
سلام
من برگشتم!!
اینم از آخر سربازی!
توی یه جزیره فوق حساس و امنیتی و فعالیت های سربازی زیاد و همچنین رد یه پیشنهاد کاری از اونجا اومدم خونه و واقعا خوشحالم.
الان چند وقته ناراحتی ندارم.
الان چند وقته خوشحالم.
الان چند وقته دنیا برام رنگارنگ شده!
الان چند وقته دارم به پیشرفت فکر میکنم دارم به روایت نصر فکر می کنم.
الان چند وقته که غمی از رفتن یکی از خوشحالی هام ندارم، چون دلایل خوشحالیم اینقدر زیادن که یکیش بره، بقیشون جاشو پر میکنه.
الان دارم س
در طی یک اقدام انقلابی و انتحاری ییهو تصمیم به مهمانی گرفتن گرفتم
رفتم تو سایت دیدم دقیقا الان وسط زمانشم و اگه قراره اقدام کنم باید همین روزا اقدام کنم
نمیدونم شاید قسمت بوده که من الان یادش بیوفتم، الان که وقتشه
نه مثلا یه هفته دیگه که زمانش تموم شده باشه
و خب بنا به عادت شخمیم که همیشه از هرچی یه نشونه درمیارم از اینم یه نشونه در آوردم و به فال نیک گرفتمش
تا الان از نبود باران نگران بودیمالان از حضور شدیدشحداقل الان دیگه نگران کم ابی نیستیمتا چند روز چون بعد چن روز دوباره اب هست اما کم دوباره رخ میده0-0دقیقا نمیدونم چراولی احتمالا قاچاق اب رخ میدهخلاصه فعلا میتونین آب جمع کنین برا خشک سالی :| چون از شنبه دچار خشکسالی میشیم0-0و دوباره تلویزیون میگه اب کمه.ای کاش این بارون هیچوقت تموم نشه.بیرحمانست ولی قشنگ .نمیدونم چرا چرت میگم.ولی خبهیچی
تا الان از نبود باران نگران بودیمالان از حضور شدیدشحداقل الان دیگه نگران کم ابی نیستیمتا چند روز چون بعد چن روز دوباره اب هست اما کم دوباره رخ میده0-0دقیقا نمیدونم چراولی احتمالا قاچاق اب رخ میدهخلاصه فعلا میتونین آب جمع کنین برا خشک سالی :| چون از شنبه دچار خشکسالی میشیم0-0و دوباره تلویزیون میگه اب کمه.ای کاش این بارون هیچوقت تموم نشه.بیرحمانست ولی قشنگ .نمیدونم چرا چرت میگم.ولی خبهیچی
الان ۰۵:۳۰ جمعس
آخرین پست من برای ظهر چهارشنبس
از غروب چهارشنبه تا غروب پنج شنبه فقط فیلم دیدم.شیش تا فیلم از ادگار رایت
فیلم‌ساز خوبیه ولی سلیقه من نیست.
علمی تخیلی و فانتزی باز ها از دستش ندن.حال خوبی داره آثارش و از همه مهم تر تنوع فراوونی هم دیده میشه بین کاراش.
تخصصی تر خواستید بدونید در محفل دیگری صحبت خواهیم کرد.
غروب پنج شنبه مامان و بابا اومدن و خانواده بار دیگر دور‌هم جمع شد.
سلام و احوال پرسی کردم و زدم بیرون از خونه و الان برگشتم.
و
پکیج الان وقتشه عزت خواه
دوست خوبم پکیج کامل الان وقتشه در جهت بهبود و پیشرفت زندگی شما تهیه گردیده و شما به راحتی می توانید با مطالعه و اجرای نکات گفته شده در این پکیج، تغییراتی در پیشبرد بهینه اهداف خود در زندگی ایجاد کنید.
و…
اطلاعات بیشتر …. کلیک کنید
خرچنگ ویالون زنم خدا حفظت کنه که باعث شدی الان تو این اتوبوس بوگندو مث چی بخندم واقعا مؤمن خدا سایتو کم نکنه که الان نیم ساعته دارم به در و دیوار نگاه میکنم میخندم رفیق 11 ساله دوستداشتنی عزیز تَر از جان،به قولی،بهترین خوبم
#آقا_محمد_خان
#مل_مل

لامصب عاشقتم معرکه بود حرفاتالان یه خانوم مسنی بغل دستمه اینقدر که باهات ویدیو کال کردم و چت کردم و الان همش دارم میخندم فک میکنه خل شدم .
‏سال۸۹ با اولین یارانه ای که دادنمیشد ۲۰۰تانون بربری خرید،الان ۲۰تامیشد ۶۵ لیتر بنزین آزا،الان ۱۸ لیترمیشد ۴۰دلار خرید،الان ۳دلارمیشد ۱۵کیلو مرغ خرید،الان ۳کیلومیشد ۳کیلوگوشت خرید،الان ۰.۵‌کیلومیشد ۱ گرم طلا خرید،الان ۰.۱گرمهمه چیز چندین برابر شده به جز یارانه
الان ساعت نزدیک به 12 شب یلدا هست. همه همسن های من الان دارن امشب را خوش می گذرونن و به شادی می پردازن اما کیه که بفهمه بچه های گروه داخلی کلاس ما امشب را تا صبح در گیر و دار امتحان ظهر یکم دی هستن؟!
در آینده مثل الان، خیلی کسا پیدا میشن می پرسن شما پزشکا مگه چیکار می کنین که اینهمه پول می خواین!
الان من می پرسم:چه کسی هست که بفهمه جوون همسن و سال ما 5 سال است تفریح نداره؟!چه کسی هست که بفهمه ما بهترین سال هایی که هرکسی تو زندگیش داره را در این راه گذ
خب یادتون هست که من خونه ی مامان اینا مستقر شدم؟:))
الان باز تنهام.
عصر حیاط رو شستم و بعد نشستم گوشه ی حیاط کتاب خوندم
الان هم نماز خوندم و از تاثیر کتابی که خوندم چند خط توی سررسیدم نوشتم
کتاب سکوت و جدل آخراشه و الان واقعا دلم میخواد برای مدتها حرف نزنم:)
این کتاب رو تموم میکنم و کتاب توکل و آرامش رو از پاتوق کتاب میخرم.
