ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

چجوری به دوست شوهرم دادم

همسر خیلی گرم مزاج ، شوهرم هر شب از من رابطه میخواد ، توان پاسخگویی به نیازهای جنسی شوهرم رو ندارم ، زایمان کردم کمرم هنوز درد میکنه اما شوهرم رابطه میخواد. . شما بگید من چکار کنم./وبسایت مشاوره۲۴ شما هم مشکل خود را در قالب یک
سلام به همگی 
شوشو از رفت و آمد فراریه. مجردی هم همینجوری بوده. بابت همین، خواهرش بدجوری بهش گیر میده و از چشم من می بینه. چند شب پیش شام رفته بودیم به خونه مادر شوهرم که خواهر شوهرم هم اومد اون جا و هر چی دری وری و توهین بود نثارم کرد. اون لحظه مادرش فقط ما رو نگاه میکرد. منم بالاخره برای اولین بار بعد از ۴ سال سکوت و بی خیالی جوابش رو دادم.
الانم چند هفته از اون شب میگذره. نه ما رفتیم اونجا و نه اونا اومدن اینجا . حالم از هر دوشون بهم میخوره. نمید
یه روز یکی زنگ زد خونمون 10 سال از من بزرگتره  ازدواج کرده و بچه هم داره یه جورایی آشنا بود فقط آشنای من نه آشنای خانوادگیعصبی بود! صداش پر استرس بود ناراحت عصبانی!ازم میخواست در مورد مهریه و اینجور چیزا بهش توضیح بدم میگفت با شوهرم دعوام شده والان شوهرم منو دخترمو توی خونه زندونی کردهبهش گفتم اول آروم باش توی دعوا که حلوا خیرات نمیکنن اون الان عصبانی بوده شما هم الان عصبانی هستیاول با یه مشاور حرف بزن شماره ی چندتا مشاورم بهش دادم میگفت
پرسش :سلام. وقت بخیر. شوهرم بعد آخرین رابطمون گفت كه،اواخر رابطه واژنت گشاد میشه كه این موضوعو دوست نداره.و دوست داره مثل همون اول تنگ باشه میخواستم بپرسم دلیل گشاد شدنش بعد مدتی چیه و دوباره تا رابطه بعد تنگ میشه و اواخر رابطه گشاد میشه و به همین شكل
روابط جنسی سالم و شرعی±وبلاگ
پست دی ۱۳۹۶: http://khodajanam.blogfa.com/post/78من و شوهرم با عشق ازدواج کردیم.بعد اینکه خواستگاری انجام شد خدا عشق و علاقه شوهرم را چنان در قلبم انداخت که هرگز فکر نمی کردم روزی بین ما جدایی اتفاق بیافتد.شوهرم هم عاشقانه دوستم داشت اما در خانواده ای تربیت شده بود که نباید حسشو بیان کنه و اگر می کرد مسخره اش میکردن و تحقیرش میکردن.دلم برا شوهرم میسوزه چون اونم قربانی دیکتاتوری خانواده اش بود و هست و خواهد بود.شوهرم در خانواده ای بود که اگه مادرش میفهمی
خیلی دوست ندارم توی وب لاگم از بدی های کسی بنویسم. ولی بعد از مدت ها که رفتار خیلی ها واسم اهمیتی نداشت . رفتار جاری ام واقعاً ناراحت کننده بود. پیش خودم گفتم مینویسم شاید با نوشتن برام کمرنگ بشه. این چند روز تعطیلات رو ما شهر همسرم بودیم. و از جایی که جاری های من مال همون شهر هستن هر دو خونه ی پدر و مادرشون بودن و فقط یک شب اومدن خونه پدر شوهرم. روز آخر یکی از جاری هام رو دیدم و باهم خداحافظی کردیم. امیروالا خواب بود و ما منتظر بودیم بیدار بشه و
حس میکنم دارم بهش خیانت میکنم وقتی به حرف بقیه گفتم بله، وقتی زورکی لبخند میزنم، وقتی میتونه با کسی ازدواج کنه که دوسش داشته باشه، از تظاهر کردن هام خسته شدم، از اینکه خودم رو گول زدم دوسش دارم، دارم روانی میشم.
آره همه شرایطش خوبه تموم فامیل گفتن فلانی(یعنی مادرم) از بس زرنگه دخترش رو بند مهدی کرده ،مطمئنم خواستگاری خیلی ها بره زنش میشن، اینم مطمئنم بهتر از این گیرم نمیاد. اما دلم باهاش نیست، حرفی که هیچ کس نفهمیدش، همه چی خوبه اما به دل
سلام 30. سالمه متاهل هستم و فوق لیسانس دارم و یه بچه دو ساله خ زیاد حساس و زود رنجم هر کی هر حرفی میزنه زود به خودم میگیرم و ناراحت میشم و نمیتونم جواب بدم حتی اگه کسی از حرفش منظوری داشته باشه اصلا حاظر جواب نیستم نهایت کارم اینه که قهر کنم و ناراحت بشم دوست دارم جواب کسسو که داره علا بهم تیکه میندازه رو بدم اما اصلا اون لحظه مغزم کتر نمیکنه و اگه یه جوابم بدم صدا و دستم میلرزه و خ تابلو میشم حس میکنم هیچکس منو نمیخاد و دوست نداره شوهرم چند رو
من وهمسرم برای طلاق توافقی اقدام کردیم وتمام توافقات را روی کاغذ نوشتیم وامضا کردیم مهریه , جهیزیه ,حضانت ومهمترینش دودانگ خانه وماشین واین توافقات را انگشت هم زدیم وکیل هم گرفته بویم که وکیل گفت من فقط میتونم وکیل یکی باشم که همسرم گفت من وکیل نمیخوام شما وکیل خانم باش وتمام اینها به دادگاه ابلاغ شد چند روز بعد همسرم از در آشتی در آمد ومنم به خاطر بچه قبول کردم فقط گفت باید مهریه اتو ابراء کنی. خوب منم قبول کردم اون دنبال این کار بود وفقط من
امروز تولد برادر شوهرم بود که بیست و یک سالش تموم میشد و برای اولین بار تو زندگی براش تولد گرفتیم.‌‌برعکس خانواده ی ما ،خانواده شوهرم اصلا اهل تولد و تولد بازی و مهمونی گرفتن های تجملاتی نیستناز وقتی من وارد خانوادشون شدم سعی کردم با تولد گرفتن و مهمونی های دوره ای کمی جمع های خانوادگی رو بهم نزدیک تر کنم و خداروشکر تا حدودی موفق هم شدم‌من و این برادر شوهرم که تولدش بود اصلا باهم حرف نمیزنیم‌‌.حرف زدن ما خلاصه میشه فقط به یک سلام کر
امروز خیلی دلم میخواد بنویسم. توی روزگاری که هیچ کس توی وبلاگ نمی نویسه، این عطش من برای نوشتن توی وبلاگ، برای خودمم عجیبه. بیشترم وقتایی می نویسم که دلگیرم. که کسی یا چیزی دلمو شکسته و می خوام با خودم دوست باشم. خودمو آروم کنم. به خودم عشق بدم. 
من زندگیمو دوس دارم. خونمو دوس دارم. وسایلی که برای ساختن این زندگی خریدم، تک تک شونو دوست دارم. واسه ی این زندگی، حاضر شدم از شهر و دیارم بگذرم. از دیدن هر روزه ی پدر و مادرم، از خوردن نون داغ، از گشت زدن
پست آذر ۱۳۹۶: http://khodajanam98.blogfa.com/post/33آخرین بار که با شوهرم مشهد رفتیم.شوهرم بخاطر حمیده سفر را از دماغم آوردتازه رسیده بودیم مشهد و تو هتل صحبت از سوغات شد.یعنی دنبال بهانه بود سفر را به کامم تلخ کنهشوهرم گفت میخواد برا حمیده سوغاتی بخره و من را ناراحت کرد.دعوامون شد و سفر را برام زهر کرد.خدایا انتقام منو از شوهرم و حمیده و مادرشوهرم، . بگیر.خدا از رو زمین محوتان کنه.خدا روزگارتونو سیاه کنه.چشماتون گریان باشه که باعث شدید تمام این ساله
پست آذر ۱۳۹۶: http://khodajanam98.blogfa.com/post/33آخرین بار که با شوهرم مشهد رفتیم.شوهرم بخاطر حمیده سفر را از دماغم آوردتازه رسیده بودیم مشهد و تو هتل صحبت از سوغات شد.یعنی دنبال بهانه بود سفر را به کامم تلخ کنهشوهرم گفت میخواد برا حمیده سوغاتی بخره و من را ناراحت کرد.دعوامون شد و سفر را برام زهر کرد.خدایا انتقام منو از شوهرم و حمیده و مادرشوهرم، . بگیر.خدا از رو زمین محوتان کنه.خدا روزگارتونو سیاه کنه.چشماتون گریان باشه که باعث شدید تمام این ساله
خیلی وقته ننوشتم حقیقتش وقت نمیکنم یا سرکارم یا میرم خونه و اونجا سرم شلوغه تبلت هم خونه ی پدری میذارم با خودم نمیبرمش چون اونطرف نت ندارم و ترجیح میدم از صبح تا شب که سرکاریم حداقل شبها یکی دو ساعت با هم باشیم و ساعت دوازده شب هم  هفت پادشاه رو به خواب میبینیم.خداروشکر پرونده ی گرفتن مهریه و سکه ها تموم شده پارسال دی ماه به بابام وکالت دادم تمام کارهای مربوط به دادگاه و مهریه رو خودش انجام بده و من پا تو دادگاه نذارم خلاصه تو قسمت اجرای احک
یه اتفاق بدی که تو دوره ی تاهل دیدم میفته ؛ بریدن از اطراف و چسبیدن به هم دیگه اس. 
مثلا طرف حتی شام و نهاریم درست نمیکنه ، خونه ای تمیز نمیکنه ، کلا کار خاصی نمیکنه ، اما نه دیگه بیرون میره ، نه کاری ! همه کار با شوهر! 
میگی بیا یه شب دور هم ، نه شوهرم هست. 
بریم پیاده روی ، نه شوهرم خونه خوابه :/ . 
چه کاریه من نمیدونم :/ 
تنبل میشن شدییید. 
یعنی فقط تو خونه ان با شوهر ، نهایت بیرون با شوهر :/ 
یه وضعی عصن.
اینجور آدمها رو میبینم قلبم درد میگیره ع
فکرشو کن امشب حنابندون برادر زن دوست داداشم و ایضا شوهرم بود ولی من رفتم
جلل الخالق
اونجا عروس عمو جدیده رو دیدم. خیلی هم خوب برخورد کرد تا حالا هم و ندیده بودیم. گفت     عه شما ماهی کوچولوی قرمزی؟ دوست داشتم ببینمت
گفتم    بله. مرسی. چطور؟
گفت زهرا ازت گفته بود
زهرا دختر عمو محترم عست
دیگه روم نشد بگم چی گفته بود
حالا قراره عروسی بازم هم عو ببینیم ببینم چطوری بشه زیر زبون عروس عمو عو بکشم
#خاله_زنک
من میخوام از همسرم توافقی جدا بشوم از توافقاتی که گذاشتیم زیاد راضی نیستم  ممکن خود قاضی شرایط بهتری بزاره.
میخوام حضانت دخترم را به طور کامل بگیرم چکار کنم؟
 و سوال اخر جهیزیه ام. با گذشت 6سال کم کم خودم جمع کردم اما شوهرم میگه خودم پولش دادم. پس نمیتونم جهیزیه خونه ام بگیرم. باتشکر.
شرایطی که سر مهریه گذاشته ایم را زیاد دوست ندارم ممکن خود قاضی شرایط بهتری بزار. بعدش میخواهم حضانت بچه دختر کامل بگیر باید چکار کنم. و سوال اخر جهیزیه ام. با گذشت 6سال کم کم خودم جمع کردم اما شوهرم میگه خودم پولش دادم. پس نمیتونم جهیزیه خونه ام بگیرم. باتشکر.