می‌خوام خودم رو ببندم به رگبار احساسات فوق العاده:)
جای همگی خالی:))
بازاری ها و مغازه دار ها از قديم الایام معروفن به اینکه خیلی مینالن. هر موقع ازشون بپرسی که اقا بازار چطوره؟ شروع میکنه به ناله کردن که آقا بازار خرابه، چک دارم بدهی دارم و فلان و اینا، حالا اگه پولم پارو کنه همچین حرفی میزنه، قبلا مردم معتقد بودن اینا بیخود مینالن و کلی سرمایه دارن . الان وضعیت فرق میکنه، بازاری ها شدن چوپان دروغگو، هیشکی حرفشونو باور نمیکنه. الان واقعا مینالن، شما  بیا این خیابونو نگاه کن، کلا چهار تا آدم میره میاد اونم بر
الان دارم روماتولوژی می خونم.
اگه بیماری ای دارید و از اون رنج می برید، همین الان از ته دل خدا را شکر کنید چون من به شما قول می دهم بیماری های بدتری بوده که گریبانگیرتون نشده. قول میدم و مطمئن باشید!
اگر هم خدا به شما نعمت سلامتی داده جدی جا داره نیت کنید یه نماز شکر حسابی بخونید، همین الان.
پروردگانِ مدارسِ قديمروانشاد دكتر محمد معین در زمینه ی چگونگي همكاری خود با شادروان استاد علی اكبر دهخدا در تدوین" لغت نامه" می نویسد:"از طرف مجلس شورای ملی، خدمت علامه دهخدا معرفی شدم تا در كار تدوین لغت نامه، همكاری كنم.روزی كه(1324.ش) خدمت ایشان رسیدم، آقای دكتر ذبیح الله صفا در اتاق ایشان مشغول كار بود. نامه ی مجلس را تقديم كردم؛ ایشان " وَفیاتُ الأعیان" ابنِ خَلّكان را خواستند؛ چون آوردند، به من دادند و ترجمه ی حال یكی از بزرگان را نشان داد
 دانلود موسیقی مهدی احمدوند بنام فرهادDownload New Music Mehdi Ahmadvand – Farhadمتن آهنگ جدید مهدی احمدوند بنام فرهاد :الان که وابستت شدم میذاری میری الان که میخوامت ازم بیزاری سیریالان که دنیای تو دنیامو عوض کرد الان که مجنونم کجا میذاری میریبیچاره فرهاد بیچاره شیرین بیچاره من با این حال غمگینبیچاره لیلی بیچاره مجنون بیچاره من که دادم به پات جوندیگه این رابطه در حال فروپاشیه دو سه روز بی خبری اسمش فراموشیهتو بری من باید از خونه و این شهر برم کجا از دست
TM Bax
Lazemami
#TMBax
تورو دیدم زدم قید سارا مونا و هنا
قید همه دخترا 
محو تو امشب فنام
روانیتم من الان
تورو دیدم زدم قید ساناز نیلو و رعنا
قید همه دخترا
محو تو امشب فنام
روانیتم من الان
Ola mami
لازممی
دورم پره
ولی لازممی
Ola mami 
لازممی 
لازممی
مهم نیست، چیتم و کیتم من
تورو دیدم و الان روانیتم من
مهم نیست، چیتم و کیتم من
تورو دیدم و الان روانیتم من
همه نگاهت میکنن یواشکی
وقتی حواست نی
من که پررو ام روی تو زومم
انگار واسه منی
پ نه پ لعنتی بدن و ساختی تو واسه
تنها کار مفیدی که امروز کردم این بود که همه‌ی اجزای رخت خوابم رو شستم و گذاشتم خشک شه - و الان دارم از تو تمیزترین و خوشبوترین رخت‌خواب دنیا این مطلب رو مینویسم- و فکر کردم که چرا دقیقا الان که من تصمیم گرفتم مسافرت برم و جدا میخوام عملیش کنم - البته که منظورم از الان دقیقا همین الان الان نیست، یکم قبل تر بود- باید عوارض خروج از کشور گرون بشه. یعنی همین‌طور که دارم عید برنامه ریزی میکنم و نقشه میکشم باید یهو بگن که به جای ۷۵ هزار تومن باید ۲۲۰ ت
کی چار تا ته چین رو با یه ماهیتابه و یه شعله گاز پخته و الان داره مثل مار از درد و خستگی به خود میپیچه؟چرا من بلد نیستم طعم غذاهام رو بچشم و مطمئن شم همه چیز اندازه است.
الان فقط میدونم شکل هر چارتاشون خوبه.
تازه پودر گشنیز از دستم ول شده و زیادی ریخته توی مرغ.
چه میدونم والله
حس عجیبیه بشینی پست های پارسالتو بخونی.چقدر اون اول که رفته بودی بهم سخت گذشته بود.الان نصفش یادم رفته و همه ش به خودم میگفتم خوببب اونقدرام سخت نبووودولی الان میبینم که وای خدای من من چقدر قوی بودم که نبودنتو تحمل کردما.:))الان که دیگه اخرای دوریمونه و مثل دونده ماراتنی شدم که یه کم دیگه مونده برسه به خط پایان، فقط اینکه یه روزی اون حس اولو داشتم و زنده موندم میتونه بهم انرژی بده که سرپا بمونم تا این یک ماهم تموم شه و بلاخره بتونیم برسیم
کارم همیشه جرم و خطا بوده از قديم
کارت همیشه لطف و عطا بوده از قديم
مغلوب نفس گشته ام و خورده ام زمین
تنها سلاحم اشک و دعا بوده از قديم
می ترسم از عذاب و امیدم به فضل توست
راهِ نجات، خوف و رجا بوده از قديم
قلاده ام ببند، بمانم کنار تو
بیچاره آن کسی که رها بوده از قديم
شغل گدایی اش به دوعالم نمی دهد
هر کس گدای آل عبا بوده از قديم
می ترسم از فشارِ شبِ دفن خود ولی
دلگرمی ام امام زمان بوده از قديم
من عاشق تمام ائمه شدم ولی
در سینه جای دوست سوا بوده از ق
امشب داشتم فکر میکردم کاش یه بار به مشاورم میگفتم که از همسر خوشم نمیاد و فقط از طلاق میترسم. شاید اینطوری قبل نازبانو یه غلطی میکردم. بعد یهو به ذهنم رسبد که از کجا میدونی الان نمیشه؟ مگه همون موقع طلاق برات فجیع ترین اتفاق دنیا نبود؟ ولی الان میگی تف تو من که طلاق نگرفتم! شاید الان بشه به جای چند سال بعد با اعصابی داغون تر!خلاصه که میخوام برم به مشاوره بگم و بگم جون مادرت به فکر اصلاح زندگی و از هم نپاشیدن نباش. راست و حسینی بگو میشه جدا شد با
دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام مغرورEmad Talebzadeh – Maghrourترانه و موزیک : نیما معین ؛ تنظیم : میلاد اکبریمتن آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام مغرورلج میکنی واسه هر چیزی همیشه هی ادا مغرورا رو در میاریآخه که چی شه نه اینجوری نمیشه با تو حرفم میزنیمتهش که دست پیشه لج میکنی همیشه ادا مدا هی در نیار فاز تو عوض کنی بار وقتش شده سریع بهم بگی هر چی دلته همین الانادا مدا هی در نیار فاز تو عوض کن ی بار وقتش شده سریع بهم بگی هر چی دلته همین الانزدم حرفامو
سلام عزیزم
عزیزم سلام
:)
آخرین پستی که تو این وبلاگ گذاشتم، 19 فروردین 95 بود.
الان 17 بهمن 97 هست.
ععععع :)
چقد بزرگتر شدم.
اون موقع یه دختر دبیرستانی بودم که عاشق نوشتن بودم. هی تند و تند آدرس عوض میکردم. چند ماهی توی خونه ی جدید می نوشتم و دوباره نقل مکان می کردم به یه خونه ی جدیدتر! :)
و فکر کنم چقد همه حرصشون می گرفت چون مجبور بودن هر چندماه یک بار بیان و ازم آدرس جدید بخوان :))
الان ترم دوی دانشگاهم. رشته ای که دوست داشتم قبول شدم. دانشگاهی که دوست داش
 دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام مغرورEmad Talebzadeh – Maghrourترانه و موزیک : نیما معین ؛ تنظیم : میلاد اکبریمتن آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام مغرورلج میکنی واسه هر چیزی همیشه هی ادا مغرورا رو در میاریآخه که چی شه نه اینجوری نمیشه با تو حرفم میزنیمتهش که دست پیشه لج میکنی همیشه ادا مدا هی در نیار فاز تو عوض کنی بار وقتش شده سریع بهم بگی هر چی دلته همین الانادا مدا هی در نیار فاز تو عوض کن ی بار وقتش شده سریع بهم بگی هر چی دلته همین الانزدم حرف
 دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام مغرورEmad Talebzadeh – Maghrourترانه و موزیک : نیما معین ؛ تنظیم : میلاد اکبریمتن آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام مغرورلج میکنی واسه هر چیزی همیشه هی ادا مغرورا رو در میاریآخه که چی شه نه اینجوری نمیشه با تو حرفم میزنیمتهش که دست پیشه لج میکنی همیشه ادا مدا هی در نیار فاز تو عوض کنی بار وقتش شده سریع بهم بگی هر چی دلته همین الانادا مدا هی در نیار فاز تو عوض کن ی بار وقتش شده سریع بهم بگی هر چی دلته همین الانزدم حرف
 دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام مغرورEmad Talebzadeh – Maghrourترانه و موزیک : نیما معین ؛ تنظیم : میلاد اکبریمتن آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام مغرورلج میکنی واسه هر چیزی همیشه هی ادا مغرورا رو در میاریآخه که چی شه نه اینجوری نمیشه با تو حرفم میزنیمتهش که دست پیشه لج میکنی همیشه ادا مدا هی در نیار فاز تو عوض کنی بار وقتش شده سریع بهم بگی هر چی دلته همین الانادا مدا هی در نیار فاز تو عوض کن ی بار وقتش شده سریع بهم بگی هر چی دلته همین الانزدم حرف
 دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام مغرورEmad Talebzadeh – Maghrourترانه و موزیک : نیما معین ؛ تنظیم : میلاد اکبریمتن آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام مغرورلج میکنی واسه هر چیزی همیشه هی ادا مغرورا رو در میاریآخه که چی شه نه اینجوری نمیشه با تو حرفم میزنیمتهش که دست پیشه لج میکنی همیشه ادا مدا هی در نیار فاز تو عوض کنی بار وقتش شده سریع بهم بگی هر چی دلته همین الانادا مدا هی در نیار فاز تو عوض کن ی بار وقتش شده سریع بهم بگی هر چی دلته همین الانزدم حرف
الان کل خاطرات وبمو یه مروری زدم 
مردم از خنده 
بعضیاشونو اصلا یادم نمیومدن 
چجوری اساتیدو توصیف کردم و الان از انی که خیلی خوشم میومد متنفر شدم ( مذلف آبرو بر ) الان استادی که اصلا فکر نمیکردم باهاش ارتباطی برقرار کنم کل زندگی دانشجوییمو عوض کرده . فک میکنم کل حال خوب الانمو که دانشگاه برام بهشترو اول مدویون خدا بعد مدیون اونم .
چقد عوض شدم، چقد عوض شدیم
چقئ طرز فکر جالبی داشتم، الان کمرنگ شدم 
هنوز بعضی چیزا ثابتن مثه مشکلات منو خانم نامزد
بوی خوش غذا که تو خونه می پیچه، انگاری روح زندگی برمی گرده تو خونهحالم عوض می شه، خاطره ها از لایه های  زیر مغزم سرک می کشن که ببینن  می تونن خودشون رو نشون بدن یا نه .الان چند روز شده؟ کار از روز گذشته، به سال و سالها رسیده . نمی دونم اول من با زندگی قهر کردم یا اون با من چرا الان هیچ کدوم پیش قدم نمی شیم برای آشتی ؟الان که فکر می کنم می بینم اشتباه کردم، کاش اون روز به جای فرار کردن و ماهها قایم شدن، می موندم و رو به رو می شدم . منم یکی ب
پایان گام پایانی :بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الْحَمْدُ لِلَّهِ . ، مَالِكِ یوْمِ الدِّینِ ، . وَهُوَ الْحَكِیمُ الْخَبِیرُ(سبأ/1) .سلام علیکم .جونم برات بگه که فقط خواستم الان (الف) رو بهت تبریک بگم ! همین ! (ب) والسلام .---------------------------------زیرنویس : الف : امروز ، الیوم ، today و بهمین معنی در زبان های دیگه .مثل الان در امروز ، یعنی امروزم در روز !حالا روز چی !؟ بمونه ! آخه یه روزی هست ، بوده و خواهدم بود ، که روز هر :"چی" م تو اون روزه ! و اون
از این دید و بازدیدای مزخرف متنفررررررررمعاقا خاله بازیه مگه ؟سه ساعت پیش خونه پدربزرگم همو دیدیم  بعدا پاشدیم اومدیم ویلا داییم اینااصلا دوست ندارم تو این شرایط جایی برمالان که همه گرفتن خوابیدن من حوصلم سر رفتهیعنی قبلشم حوصلم سر رفته بودگوشیمم شارژ نداشتلب تاپمم که نیاوردممخیلی لوسه ولی جام که جابه جا میشه همون پنح ساعتی ام که می‌خوابم دیگه خوابم نمی برهمضحک تر از همه این که الان من باید با جین بخوابمکنار دریاعم که نمیشه رفتانقد ه
چه میشه ک به اینجا میرسه.یه روز پر شور و حرارتیه روز قهریه روز دلتنگیو درنهایت سرد شدن.یعنی دوری انقدر موثره !؟ وجود ادمای جدید در کنارت !؟من اونقدر به تو نزدیک بودم ک الان حس میکنم تو هوا معلقم.من با تمام سختی ها اون وابستگیو دوس داشتمچون برای من یکنفر کافیهو تو بودیبودی ک کمک کنیک نصیحت کنیک م کنم باهاتک احساسمو بگمک ویس بفرستمولی الان اونقدر سرد شدهک هم اتاقی ایمم فهمیده و میگ قهرین !؟روزی نبود ک صداتو نشنومک قهقهه نزنمک حرص
کجایی جوونی؟!