با سلام اگر قصد بر انجام طلاق توافقی دارید تمام موارد باید با اراضی مشخص و معین و به دادگاه اعلام شود.
منبع: سایت وکالت دادراه
نمیدونم داستان زینب رو تا کجا تعریف کردم و تا به حال خودم وبلاگ رو نخوندم حتی و فقط نظرات رو سعی کردم جواب بدم بیشتریه روز اومد گفت من نمیتونم تحمل کنم و باید برمقانعش کردم که بمونهاون از اخلاق و برخورد من گلایه داشت که خیلی بهش محبت میکنم !زینب از اینکه من خیلی بهش توجه و یا بقول خودش محبت میکردم ناراحت بودو بازم بقول زینب ؛ هر روز عذاب وجدان داشت که میومد شرکتزینب فکر میکرد حالا که مدیرش بهش عاشقانه فکر میکنه پس هر توجهی و نگاهی رو اونجوری ت
دانلود آهنگ جدید مهرزاد امیرخانی بنام دیدی چی شدهDownload New Music Mehrzad Amirkhani – Didi Chi Shodدانلود آهنگ مهرزاد امیرخانیترانه: مهرزاد امیرخانی , موزیک: معین طیبی , تنظیم: فرشاد یزدیمتن آهنگ جدید مهرزاد امیرخانی بنام دیدی چی شده :دیدی چی شد عاشق کی شد دل دیوونم دو دقیقه ای با دلت یکی شدضربان قلبم میره بالا نم نم جون جفتمون نگیری منو یه موقع تو دست کمنداریم خواستنی تر از تو دوست داشتنی تر از توبهت دل دادم آخه نداریم دلبستنی تر از تونداریم خواستنی تر از تو دو
عزیزم شوهر قشنگم مرد خوبم منو بشناس من یک زنم تو نزار من ناشناس بمونم من میخوام غرق بوسه ام کنی اگه تو من رو نداشته باشی تنها میمونی من و تو با هم به آرامش نهایی می رسیم قشنگترین احساسم نیاز به تو دارم شوهرم مرد قشنگم من کی هستم برای تو من برای  تو یه ماه هستم من یه راهبه هستم برای  رهایی تو از  همه  خستگی ها شوهرم  عشقم  منو بشناس  درکم کن  بفهم من تو رو دوست دارم من تر و  تازه ام عزیزم من یک زنم بعضی وقتها  مجنون میشم بعض
سلام
من مشکلی دارم که شاید مسخره به نظر بیاد ولی خیلی ناراحتم کرده، من ازدواج کردم و مشکلی با شوهرم ندارم جز اینکه من وقتی عکس هام رو میبینم یا مثلا پیش دوستام میرم یا کلا تو جامعه و اطرافیان اعتماد به نفس میگیرم چون خب از ظاهرم تعریف میکنن ولی خب شوهرم ازم تعریف نمیکنه .
اولا میگفتم خب یاد نداره بلد نیست، اشکال نداره، ولی از خواهرش تعریف میکنه اگه لباس جدیدی میپوشه اگه کاری میکنه تغییراتش رو به وضوح میبینه، خواهرش خوشگل نیست، شوهرم اینو مید
سلام 
از وقتی یادمه شوهرم همه ش سرش تو گوشی بود، دائم بازی بازی بازی . روانیم کرده، چند ماه بیشتر نیست که از ازدواج مون گذشته، صبح تا شب تو بازیه، فقط تو رختخواب یادش به من میافته ، بدبختی سه هفته پیش من نیست وقتی میاد ده روز پیشمه که اونم نبودنش بهتره، من از نظر خودش و بقیه ظاهرم خوبه، رفتارم هم باهاش خوبه تا جایی که نره رو اعصابم، همه ش رو اعصابمه.
من نمی‌گم بازی نکن، میگم حدی داره، میریم یه جا هم سرش تو گوشیه، من چند بار مقابل به مثل کردم
1) دختری که تازه به ورودیمون اضافه شده خیلی خوبه، بر خلاف تصور قبلیم، با اومدنش حس بهتری دارم اخلاقش بیشتر به من میخوره، اهل زرنگ بازی و رقابت و این چیزا نیست، هر وقتم که برای سمینارا برنامه ای بچینم بدون اعتراض و غر و لند قبول میکنه .هفته ی پیش هم که خونشون دعوت شدیم من و هم کلاسیم فاطمه و سه تا دختر سال سه ایمون . بینمون سه تا دختر متاهل بود که به شکل عجیبی هر سه تاشون از مادر شوهراشون بد میگفتن و کلا اعتقاد به دوری و دوستی داشتن . راستش دلای
یه زنی میگفت:
فهمیدم شوهرم با یه دختری تو فیس بوک پی ام بازی میکردن، دختره اسم خودشو گذاشته (پروانه طلایی)
پی ام هاشونو چک کردم دیدم به همدیگه حرفهای قشنگ و عاشقانه میزنن و قرار ازدواج گذاشتن.
شوهرم تو فیسبوک اسم خودشو گذاشته(پسر دنیا دیده)
یه فکری تو سرم زد که ازش انتقام بگیرم، رفتم تو فیس بوک برای خودم یه پروفایل درست کردم و اسم خودمو گذاشتم(ابو القعقاع)
ادامه مطلب
خانواده شوهرم ن !!!؛
لطفا نیاید بگید چرا تهمت میزنی یا خانواده همسر مثل خانواده خودت هستند یا از این قبیل حرف ها، این تجربه ی پنج سال زندگیمه!، مادر شوهر و سه تا خواهر شوهر دارم که دوتاشون بچه هم دارن. 
این ها پاشون به خونه ی من میرسه یه چیزی کم میشه از خونه ام!، از پول و مدارک و طلا بگیرین تا موگیر و سنجاق سر و رژ لب!، از لحاظ مالی مشکلی اصلا ندارن اما هم عادت به دست کجی دارن، هم دوست دارن منو اذیت کنن.
خواهش میکنم نگین اشتباه میکنم، بهم ثابت
کد آهنگ پیشواز ایرانسل من ساده قلبمو دادم بهت ,دانلود آهنگ,دانلود آهنگ جدید من ساده قلبمو دادم بهت,دانلود آهنگ جدید ایرانی,کد آهنگ پیشواز همراه اول من ساده قلبمو دادم بهت ,متن آهنگ,Download Music,من ساده قلبمو دادم بهت,دانلود آهنگ من ساده قلبمو دادم بهت با کیفیت 320,متن آهنگ من ساده قلبمو دادم بهت ,دانلود آهنگ بیکلام من ساده قلبمو دادم بهت,98music04
سلام
اینکه میگن وقتی با شوهرتون قهر یا دلخوری دارید رخت خواب تون رو ازش جدا نکنید رو دقیقا نمیتونم بفهمم و نمیتونم اجراش کنم. یعنی چی آخه ؟ مثلا فکر کنید شوهرم با من بحث و دعوایی داشتیم با هم. بعد اون منو کتک زده یا مثلا یه مشکلی یا دلخوری شدیدی بین مون پیش اومده، خوب چه طوری میتونم برم توی آغوشش هم بخوابم یا نه حداقل کنارش توی رختش بخوابم؟ 
دختر خانم ها واقعا چطوری؟ تجربه تون رو بگین لطفا. خوب میگن و زیادم گفته میشه ولی به نظرم اجراش و به عمل د
نی نی سایت پر از جندس.یه مشت جمع شدن اونجا که یا یاد دوس پسر قبلیشون افتادن یا از خیانتایی که بهشون شده میگن یا توجهن!بابا اسیر که نگرفتید ول کن اون شوهر بدبختتو ! پست گذاشته شوهرم آهنگ یادگاری های مهدی جهانی رو میذازه همش :(خب چیکار کنه ؟! به عر عر و غر غرای توئه گوش بده ؟! والا منم زن گیر داشتم اهنگ میذاشتم میرفتم لایه های زیرین آهنگ پنهان میشدم توی کسشر نگی !یا پست میذاره واااای دلم گرفته یاد فلان عن قبلی افتادم خوب م
پست آذر ۱۳۹۶: http://khodajanam.blogfa.com/post/24دختری زیبا و محجبه و پاک بودم. نه اینکه خودم بگویم همه اونایی که باهام بودن اینطور میگفتنخواستگاران زیادی داشتم.پسرانی خوب که دیوانه وار عاشقم بودن اما انگار قسمت من پسری بود که باید من دیوانه وار عاشقش می شدم.حالا میفهمم که عشق یکطرفه دوام نمیاره!! نه اینکه شوهرم با عشق ازدواج نکرد.اونم دوستم داشت اما از مادرش مثل سگ میترسید و نزد اونا منو تحویل نمیگرفت و اجازه میداد اونا توهین کنن تا دل اونا از شوهرم ر
ما
و کسانی که از کالچری مشابه کالچر ما میان
فکر میکنیم که باید حتما کلی مخفی کاری و کاریزما داشته باشیم
فکر میکنیم نباید بگیم که مثلا من توی فقر زندگی کردم
یا مثلا من قبلا ازدواج کردم
یا یه بچه دارم
یا نمیدونم خیلی چیزای دیگه
این کاناداییا ازون ور بوم افتادن
اغلبشون میان میگن 4 بار خودکشی کردن
هشت ماه بیمارستان خوابیدن به خاطر ناراحتی عصبی
و.