امتحانای دوران دبیرستان شب امتحانا تا صبح بیدار میموندم به سختی تا درس بخونم.
بخصوص امتحانای نهایی سال سوم که به اوجش رسید.
اما الان من هر چقدرم که نخونده باشم ، شبش بیخیال درس خوندم میشم !مثه الان.
 
بچه ها دعا کنید.
هنوزم از هم صحبتی باهاش لذت میبردم
هنوزم جواب پیام هاشو زود و بی معطلی میدادم،
هنوزم از نظر من خوش فکر و عاقل و با شعور بود!
هنوزم رئیس محبوب من مونده بود
حتی الان که ظن ام راه بدگمانی و پیش میگرفت
حتی الان که زود زود نگرانم میشد و از سر کار میومد که خبری بگیره
حتی الان که حرفای عجیب میزد، غریب شده بود!
دستهام و گرفتم بالا،چشمام بستم، اسکاچ و کشیدم به همه ی 
فکرای چرک پس ذهنم، که رئیس محبوبم بمونه، 
که آدم بالغ و خوش فکره کنارم باشه
و کسی نمیفهم
دانلود آهنگ تی ام بکس لازممی
دانلود آهنگ تی ام بکس لازممی
تورو دیدم زدم قید سارا مونا و هنا
قید همه دخترا
محو تو امشب فنام
روانیتم من الان
تورو دیدم زدم قید ساناز نیلو و رعنا
قید همه دخترا
محو تو امشب فنام
روانیتم من الان
اُِلا مامی
لازممی
دورم پره
ولی لازممی
اُِلا مامی
لازممی
لازممی
مهم نیست ، چیتم و کیتم من
تورو دیدم و الان روانیتم من
مهم نیست ، چیتم و کیتم من
تورو دیدم و الان روانیتم من
همه نگاهت میکنن یواشکی
وقتی حواست نی
من که
من واقعا نمیتونم تحمل کنم و اذیت میشمبنابرین ترجیح میدم با کسی در مورد حالم صحبت نکنمیعنی در واقع باید بگم هرچی تا الان صحبت کردم بسّه. این موضوعو با بحث عوالم سه گانه انسان که استاد تازه گفته؛تونستم الان توضیح علمی!!!(اعتماد نکنیدا یوقت : دی)بدم وگرنه قبلا فقط میدونستم خوشم نمیاد حرف دلمو زیاد به دوست و رفیق و اشنا بگمالبته الان معمولا وقتی با کسی درد و دل میکنید بعد از ورود حرفها از گوشش؛نمیزاره وارد عالم ذهنش بشه و از گوش دیگر خارجشون م
همین الان داداشم اومد یه جعبه دستش بود، بازش کرد پر از چیزای دخترونه! گفت به کسی نگو ولی دارم برا خانومم از الان کادو جمع میکنم ! اول قند تو دلم آب شد! بعد با خودم گفتم بابا مسخره تو به فکر نتایج کنکورت باش! بعد دیدم به اون دختره حسودیم شد بابا :/ داداش خودمه اصلا!
صبحی زنگ زدم به یکی از دوست های قديمیم، شاکی بود از زندگی و اینکه داره خفه میشه، میگفت: من خوب در میارم ولی با این حال خیلی وقت ها پولم به آخر ماه نمیکشه و الان حاضرم هرجا برم که فقط بتونم پول در بیارم.میگفت دیگه خسته شده و نمیدونه تا کجا توان داره که ادامه بده.این دوستم تو دانشگاه و بعدش از همه ی ماها زرنگتر بود، مغزش بیشتر میکشید و زودتر از همه ماها رفت سر کار، آخر کار همه ی ماها مهاجرت کردیم و اون موندش و الان رسیده به اینجا.وسط حرف زدنم دو سه
جیمز (خامس) برگشت رئال. من اوایل از این که قرضی دادنش به بایرن مونیخ ناراحت بودم. ولی انتظار داشتم الان که جایگاه خودشو پیدا کرده نخواد برگرده. حیف نیست؟ الان اگه بازم نذارن بازی کنه خوبه؟ این جوونا یه کارایی میکنن آدم حیرون میمونه. نچ نچ نچ.
الان که برمیگردم عقب و به گذشته نگاه میکنم فقط با خودم‌میگم کی این روزا گذشت؟باورم نمیشه اینقدر بزرگ شدم چه زود گذشت.دلم تنگ خیلی چیزایی که الان حتی با داشتن دوبارشون اون حس ها دیگه برام یاداوری نمیشهو این غم انگیز ترین حس دنیاست.
اینجا چرا این شکلی شده؟ من همیشه مدل قديم هرچیزیو بیشتر میپسندم
هرچیزی که پیشرفته میشه دلمو میخورهو کم کم ازش دوری میکنمو آخر ترک
کاش مثل قديم میموند تا من راحتتر عکسایی که دلم میخواست اینجا ثبت بشه رو بذارم و الان از تنبلیم بیخیالشون نمیشدم
بچه تر که بودم با همه جور آدمی میساختم هر روز که بزرگتر میشم دارم سختگیرترو بی اعصابتر میشم دیگه از همه خوشم نمیاد فقط تعداد معدودی از آدمای اطرافمو میتونم تحمل کنم 
خانواده پدریم اعصابمو تحریک میکنن
سرم درد میکنه
و چقدر دوست داشتم یکی بود که الان باهاش حرف میزدم. یکی از همین دوستان 
تو نیستی و نمیتونی باشی، تازه اگر باشی هم همه چیز بده، همه چیز ناراحت کننده ست. من میخوام به طور احمقانه و بچگانه ای، فقط برای یه ساعت فراموش کنم چقد دنیا زشته و چقد ما مشکل داریم و چه اتفاقات بدی ممکنه بیفته و . و خوشحال باشم.
اون آدمایی که میتونستم باهاشون حرف بزنم رو ولی یا تو ازم دور کردی یا خودم دور کردم یا خودشون دور شدن. خلاصه هیشکی نیست.