من فکر میکنم
اگه شما من رو میبینین
نقاط خوب زندگیمو
باید قسمتهای سخت و تلخ رو هم گفت
بارها شده وقتی
سلام دیروز بهش پیام دادم حرف زدیم هی دیر سین میزد منم تا دوازده آنلاین بودم بعدش خوابیدم بعدشم یکم درس خوندم بسته نداشتم تو کارتمو نگاه کردم هزار کم بود حوالی ساعت هفتو ده دیقه بود که رفتم پول زدم به کارتم بعدم بسته خریدم دیدم پیام داده ی استیکر منم جواب دادم بعدش حاضر شدیم بریم بیرون ویس داده بود سین کردم ولی گوش ندادم چی گفته چون جایی بودم نمیشد دیگه شروع شد اینجوریه باشه اوکی  بعد که بهش توضیح دادم بهم میگه تو نقشت فرو رفتی هی ویس میداد من
پسرم از دیروز تب داره. تقریباً شدید. بین 38 تا 38.5 . شربت استامنوفین رو پس میزنه و خیلی هم تاثیرش زیاد نیست. برای همین برای اولین بار از شیاف استفاده کردم.دیشب ساعت 12 بهش شربت دادم و گوشی رو برای ساعت 2 گذاشتم روی آلارم که تبش رو چک کنم ولی قبل از ساعت 2 با صدای هزیون های پسرم که میگفت نانا دَدَ مامان. بابا.نانا. از خواب بیدار شدم. خیلی داغ بود فکر میکنم بالای 38 بود شاید در حد 39-40 خیلی داغ بود. با دستمال خیس، هرچند نمیذاشت، دست و پاشو خنک کردم. شیاف
سرم تکیه داده بودم به شیشه،به بیرون نگاه میکردم و به راحتی سوالات آزمون که داده بودم فکر میکردم،آهنگ بهنام بانی از  ضبط ماشین پخش میشد.شماهم برای بانک آزمون دادید؟؟این سوال راننده تاکسی  از من بود،برگشتم سمت راننده نگاه کردم که نگاهش به خیابون روبه رو بود و مشغول رانندگی.جواب دادم:نه، من برای کارشناس حقوقی اداره .دوباره پرسید:حقوق خوندی؟؟جواب دادم بله.پرسید وکیل نیستی؟؟گفتم وکالت هم آزمون جداگانه ای داره که شرکت میکنم.کمی سکوت ،.گف
در زدم و گفت کیست، گفتمش ای دوست، دوستگفت در آن دوست چیست ؟ گفتمش ای دوست، دوستگفت اگر دوستی! از چه در این پوستی ؟دوست که در پوست نیست! گفتمش ای دوست، دوستگفت در آن آب و گِل، دیده ام از دور دلاو به چه امّید زیست؟ گفتمش ای دوست، دوستگفتمش این هم دمی است، گفت عجب عالمی استساقی بزم تو کیست؟ گفتمش ای دوست، دوستدر چو به رویم گشود، جمله ی بود و نبود دیدم و دیدم یکی است، گفتمش ای دوست، دوست!                               « معینی کرمانشاهی »
سلاماز سر کار که اومدم خوابم برد تا الان.خسته بودم خیلیکلا روحمم خسته است.تو یک رابطه یکطرفه بی سرانجامشاید از نطر مذهبی دوست خوبی بود. که البته اونم اگر دوستش نداشتم حرفهاشو گوش نمی دادمولی هیچ رابطه عاطفی نشون نداده. خیلی سرد خیلیییییدل بی دوست دلی غمگین است
بسم الله الرحمن الرحیم
نمدونم چرا در موقعیت های حساس بیشتر پستم میاد یعنی دوست دارم پست بذارم :)
بین انبوهی از جمعیت برای گرفتن فشار خون هستم الان که سرم خلوت شده دارم پست میذارم و یاد یه خاطره افتادم 
یه استاد داشتیم معلومات واقعا بالایی داشت اما اصلا تدریس نمیکرد میومد مطالبو بین ما تقسیم میکرد هر بار یه نفر ارائه میداد
یه بار یکی از بچه ها مطالبشو آماده نکرده بود قرار گذاشتیم هی ازش سوال بپرسیم تا رفیقمون رو بد بخت نکنه و وقت کلاس بره
موفق
سلام دوستان
دوست شوهرم و خانمش در نزدیکی ما زندگی می کنند، وقتی با هم روبرو‌ میشیم اون ها اصلا صحبت نمی کنند و فقط ما حرف می زنیم، بسیار افراد مرموز و کم حرفی اند، من امتحان کردم نیم ساعت حرف نزدم، خانمش انگار با من قهر باشه اصلا حرف نمی زنه، همه ش باید من و شوهرم حرف بزنیم، نمی دونم در مورد چی باهاشون حرف بزنیم که غیبت نشه. 
شوهرم معمولا خاطرات مشترک با دوستش رو‌ میگه و بقیه دوستاش رو مسخره میکنه که چیزی گفته بشه همه بخندند، لطفا نظرات خود
+کراش؟
-نه تو بگو جذاب دست نیافتنی
***********
این متنه هم قشنگ بود خوشم اومد ازش-_- نویسنده ش رو فعلا نمیدونم
در کودکی عاشق بادکنک بودم
امکان نداشت با پدر و مادرم به سوپر مارکت بروم و برای بادکنک پا زمین نکوبم
اولین بادکنکی که داشتم را همان روز اول در دست هایم گرفتم و محکم بغلش کردم. ولی ترکید.
فهمیدم همان اول نباید خیلی دوست داشتنم را نشان بدهم.
نباید خیلی محکم بغلش کنم طاقتش را ندارد می ترکد!!
بادکنک بعدی را بیش از حد بزرگش کردم ظرفیتش را نداشت.
با سلام خدمت دوستان
میخواستم بپرسم که زوجی هست یا میشناسید که بالای 8-9 سال از زندگی مشترک شون گذشته باشه خودشون انتخاب کرده باشن کلا بچه دار نشن؟ اگه بتونید دلیلش رو هم بگید ممنون میشم.
الان چه حسی دارن؟، هنوزم اگه بتونن بچه دار بشن، دل شون بچه نمیخواد؟، اگر جنسیت نظر دهنده هم ذکر بشه ممنون میشم و اگه امکانش باشه استان محل زندگی شون
ممنون