الان بعضی وقتا به
و دوباره سیل. میشه بس کنی دیگه؟! خرم آن روز کزین منزل ویران بروم! دیگه این شهر جای زندگی نیست.
مگه اینجا شماله که پربارش ترین شهر شده؟ چه خبره که بالاترین نرخ تورم هم برای ماست؟ خدا رو خوش میاد اینقدر هم محرومیم؟! :'(
گسل مون فعال نشه صلوات. سدمون که بیشتر از ٩٥% ظرفیتش پر شده، سرریز نشه؟
ما هم داریم عرایض جناب جهانگیری رو از شبکه استانی میبینیم! فقط اونجاش که امام جمعه گفت سیل زده، سیل زده است؛ قديم و جدید نداره! تسهیلات باید بین همه مساوی تقسیم
اینکه چند وقته محوم بخاطر اینه که یکم درگیرم .
اما میون این همه درگیری یهو دیدم عه ! وب قبلی و مردم دارن هی دنبال میکنن !
یه کاری با ادم میکنید که ادم به کارایی که میکنه هم شک میکنه :)))
الان یه مدلی ام که اینجا بنویسم . اونجا بنویسم ؟ 
الان من چه کنم خب ؟ 
 
 
Narnak.blog.ir
نزدیکِ مرگ به عبد الملک مروان گفتند که 84 ساله هستى، الان حالت چطور است؟
گفت:
الان معناى این آیه قرآن را که مى‏فرماید :
« وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى »
و [ لحظه ورود به جهان دیگر به آنان خطاب مى‏شود : ] همان‏گونه که شما را نخستین بار [ در رحم مادر تنها و دست خالى از همه چیز ] آفریدیم .
خوب درک مى‏کنم. الان برایم روشن شد که تمام این جاه و جلالى که در اختیار ما بود، خیال بود و خیال بود و خیال.
دوست داشتم به جاى این که شاه این مملکت باشم، دو عدد گوسف
دیروز اینقدر از حوزه آزمون تا خونه ایسگا گرفتیم و مسخره بازی در آوردیم که الان عذاب وجدا گرفتم اصلا :////
+
بی نهایت خسته م ولی نمیتونم بخوابم.
++
دلم محرم رو میخواد :(
+++
اون تک بیت هارو هم بخونید :)
++++
الان چنتا آهنگ دیگه میزارم تو موزیک باکس :)
ده دوازده سالی میشه چارشنبه سوزی نمیرم بیرون.آخرین بار یه عوضی ازین نارنجکا زد اطرافمون موجش انقد قوی بود انگار خمپاره خورده بهت. قديم ترا یه آتیش روشن میکردیم و چندتا موشک میزدیم هوا کلی خوش میگذشت . الان کشوری شدیم با فرهنگ نامعلوم قر قاطی که فقط عادت داریم عن هرچی دربیاریم
اینجا رو که می ساختم می خواستم هر جور که شده به جایی برسم که الان هستم و به جرئت می تونم بگم از همون روز اول ساخته شدن اینجا تا همین الان همه اش در حال تکاپو بودم. اما حالا وقت تغییره. اسم اینجا رو باید عوض کنم و قالبش رو. باید نسبیت رو واردش کنم و طیف باشم نه صفر و یک.
دانلود آهنگ مهدی مقدم بد جاییه
همینک شنونده اثر جدید و فوق العاده زیبای { بد جاییه } با صدای دلنشین هنرمند محبوب , مهدی مقدم باشید.
 
دانلود آهنگ مهدی مقدم به همراه متن و بهترین کیفیت
Download new music : Mehdi Moghadam | Bad Jaeiye With text and the best quality in sedavir
 
متن ترانه مهدی مقدم به نام بد جاییه
هم زندگیم بودو هم یار بازی بود بازی میکردمو اون خیلی راضی بود چشمامو بستم تا هی بهم دروغ بگه چیزی نمیگفتم عاشق بودم دیگه میگفت دوست دارم میگفت خیالت تخت میگفت دوسم داره اما
ته این نوشته ها، سرمو میگیرم بالا و به خاطر خودم، چشم توو چشم ِ همه دنیا گریه میکنم.از دست دادن،ترک کردن دوست داشتن ها،درجا زدن،ترسیدن،نفهمیدن،خواستن،همه اشون برای منن البته نه منِ الان،من الان فقط خسته اس،دلم گریه کردن چایی داغ ۱۲ ساعت خوابیدن درس نخوندن وقت گذرون و بی وقفه قدم زدن میخاد.الان بیشتر با خانواده وقت میگذرونم پیش دوستام شاد ترم و همه چیزای قديمو فراموش کردم،پوسته ی امروزم با دو سال قبل فرق داره،قشنگ تره:)حتی تو نوشته هامم مع
قرار بود دو هفته پیش داستان‌هایم را برای استاد بفرستم. تا امروز و الان، یک کلمه هم ننوشتم. آن قبلی‌ها را هم، ویرایش نکرده‌ام. 
آن قديم‌ترها بیشتر و به‌تر می‌نوشتم. راحت‌تر و روان‌تر و دل‌نشین‌تر.
شاید این سال‌ها، هفت سال خشک‌سالی است. کاش این بار آبادانی در پیش باشد، باشد که طراوت و تازگی و شکوفایی نوشتن، دوباره بازگردد به این سرزمین.
این هفته ی خوابگاه خیلی یه جوری میگذره. از شنبه اش معلومه. با این که تازه از خونه اومدم؛ دلم میخواد زود برگردم. دلم چای خوردنای این موقع و توی حیاط نشستنامونو میخواد؛ نه اینکه الان توی اتاق توی خوابگاه، روی تخت، توی تاریکی، گوشی دستم باشه و عین جغد به سیاهی های دور و برم خیره بشم :)
وقتی به فردا فکر می کنم یه جوری میشم :|
حالا باز الان قابل تحمل تره، دوره ی امتحانا خیلی بدرترم میشه. بچه های اتاقمون امتحاناشون خیلی زودتر از من تموم میشه، من می مون
خب الان یه مشکلی هست :| من به عنوان یک انسان اصفهانی از زاینده رود نه استوری گذاشتم نه پست، الان تابع اصفهانی بودنم منع میشه. چیکار کنیم حالا ://
واقعا یه چی جالب! :| الانا ک مثن دو مین تو اینستا میچرخم هی فک میکنم پسر این چی داشت که من معتادش بودم؟ چقد ما مریضیم لنتی ://
هاف و اوف بر انلاف وقت و دری‌وری‌جات!!!