مرتبط با عدم تمایل به بچه دار شدن بعد از ازدواج :
می خوام ازدواج کنم ولی هیچ وقت نمی خوام بچه دار بشم
عل
سه چهار تا پست نصفه نیمه دارم که حال کامل کردنشون رو ندارم . حال و هوای بیان هم هیچ دوست ندارم این اولین باریه که بعد از چند روز باز و بسته کردنِ پنلِ وبلاگم ستاره های روشنِ وبلاگایی که دنبال می کنم خاموش نمیشه! نمیدونم تاثیر این خرداد همیشه ی خدا گوشتلخه یا چیز دیگه ای؟خب  اونا رو رها کن فرزندم تا برم سر اصل مطلب که الان دوباره دلم خواستش.من برعکس بقیه یادم نمیاد که زمان بچگیم آرزوی بزرگ شدن رو داشتم یا نه.یعنی یادم میاد و خیلی کم به بزرگ شدن ف
سلام
برای خانوادم اتفاقاتی افتاده که تقریبا میشه گفت از زمین و زمان خوردیم. الان خانواده ی شوهرم یه درگیری رو با من شروع کردن، به عزیزترین داداشم که فوت شده هم فحش دادن . 
سر هیچی. من خیلی دلخور شدم . از دایی م که پدرشوهرم باشه گله کردم، گفت این همین طوریه فحش میده. اصلا دریغ از یه ذره پشیمونی . دلم شکست، مامان بابامم انقدر داغونن که نمیتونن پشتم بایستند. حالا حتی حق و اجازه این رو نمیدن که من ناراحت باشم . یه ارتش شدن که سرویس کنن دهن منو .
الآن شب از نیمه گذشته و حدودا ساعت ۳:۳۰ بامداد ۸ فروردین ماهه.گرچه شب و تاریکه و باید سبب آرامش بشه ولی متاسفانه ات عجیب و غریب و بسیاااار بو گندویی دارن مدام دور و برمون می پلکن . یکیش و همسری کشت بوی بسیار بدش تو فضا پخش شد.  انگاری راسو بود!من خودم بسکه خوابم خوب بود اینم قوز بالا قوز شد. الآن خونه برادر شوهرم هستم. همین یک ساعت پیش مادر شوهرم خواست بره دستشویی  تعادل نداشت افتاد و سرش خورد روی تیزی پله دستشویی.کلا وضعش اسفنا‌که.
گاهی حس میکنم دوست داشتن کافی نیستاینقدر آدمای مختلفی در درونم احساس میکنم که گاهی مث این میمونه یه لشکر ادم قورت دادم حالا در حال گوارش و هضم و جذب تو هم حل شدیمیه بخشی از من عرفانه یه بخشی نفیسه یه بخشی مرضیه یه بخشی بزرگتر از مرضیه داداش مرضیه سجاده یه جایی عتیه با زخمای حاصل از بخیه رو شکمشاعترافش سخته ولی خب ما دیگه با هم معاشرت نمیکنیم ما تو هم حل شدیم یه بخشیمون تو اون یکی جا مونده دوست دارم داد بزنم دوست دارم چون میدونی همیشه در حق دوس
خسته‌ام از این شلوغی، از این میل به خواسته شدن، از این تمنا و نیاز و البته گریزی هم ندارم. دلم یک زندگی ساده می‌خواد که بچسبم به شوهرم و همه‌ی زندگیم بشه اون و کارم. من اما جوره دیگه‌ایم و از این بودنم خسته و پریشانم. من دوست ندارم هرزه باشم لااقل جامعه و میم من رو اینجور می‌بینند اگر بدونند. دوست ندارم آدم بده‌ی زندگی من باشم. چرا اینجور شد؟ چش خوردیم؟ اونهمه عشق، چی بیشتر می‌خوام آخه؟ کدوم مردی با زنش اونجوره که میم با من؟ چرا من اینقدر زی
تقریبا یک سال یه آهنگ از های رو داشتم و گوش میدادم و فکر میکردم چقدر این صدای کمی خش دار خوبه و هیچوقت توجه نمیکردم کی خونده یا اسم خواننده چیه یا چیزای این شکلی. وقتی با پسرا آهنگ خوند اولین بار بود که دیدمش و زیاد دوستش نداشتم. این یکی دو روز که Nightmare رو گوش دادم و دو سه چند تایی از ویدیوهاشو دیدم یهو خیلی زیادتر دوستش دارم و بایسکشوال بودنش برام دوست داشتنی ترش میکنه. حتی با وجود اختلال دو قطبی ای که داره. به نظرم اون زن قوی ایه و حتما خیلی د
غمگینم 
در حد اون دختری که رژ مورد علاقه ش تاریخ مصرفش تموم شده =((
زودتری سال ۹۷ تموم بشه لنتی چرا تموم نمیشه
+ ۲ تا پزشک بدجور گلوی محترمشان پیش بنده گیر کرده درحدی که همین فردا دلشون میخواد بیان خواستگاری =/// مدیونید اگه فک کنید غمگین بودنم بخاطر اینه که احساس میکنم میخوان به زور شوهرم بدن البته پدر و برادر و مادرمن انقدر به من وابسته هستن که ندید میگن دخترمونو به هیشکی نمیدیم ^___^ به قول مامانم که میگه ازدواج این روزا دیگه از مد افتاده فقققق
اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم.دوست داشتن که دست خود آدم نیست ، اتفاقی نیست که براش تصمیم بگیری ، پیش میاد. اما اون می گفت گاهی تو باید برای دلت تصمیم بگیری وگرنه ممکنه دلت تصمیمای خطرناکی برات بگیره ، منم یکی از همون تصمیمام ، زندگیت رو پای من نسوزون !! نمی دونستم چرا دوست داشتنش کبریت پر خطره.نمی دونستم چرا یه تابلو ورود ممنوع سر در زندگیش نصب کرده اما می دونستم که حاضرم برای وارد شدن بهش هر جریمه ای رو بدم. می دونستم که ر
حدس بزنید عروسی چه کسی اومدیم؟ 
دوست بابای علی 
عروس کیه؟ دوست مامان علی 
یه لباس مجلسی شیک کوتاه سبز دارم که اونو فقط عروسی پسر عمو پوشیدم بس که مامان ایراد گرفت که این زشته و بی حیائیه و.
بالازانو بود 
خواهرزاده های حسین شب قبل جشن عقد که تو خونه سفره عقد پهن کردیم و بجای نامزدی ای که نگرفته بودیم گرفتیم 
 