دانلود ریمیکس اهنگ گرفته بارون الان خیس میشن چشامون دانلود ریمیکس اهنگ سارن گرفته بارون دانلود اهنگ سارن گرفته بارون خیس میشه چشامون اهنگ سارن گرفته بارون الان خیس میشن چشامون دانلود اهنگ گرفته بارون الان خیس میشن چشامون من اینجا داغون توام حرف میزنی با اون دانلود اهنگ گرفته بارون دارن خیس میشن چشامون گرفته بارون الان خیس میشن چشامون من اینجا داغون تو هم حرف میزنی با اون دانلود اهنگ برگرد بیبی از سارن پیمایش صفحه 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحهٔ بعدیدا
یادم اومد همین الان از روزی که هر چی بهش زنگ میزدم جواب نمیداد. پیش خانوادش بود و من سرکار بودم. برج دوقلو. بعد که جواب داد خیلی کلافه و عصبی بود و با من بد حرف زد -منظورم از بد حرف زدن اینه که گفت الان حوصلتو ندارم! من خیلی زود بهم برمیخوره- خب من کاری نکرده بودم گذاشتم پای این که یحتمل ه گفتم الان اکی نیستی بذار شب زنگ میزنم. گفت نه شب هم زنگ نزن. اصلا زنگ نزن. گفتم چرا خب چی شده گفت بابام تصادف کرده با یکی که همشهری شماست. من که اونجا دلداریش
یه بار نوشته بودم می‌شه همه چیز بدون این‌که من بخوام، درست شه؟ من امیدم رو به اومدن آفتابگردان‌ها بسته بودم، به فصلی که ممکن بود گیاد بیاد خونه‌مون، به روزی که فکر می‌کردم بالاخره یه کاریش می‌کنم و درست می‌شه. اما الان بدون این‌که من بخوام درست شده؛ در حالی که یه گوشه جهان نشسته بودم، مشغول دنیای خودم. امروز یه راه دیگه شروع می‌شه؛ نمی‌دونم چقدر درسته ولی احساس می‌کنم مثل نیم ساعت اول یه فیلم دو ساعته‌ست که دارم دقیقه‌های بعدیش رو
اربعین تمام شد و ما جا ماندیم. حقیقتی تلخ که باید آن را بپذیریم و قبولش کنیم. جا برای غصه خوردن نیست. وقتی نمانده. تا چشم به هم بزنیم باز سیاهپوش‌ها شروع می‌شود. باز روضه خوانی پدربزرگ شروع می‌شود. باز صدای یا حسین بلند می‌شود و باز مداحی‌های دلنشین حاج محمود‌ آغاز.وقتی برای غصه خوردن نیست. باید از الان شروع کرد. از الان برنامه ریخت. من میخواهم اربعین سال بعد حتما کربلا باشم. بانو می‌گوید خواستن توانستن است. راست می‌گوید. زمان کم است و وقتی
Federer و Djakovic (جاکویج) الان چهار ساعته دارن مسابقه میدن! همین الان و واقعا چهار ساعت طول کشیده بخاطر سطح بازی و نزدیک بودنشون.
حالا کار به این ندارم، تو کل زمین بازی بطور واضح صدای تشویق برای فدرر بیشتر از جاکویچه و چیزیکه برای من جالبه اینه خودشو از تک و تا ننداخته و همین سه دقیقه پیش نتیجه نزدیک به باختش رو به برد صد در صد اون ست تغییر داد!
تفسیری ندارم واقعا!
الان باز است ست رو برد شدن ۹-۸ به نفع جاکویچ و حالا این ست تعیین کننده س
ببینیم چی میشه!
ا
خبر کوتاه و سوزاننده بود، تنها پروگرمی که تو اون آزمایشگاه اسکولارشیپ نداره همونی بود که من واسه‌ش اپلای کردم و پذیرش گرفتم. کاش تا مطمئن نشده بودم به پدرم نگفته بودم، امید واهی دادم. یا کاش درست و حسابی توضیحات همه‌ی پروگرم‌ها رو خونده‌بودم. و بزرگترین کاش: کاش دوران کارشناسی مثل آدمیزاد درس خونده‌بودم.
به طور خلاصه الان مغزم در حال انفجاره!
14:30 - می‌دونید چی بیشتر از همه ذهنم رو آزار می‌ده؟ تو ذهنم محاسبه می‌کنم الان 25 ساله هستم، اگه ا
از آخرین باری که اینجا مینویسم خیلی میگذره واو عملا فراموش کرده بودم اینجا رو ترم پیش یک درس دیگه هم افتادم الان هم که تابستونه و من یکمی درس خوندم فقط یکم البته، تفریح خاصی هم نداشتم کلاس شنا رفتم که اون هم چالش بزرگی بود واسم دیگه اینکه خبری از اون شکی که قبلا به احساسم داشتم نیست الان میدونم که واقعا عاشق "ع" ام و "ا" حتی به زور جایگاه دوست رو داره تو زندگیم. الان فهمیدم که واقعا کی و چی برام مهمه. از "ع" دورم و دوری داره اذیتم میکنه.بشه که
ایکس اینا کلاساشون دیرتر شروع شد الان اینقدرررررر برنامه امتحانیشون خوبه که قشنگ اگه همه رو بیست نگیره میتونم بگم خنگی از خودشه
بعدحالا این هیچی چندوقت پیش بهش گفتم من تالا درطول این دوسال درسای عمومی نمره خوب نداشتم(به جز دوتا که خب خیلی چرت بودن)همش روی 16-17گرفتم
الان نمره هامو زدن سه تا بیست دارمالبته یکیش اختصاصیه و چون عملی بود واحدش کمه ولی الان خوشحالترینم
این هفته دوتا امتحان بیشتر ندارم و هفته بعدش قرار سرویس شم
.
من سعیمو میکردم و کارهای سخت رو انجام میدادم تا یه وقت با خودش نگه اگه پسر داشتم الان کارم راه افتاده بود، اگه پسر داشتم الان همه ی اون کارهای سخت رو انجام میداد. اون کارها چندان سخت نبود، سخت وقتی بود که میون کار، صدای مامان رو شنیدم که گفت: الهی بمیرم، اگه داداش داشتی الان تو این کار رو انجام نمیدادی.
+ هر شب یه پست حتی در حالی که تنها یازده درصد شارژ باقی ست.