خلاصه کنم شب عروسی پسرعمو آخرین شبی بود من و حسین با هم بودیم 
شاید یک هفته یا چند شب قبل از اون ماجرای مزخرف مسافرت عروسی خواهر دوستش
شهر سوال ـ من خودم به حجاب اعتقاد دارم و همیشه هم رعایت می‌کنم. اوایل
ازدواج هم هیچ مشکلی در این مورد با شوهرم نداشتم ولی جدیدا شوهرم از من
می‌خواهد که حجاب سر را نداشته باشم. در مورد این مسئله هم خیلی با هم صحبت
کردیم ولی وی هرگز قبول نکرد و این اواخر کار از آرام صحبت کردن و با
مهربانی گذشته و نتیجه دعوا کردن با من و کتک خوردنم شده است. من هم توان
ایستادگی در برابرش را ندارم. نمی دانم باید چیکار کنم. خواهشا راهنماییم
کنید.بخش خانواده شهر سو
تو نت با هم آشنا شدیم.
صادقانه چیزی که میخواست رو گفت و منم گفتم.
عکس داد و عکس دادم. گفت قیافه همه نیست.
برای سـکـس نرفتم و قرار بر این بود که فقط همدیگه رو ارضـا کنیم.
وقتی دیدمش همونی بود که دوست داشتم.
خوردم. خورد. مالیدم. مالید.
ولی خوب دوست داشت من باهاش سـکـس کنم و کردم.
وقتی برگشتم خونه هم از اون سپاسگزاری کردم.
امیدوارم دفعه های بعد هم بتونیم با هم رابطه داشته باشیم.
دیروز که متن پست قبل را نوشتم،اولش فرستادم برای خواهر جان
خواهرجان هم همینطور یک هویی ارسال کرد وسط گروه فامیل
خدا من رو ببخشه ،چقدر آتیش زده بودم به جیگرشون.
دختر عمه م که می‌گفت ساعت دوی نصفه شب متنت رو خوندم و گریه امونم نمیداد،.گفت اینقدر فحشت دادم که حد نداشت:/
عروس عمه م گفت نشستم واسه شوهرم خوندم و اونم گریه میکرد.
دختر عموها هم خیلی متاثر شده بودن.
اون یکی دختر عمه م گفت تو نمی فهمی روح آدم خدشه دار میشه با این نوشته ت؟آزار داری؟:/
و
نو عروس نوزده ساله که فقط یک هفته از مراسم ازدواجش می گذشت  با طرح و اجرای نقشه ای بوسیله همدستان خود همسرش را به قتل رساند.ناگفته نماند که تازه عروس از مدتها قبل با یکی از همدستان خود ارتباط پنهانی داشته است.
ساعت 13 و 30 دقیقه پنجشنبه گذشته مردی در حال بازگشت به خانه اش بود که در جنگل های منابع طبیعی میان روستای ده رضا و حسین آباد در اطراف شهرستان ریگان استان کرمان متوجه مردی شد که روی تپه افتاده و حرکت نمی کند.مرد روستایی وقتی به وی نزدیک ش
دوست ندارم دیگه مانتوهای رسمی بپوشم و مقنعه سر کنم 
دوست ندارم 
دوست دارم رنگی باشم دقیقا شبیه اون زنی که توی رویاهای دختربچگیم بود
دوست دارم بخندم و کاری که دوست دارم انجام بدم 
دوست دارم کار های قشنگم دیگرانو خوشحال کنه 
دوست دارم . دوست دارم 
دوست دارم قلبم زنده باشه . پیروز باشم 
دوست دارم آسمونو ببینم 
دوست دارم ستاره ها رو بشمرم 
دوست دارم دور از هیاهو بقیه عمرمو زندگی کنم .

+ البته نه اون رنگی رنگی شکل اینفلوئنسرهای خز و بی معنی ای
در عالم کودکی به مادرم قول دادم ،که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم.مادرم مرا بوسید.و گفت : نمی توانی عزیزم !گفتم : می توانم ، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم .مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی .نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم .ولی خوب که فکر می کردم مادرم را دوست داشتم .معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم !بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل
دانلود اهنگ من تموم عمرمو ب پات دادم واست غرورمو به باد دادم (علی پارسا)
دانلود آهنگ دنیا همش اینجوری نمیمونه علی پارسا | بهترین کیفیت MP3 .دانلود آهنگ دنیا همش اینجوری نمیمونه ♫ دانلود اهنگ من تموم عمرمو به پات دادم به نام اینجوری نمیمونه با صدای علی پارسا به همراه تکست و بهترین کیفیت.
دانلود آهنگ علی پارسا دنیا اینجوری نمیمونه | دنیا همش اینجوری نمیمونه MP3 دانلود آهنگ علی پارسا دنیا اینجوری نمیمونه | متن و کیفیت عالی و همینک از رسانه بزرگ آپ
سرانجام کاری که مدت ها پیش باید می کردم رو انجام دادم.دیگه اجازه نمیدم کسی مصرفم کنه.از حالا به بعد هر چی که بخوام رو میزارم اینجا برای خودم. اصلا نمی دونم چرا یهویی هدف اصلیم از بین رفت. از اول هم هدف من این بود که اینجا جایی باشه که هر چی که دوست دارم توش بزارم نه چیزی که برای بقیه خوش باشه.دیگه هرگز در اینجا رو باز نمیزارم.
سلام من متاهلم اما ازنظرعاطفه و حبت کمبودداشتم که باپسری اشناشدم که ازلحاظ روحی و عاطفه به من خیلی رسید الان چندساله باهم دوست هستیم درحد تلفن تلگرام و اس ام اس حتی میدونه من شوهرم دارم بازهم به دوست داشتن پافشاری میکنه حتی بیشترازقبل خواستم بدوتم اگر شوهرم بفهمه چ حکمی داره و سزای کارمن چیه ؟؟ باتشکر
  پاسخ توسط هادی کاویانمهر در ۲۴ فروردین ۹۸، ۱۰:۰۴
باسلام.البته چنین جرمی نیاز به اثبات از سوی مدعی دارد و اگر اثبات شود، در چنین پرونده‌ه
من حدود شش ماهه که با یه آقا پسری که خیلی همدیگه رو دوست داشتیم ،عقد کردم، شهر ها مون از هم حدود 16 ساعت فاصله داره. اوایل وقتی میرفتم شهرشون (موقعی بود که دانشگاهم تموم شده بود و من برای مدرکم و کارای اداریش یکی دو بار رفتم شهرشون و دقیقا همون مدت رو یعنی بعد از دانشگاه تازه آشنایی مون شروع شده بود) خوب اون یکی دو بار که رفتم شهرشون وقتی میرسیدم اولش میرفتم خوابگاه و روز بعدش یا مثلا چند ساعت بعدش سر حال و تمیز و مرتب که خستگی سفرم رفته بود هم دی
دانلود برترین رمان من به تو دل دادم
نام رمان:من به تو دل دادم
نویسنده:ف. اسحاقی
موضوع:عاشقانه،اجتماعی
تعداد صفحات:۶۱۳
خلاصه:
دانلود رمان من به تو دل دادم روایتگر داستان زندگی دختری به اسم پونه که برای پر کردن وقتش مسیولیت نگهداری و پرستاری یک دختر بچه رو به عهده میگیره و وارد خونه اونها میشه. پدر اون بچه ازش میخواد که برای اینکه گناهی بینشون نباشه و خلافی نکرده باشند تا وقتی اونجا هست، بینشون صیغه خونده بشه
 