یه اتفاق خیلی قشنگ در انتظارمه :)
من الان پر از احساس خوبم، پر از عشق و انگیزم :)
یه وقتایی باید از تموم نرسیدن ها عبور کنی، باید گذشت کنی، باید صبور باشی، تا اون اتفاق قشنگ که با فکر کردن بهش قلبت تند تند میزنه، اتفاق بیوفته :) 
من الان در اولین قدم از اون اتفاقم، ولی میتونم هزارمین قدم رو هم تصور کنم و باهاش عشق کنم! میتونم بغلش کنم و بگم نزدیکی! دوستت دارم! و چقدر خوشحالم بخاطرت :) 
من الان در اولین قدمم و سرشارم از شوق رسیدن، لبریزم از اتفاقی که
دیشب سه بار یه خواب تکراری رو دیدم و الان یادم نمیاد ک چی بود بعدم توقع دارم از خودم ک مطلبی ک یه بار سر کلاس گوش دادم رو ۱۰۰٪ یادم باشه:)با اینکه با هم خیلی فرق دارن و کلی دارم میگم:)ولی باید اعتراف کنم تا وقتی ک پاشدم یادم بود خوابمو حنی تا یکی دو ساعت بعدش ولی الان اصلن یادم نیس:/
الان جای تنها کسی که نمی‌خوام باشم خودمم.امشب برای اولین بار فکر کردم کاش اصلاً هیچ‌کدوم از این چیزا پیش نمیومد. کاش نمی‌دیدمت اصن، کاش الان اینجا نبودم. کاش همون اول دبیرستان رفته بودم هنرستان و مسیر زندگیم در تک تک جزئیاتش با الان فرق می‌کرد. کاش الان دانشجوی نقاشی بودم و تا سه صبح سیگار می‌کشیدم و درباره‌ی فلسفه ی هنر با دوستام که هر پنجشنبه گروپ سکـ.س میکردیم، گه می‌خوردم:))))))))))))کاش اون جلسه‌ی اول مردادو نمیومدم.کاش جای نون بودم. مطم
برای مادربزرگم دعا کنید. صبح بردنش اتاق عمل. سردرد شدید داشته. و دکتر به این نتسجه رسیده که دیگه نمی تونه ه رو جذب کنه باید جراحی بشه. از صبح من نمی دونستم الان فهمیدم.خاله ام هی میگفت: بیا پیشم باش. می دونم جراحی به موقع است و به نفعشه ولی امیدوارم همه چی خوب پیش بره. تا الان ظاهرا جراحی خوب بوده. 
تا حالا شده دستتون به هیچ جا جز خدا بند نباشه؟
تا حالا شده حس کنید فقط خدا میتونه کمکتون کنه؟
من الان دقیق تو این مرحله از زندگی‌ام.
دارم نکاه می‌کنم الان چند ماهیه همش اینجا دارم از مشکلات می‌نویسم
چرا؟ چون که اتفاقای خوب اونقدر کم و وضوحش تو زندگیم کم شده که جدیدا تا میام بنویسمش، بازم مشکل بعدی شروع میشه.
روز هایی که هی انتخاب میکنمهی انتخاب میکنمهی انتخاب میکنم
به احتمال خیلی زیاد بزنم زیر همه چیز و دوباره کنکور بدم :|
الان وقتیه که پشیمونم چرا بینایی و فیزیو رو بعدش زدم حتی :| الان چرا پشیمونم؟!
از دست افکار پلید خودم خستم
پوووووووف.
بالاخره اینجا هم ۱۰ ساله شد. توی این ۱۰ سال خیلی چیزا یاد گرفتم.و خیلی چیزها را خدا بهم داد.الان دو تا بچه ی گل دارم.یه شغل شیک و دوستداشتنی دارم.یه زندگی زیبا دارم.خدایا شکر.و ممنون از بلاگ اسکای عزیز که الان شده جزیی از زندگی من.
واینکه الان صدای رعد و برق آسمون میاد و نم نم بارون کم کم شروع شده و باعث میشه منو به فکر ببره .+طبیعت جان عزیز مرسی از اینکه میباری+ دلم میخواد پیاده برم توو خیابون +ملت واقعا رد دادن توو رانندگیشونجمله قبلی نمیدونم از کجا به مغزم خطور کردحال و هوای امشب رو دوس دارم شاید بارون ها قاطی شدن
هیچی هیچی هیچی بیشتر از وقتیکه میبینم یکی که سنش از من کمتره و کارش خیلی خوبه حالمو بد نمیکنه
همش فکر میکنم این از فلان وقت شروع کرده ینی وقتی که من نصفه اون کارو ول کرده بودم
الان به یه جایی رسیده و من هنوز دارم درجا میزنم
چند سال دیگه خفن میشه و من تازه میرسم به اونجایی که الان هست
 
نه آقا؛ الان در آستانه بیستمین روز زمستون نیستیم، توی پاییزیم. در آستانه‌ی فصلی سرد! البته شاید هم یکی توی بهار باشه، نمی‌دونم. (فقط می‌دونم هیشکی توی تابستون نیست. سرده آقا سرد!)
الان ظرفیت غُردونی‌م تکمیل شده و دوست دارم غر بزنم؛ از زمین و زمان گلایه کنم، از وضعیت مملکت، کار، زندگی، پول و همه چیز شکوه کنم. بگم که در نگاهِ کلان قرار نبود چهلمین سال انقلاب این شکلی باشه، در نگاه خرد هم قاعدتاً نباید حال و روزمون این شکلی می‌شد. من از آستان
‏پرنده‌ها دیرشان نمی‌شود. هیچ سگی ساعتش را نگاه نمی‌کند. گوزن‌ها دلواپس فراموش‌کردن تولدها نیستند. فقط انسان زمان را اندازه می‌گیردفقط انسان ساعت را اعلام می‌کندو به همین دلیلفقط انسان از ترسی فلج کننده رنج می‌برد که هیچ موجود دیگری تحمل نمی‌کند؛ترس تمام شدن وقت.پ ن : من الان خودم هم یکی از این آدم ها هستم که از ترس زمان الان بیدارم پ ن : ولی درست ه
سلاماینجا چقده شلوغ پلوغ شده
خوب خیلی دلم برای اینجا تنگ شده بود هر چند که الان یه سالنامه خریدم توش همه چی زندگی مو می نویسم ( دست کسی نیفته یه وقت:| )
حالتون چطوره؟؟
می بینم که وبلاگاتونو سر پا نگه داشتیدا
بدون من خوش میگذره؟؟
الان واقعا نمی دونم چی بگم فقط اینکه خیلی خوبین همه تون:)
 عه جمله ادبی ننوشتم . ایمممم به ذهنم نمیرسه چرا؟؟؟
امروز داشتم به سال آخر دانشگاه (۱۳۹۳) فکر می‌کردم! اون موقع آینده‌ی زندگی رو جوری تصور می‌کردم که قراره دنیا رو کن فی کنم!بعد
از گذشت ۵ سال، الان کمی آروم شدم و منطقی؛ فهمیدم که باید
خیلی خیلی روی دیگران کار کنم تا دلشون رو نرم کنم برای شنیدن و قبول
کردن سخن حق. تازه الان کمی می‌فهمم اهل بیت (ع) چه زحمتی کشیدند !