 لاوی ها | دانلود رمان ، ع
ساعت سه بود. از کارگاه بیرون اومدم، روی صندلی خاکی کنار در بزرگ آهنیش نشستم و پاهای خسته ام رو روی هم انداختم. به دیوار رو به رو خیره شدم در حالی که سرم گیج میرفت و چشم هام قابلیت متمرکز شدن روی یه نقطه رو نداشتن و دائم از نقطه ای به ای دیگه سر میخوردن.
تلاشم رو میکردم حتی اگر نتیجه نمی‌داد. ادامه دادم و ادامه دادم و ادامه دادم.
پ.ن: در همون لحظه های اخر یکی از بچه‌هامون با یه کیسه بستنی برگشت و حس کردم سوختگی های روز گرمی که گذرونده بودم اروم ار
قیصر امین پور ، من از عهد آدم تو را دوست دارم من از عهد آدم تو را دوست دارماز آغـــاز عالــم تو را دوست دارمچه شب ها من و آسمان تا دم صبحسرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوست دارمنه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !من ای حس مبهــــم تــــو را دوست دارمسلامی صمیمی تر از غـم ندیدمبه اندازه ی غم تو را دوست دارمبیــــا تا صدا از دل سنگ خیــــزدبگوییم با هم : تو را دوست دارمجهان یک دهان شد همـــآواز با ما :تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم(قیصر امین پور)
بطری رو برداشتم دلستر انگور بود. یک کباب برداشتم همین جوری تو خونه راه میرفتم. این بلوز مشکی لشه که مامان ازش متنفره هی میگه نپوشش پوشیدم و شلوارک! حس لاکچری بودن بهم دست داده بود. مامان ازش متنفر نی فقط نمیزاره مشکی بپوشم نمیزاااااره! به خاطر اون خرررر. من عاشق مشکیم ینی محرومیتی بالاتر از این تو دنیا به نظرم وجود نداره!در کل واقعا رد دادم به مامان گفتم الان کلمو میکوبم به دیوارااا گفت بکوب :/ کوبیدم گفت چرا اینقدر یواش محکم تر میکوبیدی:// گفتم
دانلود آهنگ جدید ابوالفضل بیدار به نام به دادم برس Aboolfazl Bidar – Be Dadam Beres ابوالفضل بیدار به دادم برس
نوشته دانلود آهنگ ابوالفضل بیدار به نام به دادم برس اولین بار در بیرموزیک , دانلود آهنگ جدید , BirMusic. پدیدار شد.
نقد فیلم های ایرانی - بررسی متفاوت من
خب امروزم شروع شد. طبق معمول ساعت چهارو پنج بیدار شدم اما خوابیدم ! :/ بعدش ساعت ۹ بیدار شدم دیگه تا  صبحونه بخورمو شروع کنم شد ۱۱. ولی بعدش شروع کردمو فعلا رو بدایهة الحکمة. نمیدونم امروز به همه برنامم میرسم یا نه اما میخوام تا خود شب کار کنم هرچقدر که شد. ببینم چجوري خوب شده تقسیم کردم یا نه به نظر خودم بهتره چون چند دور مرور میکنم و یادم میمونه برا خودمم بعضی جاهاشو خلاصه بر میدارم. کنکور که دادم فهمیدم نه فقط عربیاش مهمن بلکه متن فارسی و توضی
من از عهد آدم تو را دوست دارماز آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبحسرودیم نم نم : تو را دوست دارم
نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صمیمی تر از غم ندیدمبه اندازه ی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزدبگوییم با هم : تو را دوست دارم
جهان یک دهان شد هم آواز با ما :تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم.
 
قیصر امین پوراشعار شاعران معاصر
پست بهمن ۱۳۹۶: http://khodajanam.blogfa.com/post/115من همه بدی هاشونو به خدا سپردم که خودش انتقامم را بگیره اما منم آدمم و حس دارم و زیر بار این همه ظلم له شدم باید نفرین کنم.باید در سکوتم ناله کنم.تا کی باید خفه بشم؟ تا کی؟ این همه سال بخاطر اعتقاداتم و عشقم به شوهرم با همه بدی های خانواده شوهر جنگیدم و زندگیمو حفظ کردم و خدا شاهده هیچ دختری مطمئنم هیچ دختری با ظلم ها و بدی های خانواده شوهرم یکروز هم دوام نمیاورد ولی من بخاطر حفظ زندگیم صبر کردم اما دیگر طا
نفس من.امروز خواستم ازدلت در بیارم گفتم بیای منو برسونی.ولی دلیلی جز دلتنگی نداشتصادقم امروز 4 ساعت تو جشات گم شده بودم امروز 4 ساعت مال خود خودت بودم، امروز 4 ساعت سیر نگات کردم و لحظه به لحظه بیشتر عاشقت شدم.هیچوقت فکرشو میکردی؟ 4 ساعت پیش هم باشیم و نفهمیم چجوري ثانیه ها میگذره؟امروز با چشات ته دلم قرص شد که تا تهش مال همیم.نفسم کی باشه یه روزی که بریم یجای دووور دست هیچکی بهمون نرسه.امروز قلبمو دادم دستت.مراقبش باش.26/2/98 
دیشب پسرخاله همسر زنگ زد که برن بیرون و چند ساعتی باهم باشن. اصرار کردم بره. میدونستم لازم داره. قبل رفتن تلفنی ماجرای دعوا رو تعریف کرد. گفت حتما بهت میگن. صدای پسرخاله ش میومد که گفت رفتار اونا خیلی غلطه ولی توام خیلی تندی. وقتی اینجوره، قطع رابطه کن.نمی‌دونم دیشب چی بهم گفتن. دلم میخواد به پسرخاله ‌ش بگم این رفتارا و دعواها زندگی ما رو خراب کرده. بهتره رابطه نباشه. ولی نمیشه بگم.امروز ساعت ۷ عصر خواهرش زنگ زد خونه گفت میخواستیم بربم بیرو
ما دوست معمولی ایم، اون عاشق یکی دیگستما دوست معمولی ایم، به روی هم نمیاریم احساسمون رو
ما دوست معمولی ایم، از دلتنگیش دارم دق میکنم
ما دوست معمولی ایم، هیچ گزینه ی دیگه ای نیس
شب تا صبح تو بغل هم میخوابیم، ما دوست معمولی ایم
بهم میگه تب داری؟ ما دوست معمولی ایم
دستم رو میپیچم دور گردنش، ما دوست معمولی ایم
واسه دیدنش لحظه شماری میکنم، ما دوست معمولی ایم
دوسش دارم، ما دوست معمولی ایم
ما دوست معمولی ایم، من عاشقش نیستم
دقیقا دوماه وبیست روزمیشه کا متاهل شدم ازدواجی باشخصی که همیشه آرزوم وصال به اون بود رسیدن به اون برام غیرممکن بود ولی شد دیروز شوهرم حرفی زدکه شایدتا آخرعمر هیچوقت ازیادنبرماون گفت به دختری که دوسش داشته درجواب اینکه ماشین نداره  قول داده که براش ماشین میخره! چندلحظه هنگ بودم همیشه فکرمیکردم اون عاشق منهچهارسال پرازدروغ ودروغتنهادلیل ازدواجم بااون عشق  بود اما الان حس میکنم نابودشدم پام خیلی بی حس شد خواب رفته بود  حس میکردم
همیشه فکر می‌کردم بابام مامانمو اونقدری که باید دوست نداره
وقتایی که دعوا می‌کردن، تو ذهنم طلاق گرفتنشون رو هم تصور می‌کردم.
همیشه حس میکردم بابام یه آدم سنگ دل و سختیه که اگه یکیمون یه چیزیش بشه، نگاهمونم نمی‌کنه
از وقتی که مامانم مریض شد، بابام کاری کرد که فهمیدم این همه سال اشتباه کردم، کار کرد که فکر می‌کنم حتی مردای امروزی که انگار مهربونتر و عاشق‌ترن برای زنشون نمی‌کنن.
ذهنیتم کاملا عوض شد
بابام میتونه عاشق‌ترین مرد دنیا باشه
دی
به وسوسه یک نفر اشتباه کردم و وقتم رو حیف کردم و پنج شش قسمت از بفرمایید شام ونکوور رو دیدم.روحم کسل شد.واقعا تاسف آور بود.اصلا کلا همچین برنامه ای با فرهنگ قشنگ ما همخونی نداره.اینکه آدم از غذای میزبان ایراد بگیره یا خیلی رفتارهای تصنعی دیگه خیلی غم انگیزه.البته هدف شرکت کننده ها ۱۰۰۰ دلاره آخرشه و خوب این پول .این دو ساعتی که دو قسمت پشت هم دیدم خیلی کسلم کرده.از اول هم می دونستم نتیجه ی دیدن چنین برنامه ی سطحی و مزخرفی همینه.بلند شدم به گله
سلام وقت تون بخیر
من چند وقت پیش طی حادثه ای پدرم رو از دست دادم. برام همیشه بهترین و بزرگترین مرد بود و بعد رفتنش ضربه سختی خوردم. توی مدت ناراحتی و مراسم ها با پسری وارد ارتباط شدم. چون توی یک شهر بودیم و از قبل شناخت داشتیم، فقط چت میکردیم.
تا حدود یک سال ادامه داشت و بعدش دیدم خودم نمیکشم. همه ش این احساس باهام بود که من پاک نیستم و وقار خانومانه ای که قبلا داشتم رو چه راااحت از دست دادم!، منی که همیشه سنگین رفتار میکردم و تا حالا با کسی دوست
مخاطبای گوشیمو که میگردم،دلم میگیره.
یعنی چی که عکس تکی شوهرت رو میذاری پروفایلت؟ یا پروفایلتو پر میکنی از طرح های گرافیکی اسم شوهرت!!
یه گروه عضوم که همه ی اعضاش خانومن، حالا وقتی پیام میاد چی مینویسه؟
امیر می پرسه: عزیزای دل، چیکار کنم ته دیگم خوب بشه؟
علی میگه: بیا پی وی بهت یاد بدم:/
یا مثلا اصغر(مرد تنها) عکس لباس شبش رو میذاره، میگه فروشیه، بخدا فقط یه بار پوشیدم:/
من نمیگم همه باید عکس خودشون رو بذارن،نه.منم همیشه عکس خودم رو پروفایلم نی
بچه که بودم دوست داشتم بنویسم حتی اگر چیزی می نوشتم که کسی نمی خواند. چیزهایی مثل یادداشت روزانه که روز تا شب آنقدر ساده ی خود را در آن شرح می دادم. بچه که بودم کمتر می ترسیدم از تجربه کردن. این زندگی با ما چه می کند. این وضع را دوست ندارم. به دنبال آزادی ورهایی ام. از مزخرفاتی که دور قلب آدم را می گیرد و جا برای نفس نگذاشته است. نه، نه اینکه بخواهم دوباره بچه باشم. کودکی هم ترسهای ساده وبیخود خودش را دارد. ترسهای کوچک وزیاد وبی ارزش، اما بزرگ برای
مردی که ازدست زنش«دقمرگ»شدشوهر از غصه زن خطا کارش سکته کرد ومرد! زن جوان که پس از مسموم کردن دو زن سالخورده طلاهایشان را به سرقت برده بود، صبح دیروز پای میز محاکمه ایستاد. این در حالی است که شوهر متهم  پس  از شنیدن خبر دستگیری همسرش، از شوک این حادثه سکته کرد و جان سپرد. این  زن ۴۳ ساله به نام ساناز با ن سالخورده و ثروتمند طرح دوستی می‌ریخت و آنها را با قرص‌های خواب‌آور، مسموم می‌کرد و بعد طلا وجواهرات شان را به سرقت می‌برد.م
تورا دوست دارم شاملو