اگه الان عقدم بود اینقدر خوشحال نمی شدم
حالا قضیه شده اینجوری که .
اگه میخواستم سوالات خواستگاری بپرسم و شرط و شروط هامو بگم اینقدر استرس نمیگرفتم :|
یادمه یه همکار مرد بود اصلا بیخیال آدم و روزگار ،،، یعنی تو بدترین شرایط میگفت اینا که چیزی نیست و جک میگفت و میخندید !
من تو مرز گریه بودما ، و میخواستم سکته رو بزنم همکار محترممون انگار نه انگار :/
دکتر داشت دعواش میکرد، میگفت خانم دکتر الان درست میشه
خدایا یه ذره از بیخیالی به ما هم عطا کن :)
سلام
میخاستم بدونم ازدواج سنتی خوبه یا مدرن و دوستانی که نظر میدن لطفا بدون اشاره به دین این پاسخ بدن، یعنی پاسخ منطقی عقلانی نه که مثلا فلان حدیث گفته و از این ها، چیزی که حتی یه نفر به دین اعتقاد زیاد نداره قبولش کنه، چیزی که همه بشر رو راضی کنه (عقلانی).
در نظرات فقط مثال نزنید لطفا، مثل اینکه پرتقال بهتر از نارنگیه  و .، رفقا ممنون و آیا در جامعه کدام نوع ازدواج بیشتر الان طرف دار داره، الان منظورمه نه قديم 
ممنون
ادامه مطلب
در غار تاریکی روز ها میگذارنم درحالی که دیگران بر این باورند نه بابا تو که اوکی هستی !
اینکه چرا آماده ام و می نویسم را نمیدانم شاید دوباره عزم سفر طولانی و بدون بازگشتی داشته باشم برای همیشه !
از شما چه پنهان مقداری از آن را میدانم اما باز هم صدای ناامیدیست که از دور به گوشم می رسد که الکی دل خوش نکن به اینکه اگه اینجا بنویسم شاید معجزه ای رخ بده مثل قبل ها ،،، خودم هم میدانم قبل ، قبل بود و الان الان است ،،، معجزه و حس خوب و زندگی در این وبلاگ مر
امروزو باس حتما تعریف کنم
ولی الان به طرز وحشتناکی خوابم میاد
همینقدر بگم که دیشب ساعت 9:30شب خوابیدم و ساعت 1 شب بیدار شدم و تا الان نتونستم پلک رو هم بذارم
فردام یه عالمه کار هست که باس انجام بشه
اما از این خواب شدید که بیدار شدم و از کار شدید فردام که فارغ شدم، میام میگم چیا شد
شپخل
پیشرفت در عکس‌هایش کاملا واضح هست. از همان ابتدای کارش به عکاسی مفهومی علاقه داشت. مشغول ادیت عکس‌های جدیدش بود و من که روی تختش دراز کشیده بودم گفتم: «جدی فکر کن اگه نیازهای جنسی‌مون توی دوران نوجونی با اون همه عطش و حرارت رفع شده بود الان چقدر زندگیامون فرق داشت.» در جوابم گفت: «آره. اصلا نگاهمون به خود رابطه‌ی جنسی چیز دیگه‌ای می‌بود الان
چگونگي حالت مستی و تاثیر الکل روی ظاهر و بدن حالت مستی چگونه اسـت؟ مصرف الکل چـه تاثیراتی بر ظاهر، احساسات و بدن مـا می گذارد؟ آیا مصرف الکل فایده دارد یا تمام آن مضر محسوب می شود؟ اینها سوالاتی هستند کـه ممکن اسـت با شنیدن نام «مشروبات الکلی» بـه ذهن شـما خطور کند. الکل خوراکی می تواند مفید باشد اما با تجویز دکتر، تایین دز مناسب ودر موارد خاص، اما در باقی موارد تمام دنیا می‌گویند این نوشیدنی مضر اسـت. ادامه مطلب.
الان یه چند وقتیه دنباله هدف و اینا میگردم خیلی وضع بدیه که ادم هیچ هدفی نداشته باشه منظورم از هدف هم گرفتن فلان نمره و اینا نیستا یکم کلی تر بعد برام جالبه که چجوری ملت بدون دونستن چیزی به این مهمی میگذرونن  البته فک کنم هر کی یه مدت بهش فک میکنه بعد بیخیال میشن حالا منم تو اون زمانم کاش هرچی زود تر  بیخیال بشم ولی فعلا الان یه سری گزینه هست که ممش بده اولیش اینه من هستم که یه مدت لذت ببرم از زندگی بعد بمیرم که این فاجعس گزینهی دوم کمک به مردم
اون اینستاگرام محلیم خیلی چیز خوبیه. مثلا یه دور استوری ها رو چک میکنی میفهمی که بابا بزرگ کی مُرده، کی زن گرفته، کی الان شماله، کی الان تو کدوم نقطه داره رانندگی میکنه و چه آهنگ کسشری داره گوش میکنه و کی عین برده داره دستور میده داداش گلش فالو شه
الان که دارم تایپ میکنم توی خوابگاه لش کردم و خیلی خستم.راستش امروز از اول صبح که از خواب پاشدم تا همین الان دوندگی داشتم.خدا رحمم کرد کارا اوکی شد و الان فرصت شد صرفا جهت اینکه یادم بمونه و ثبت خاطره بشه بیام بنویسم.
پدر و مادرم امروز خیلی زحمت کشیدن و خسته شدن.امروز بیشتر از هر روز دیگه ای فهمیدم چقدر دوست شون دارم.لحظه ی خداحافظی و گریه و.:)))))) بابام وقتی دید منو مامان داره اشک مون میاد گفت مردم بچه شون میره خارج کشور اینکارو هم نمیکنن.دلم بر
زنگ زدم تاکسی تلفنی با تاکیدبسیار که عجله دارم، گفت ارسال شده. ده دقیقه بعد زنگ زدم بگم چرا نیومد پس؟زنگ زدم آقاهه گوشی را بردلشته باعصبانیت و بیتوجه به جمله ام گفتم من الان زنگ زدم و ده دقیقس منتظرم، چرا الکی میگید رسید؟ آقاهه با خونسردی تمام گفت :باللخره الان زنگ زدید یا ده دقیقه قبل؟ 

آخرین جستجو ها

زرین دانش آپشن خودرو | گندم کار Brian اندیشه ی سیاسی و اجتماعی شهید بهشتی مشتاقٌ الیه فرکتال صبا صحرا چت Try Forklift dc motor تنبـــــــور