متن تورا دوست دارم
دانلود اهنگ من از عهد آدم تورا دوست دارم
من از روز ازل تو را دوست دارم

تورا دوست دارم چون نان و نمک

من از عهد آدم تورا دوست دارم علیرضا قربانی

دکلمه تو را دوست میدارم

دوستت دارم
من از عهد آدم تو را دوست دارم
من از عهد آدم، تو را دوست دارم از آغاز عالم، تو را دوست دارم
چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی من ای حس مبهم، تو را دوست دارم
سلامی صمیمی‌تر
یه ذره بهش فارسی یاد دادمدرباره جن ازم سوال کردمنم جواب دادماما از توی اون بحث یه چیز دیگه در اومداشتهای بی نهایت برای یادگیری زبانها و فرهنگهای مختلفچیزی که دیگه الان ندارمشالبته خوشبختانهوالا به قرآنو گرنه این نفس هر روز یه وری میکشوندمون
امشب ه لا به لای حرفاش
شوخی شوخی بهم گفت که دوست نداشته که وقتی حالش بد بوده باهاش رفتم بیمارستان :/
می گفت من میخواستم خودم برم تو خودت یهو بیدار شدی اومدی
گفت دوست داشته تنها بره
و خوشش نمیاد وقتی میره دکتر کسی باهاش بره
جوابش رو شوخی طور دادم
اما واقعا ناراحت شدم
تشکر هیچی
این بود مزدم؟
من خیلی خوشم اومده که چند ساعت تو بیمارستان در به در این عتیقه بودم؟
واقعا که بی نمکه دستم
چرا این بشر انقدر بی چشم و روئه؟ 
صبحی دوستم زهرا زنگ زد. میگفت شوهرش با مامان باباش بحثش شده اونام فکر کردن این زیر گوش پسرشون خونده. میگفت هرچی دلشون خواست بارم کردند اما به خاطر دخترم از تو اتاق نیومدم بیرون. وقتی یکی دو تاشو گفت که چیا بهش بستند من اینجا خدا رو شکر کردم خانواده شوهرم مودبند
اوففففف
ببینید کی ریاضی مهندسیشو خوب داده و از جلسه اومده بیرون. نات مهدی! با اینکه دیروز از دوازده و نیم تا شیش و نیم درس خوندیم و یادش دادم چون روی مباحث تسلط کافی نداشت نتونسته بود بنویسه. خیلی غصه خوردم. من خوب دادم تقریبا. زندگی شیرینه و به دل میشینه. به و به.
این پست تو چرکنویس بود گفتم پستش کنم وقتی بچه ها حرف میزنن که میخان برن خارج و تلاششون رو میکنن برن خارج. تو کتم نمیرفت که چجوري جای دیگه ای جز ایران میتونن زندگی کنن؟ نهایت با حرفاشون قانع شدم اره دیگه نهایتش برا تحصیل بریم و برگردیم. ینی چی تا اخر عمر؟ چجوري میتونی فکر کنی تا اخر عمر؟ هرجوری فکر میکنم میبینم دوست دارم کل جهان رو بگردم و ببینم ولی باز هم جایی جز ایران برای زندگی انتخاب نمیکنم اگه بتونم کل جهان زندگی کنم! چجوري میتونید اینق
ای به قربان نگاهت، دوست میدارم ترا،،،جان شیرینم فدایدت،دوست میدارم ترا،،اندکی بنشین ،شتابت بهر چیست ؟'،،قصه ها دارم برایت، دوست میدارم ترا،،،،یک نظر بر دل نظر کن ماه من،،،،تابشی از آسمانت ،دوست میدارم ترا،،،خوب رویم ،سنگ دل گشتی چرا،،،رحم بر شوریده حالت ، دوست میدارم ترا،،،ناز کن زیبا نگارم ، تا خریدارت منم،،،دل ببازم در قمارت، دوست میدارم ترا،،،چشم زیبایت قرار از دل ربود،،،،رو مگیر از بیقرارت، دوست میدارم ترا،،،عطر گیسوی تو زیبا ،هو
یه سنجاق سینه دارم که شکل گل هست و قشنگه منتهی هیچ جنس خاصی و البته ارزش مادی زیادی نداره ولی خب چون خاله ام حدود ۱۲ سال پیشا برای سوغاتی آورده خیلی برام عزیزه. خودم چند باری استفاده کردم منتهی سوسن خانم بیشتر استفاده کرده. تقریبا میشه گفت هر وقت مانتو شلوار مجلسی پوشیده، سنجاق سینه رو زده به یقه ی کتی لباسش.
حالا روز عقدمون که بود خواهر میم بخاطر اینکه یقه ی لباسش رو فیکس کنه از سوسن خانم یه سنجاق قفلی ساده خواست، سوسن خانم هم اون سنجاق سینه
دانلود اهنگ علی پارسا من تموم عمرمو ب پات دادم واست غرورمو به باد دادم لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید علی پارسا اینجوری نمیمونه بهمراه متن آهنگ با کیفیت .علی پارسا اینجوری نمیمونه. دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای علی پارسا به نام اینجوری نمیمونه . با کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ با لینک مستقیم + متن موزیک. By Quality MP3 320 . پارسا اینجوری نمیمونه : من تموم عمرمو به پات دادم. ♫♫♫. واست غرورمو به باد دادم.
دانلود آهنگ علی پارسا اینجوری نمیمونه - رسانه آهنگ دانلود
 دانلود موسیقی جدید ایوان باند بنام نوش جانDownload New Music Evan Band – Noosh Janمتن آهنگ جدید نوش جان از ایوان باند :ای عشق منی این تو ای عشق منی این تو این دل رام من این دل رام مننوش جانت اگر نوش جانت اگر بردی آرام من بردی آرام منآی نوش جانت اگر رسوا کنی نام من وای چه خوش میشود با تو سرانجام منیا تو به دامم بکش یا بشو در دام من با تو چه خوش ای وای سرانجام منآخ تو بزن نوش جان تا ته پیمانه را دست تو دادم فقط این دل دیوانه رااشک من این ژاله را شراب صد ساله را آخ
 دانلود موسیقی جدید ایوان باند بنام نوش جانDownload New Music Evan Band – Noosh Janمتن آهنگ جدید نوش جان از ایوان باند :ای عشق منی این تو ای عشق منی این تو این دل رام من این دل رام مننوش جانت اگر نوش جانت اگر بردی آرام من بردی آرام منآی نوش جانت اگر رسوا کنی نام من وای چه خوش میشود با تو سرانجام منیا تو به دامم بکش یا بشو در دام من با تو چه خوش ای وای سرانجام منآخ تو بزن نوش جان تا ته پیمانه را دست تو دادم فقط این دل دیوانه رااشک من این ژاله را شراب صد ساله را آخ
«صبا اگر گذری افتدت به کشورِ دوستبیار نفحه‌ای از گیسوی مُعَنبَرِ دوستبه جانِ او که به شکرانه جان برافشانماگر به سوی من آری غباری از برِ دوستوگر چنانکه در آن حضرتت نباشد باربرای دیده بیاور غباری از درِ دوستمنِ گدا تو تمنای وصلِ او، هیهاتمگر به خواب ببینم خیالِ منظرِ دوستدلِ صنوبری‌م همچو بید لرزان استز حسرتِ قدوبالای چون صنوبرِ دوستاگرچه دوست به چیزی نمی‌خَرَد مارابه  عالمی نفروشیم مویی از سرِ دوستچه باشد ار شود از بندِ غم دلش آزادچو ه
 دانلود موسیقی جدید ایوان باند بنام نوش جانDownload New Music Evan Band – Noosh Janمتن آهنگ جدید نوش جان از ایوان باند :ای عشق منی این تو ای عشق منی این تو این دل رام من این دل رام مننوش جانت اگر نوش جانت اگر بردی آرام من بردی آرام منآی نوش جانت اگر رسوا کنی نام من وای چه خوش میشود با تو سرانجام منیا تو به دامم بکش یا بشو در دام من با تو چه خوش ای وای سرانجام منآخ تو بزن نوش جان تا ته پیمانه را دست تو دادم فقط این دل دیوانه رااشک من این ژاله را شراب صد ساله را
 دانلود موسیقی جدید ایوان باند بنام نوش جانDownload New Music Evan Band – Noosh Janمتن آهنگ جدید نوش جان از ایوان باند :ای عشق منی این تو ای عشق منی این تو این دل رام من این دل رام مننوش جانت اگر نوش جانت اگر بردی آرام من بردی آرام منآی نوش جانت اگر رسوا کنی نام من وای چه خوش میشود با تو سرانجام منیا تو به دامم بکش یا بشو در دام من با تو چه خوش ای وای سرانجام منآخ تو بزن نوش جان تا ته پیمانه را دست تو دادم فقط این دل دیوانه رااشک من این ژاله را شراب صد ساله را
 دانلود موسیقی جدید ایوان باند بنام نوش جانDownload New Music Evan Band – Noosh Janمتن آهنگ جدید نوش جان از ایوان باند :ای عشق منی این تو ای عشق منی این تو این دل رام من این دل رام مننوش جانت اگر نوش جانت اگر بردی آرام من بردی آرام منآی نوش جانت اگر رسوا کنی نام من وای چه خوش میشود با تو سرانجام منیا تو به دامم بکش یا بشو در دام من با تو چه خوش ای وای سرانجام منآخ تو بزن نوش جان تا ته پیمانه را دست تو دادم فقط این دل دیوانه رااشک من این ژاله را شراب صد ساله را
 دانلود موسیقی جدید ایوان باند بنام نوش جانDownload New Music Evan Band – Noosh Janمتن آهنگ جدید نوش جان از ایوان باند :ای عشق منی این تو ای عشق منی این تو این دل رام من این دل رام مننوش جانت اگر نوش جانت اگر بردی آرام من بردی آرام منآی نوش جانت اگر رسوا کنی نام من وای چه خوش میشود با تو سرانجام منیا تو به دامم بکش یا بشو در دام من با تو چه خوش ای وای سرانجام منآخ تو بزن نوش جان تا ته پیمانه را دست تو دادم فقط این دل دیوانه رااشک من این ژاله را شراب صد ساله را
 دانلود موسیقی جدید ایوان باند بنام نوش جانDownload New Music Evan Band – Noosh Janمتن آهنگ جدید نوش جان از ایوان باند :ای عشق منی این تو ای عشق منی این تو این دل رام من این دل رام مننوش جانت اگر نوش جانت اگر بردی آرام من بردی آرام منآی نوش جانت اگر رسوا کنی نام من وای چه خوش میشود با تو سرانجام منیا تو به دامم بکش یا بشو در دام من با تو چه خوش ای وای سرانجام منآخ تو بزن نوش جان تا ته پیمانه را دست تو دادم فقط این دل دیوانه رااشک من این ژاله را شراب صد ساله را
 دانلود موسیقی جدید ایوان باند بنام نوش جانDownload New Music Evan Band – Noosh Janمتن آهنگ جدید نوش جان از ایوان باند :ای عشق منی این تو ای عشق منی این تو این دل رام من این دل رام مننوش جانت اگر نوش جانت اگر بردی آرام من بردی آرام منآی نوش جانت اگر رسوا کنی نام من وای چه خوش میشود با تو سرانجام منیا تو به دامم بکش یا بشو در دام من با تو چه خوش ای وای سرانجام منآخ تو بزن نوش جان تا ته پیمانه را دست تو دادم فقط این دل دیوانه رااشک من این ژاله را شراب صد ساله را
 دانلود موسیقی جدید ایوان باند بنام نوش جانDownload New Music Evan Band – Noosh Janمتن آهنگ جدید نوش جان از ایوان باند :ای عشق منی این تو ای عشق منی این تو این دل رام من این دل رام مننوش جانت اگر نوش جانت اگر بردی آرام من بردی آرام منآی نوش جانت اگر رسوا کنی نام من وای چه خوش میشود با تو سرانجام منیا تو به دامم بکش یا بشو در دام من با تو چه خوش ای وای سرانجام منآخ تو بزن نوش جان تا ته پیمانه را دست تو دادم فقط این دل دیوانه رااشک من این ژاله را شراب صد ساله را
خانمی هستم 24 ساله. حدود یک سال است ازدواج کرده ام. از شوهرم و خانواده اش راضی ام و خانواده خودم هم به همسرم احترام می گذارند و خیلی دوستش دارند ولی شوهرم می گوید خانواده من او را دوست ندارند. من هر چه با او در این باره حرف می زنم، باور نمی کند. فکر می کند حرف هایم برای دلخوشی اوست. همیشه در مواقع عصبانیت و ناراحتی من را مقصر عصبانیتش می داند.

 اطلاعات ارائه شده توسط شما ناقص است بنابراین نمی توان با اطمینان درباره مسئله مطرح شده، نت
یه روزی از همه دوست‌هام دور شدم. با هر متر و خط‌کش و معیاری که حساب می‌کردم، من از همه‌شون عقب افتاده بودم. تو ادامه تحصیل، تو کار، تو ازدواج موفق حتی! وقتی به خودم اومدم دیدم شماره ام رو عوض کردم و شماره همه‌شون رو از تو گوشی‌م پاک کردم. یکی مادر شده بود، یکی بهترین دانشگاه ایران ادامه تحصیل داده بود، یکی تو فلان بیمارستان مشغول به کار شده بود و . .
من احساس عقب افتادن از همه رو پیدا کرده بودم و با این دوری داشتم خودم رو آروم می‌کردم. آروم
نازی ۴ از تب بیدار شد و دوباره پاشویه‌ش کردم و استامینوفن و سیب بهش دادم. ساعت ۸ تا ۹:۳۰ خوابیدیم و وقتی بیدار شد دیگه تب نداشت. صبحانه‌اش رو دادم و برای خرید بیرون رفتم. مامان برای ناهار آبگوشت گذاشته بود و من دیگه چیزی درست نکردم. نان بربری تازه هم گرفتم و نازی حسابی خورد و خوشش اومد! بعدازظهر برای عیددیدنی به خانه‌ی دایی مامان و خاله‌ی بزرگم رفتیم. نازی هم دیگه تب نکرد اما خیلی بی‌حال بود. به خونه که رسیدیم شامش رو دادم و خوابوندمش. خودم هم
خیلی چیزا از دست دادمفرصتایی که دوست داشتم با آدمایی که میخوام سپری کنمخواب میدیدم همه تو خونمونن همه ناراحتن و از یه دری حرف میزنن بعد من طبق عادت همیشگیم رفتم تو پاگرد پله ها تو حیاط و کوچه رو نگاه کنم یهویی یکیو تو حیاط دیدم دلم ریخت پایین هی خیره خیره نگاه کردم خدایا چقدر شبیه بابابزرگ بود ده سال جوون تر از وقتی که مرددویدم تو حیاط" تورو خدا نرو تو رو خدا."میدویدم و تموم نمیشد فاصله ای که بینمون بودمیدویدممیدویدممیدویدمواستاد
دیروز نوشت :دو روزه پسرم تب داره و بی حوصله است و مدام میخواد که من بغلش کنم برای همین اصلا عیدشهرشوهرم واسم خوب نبود و بهم خوش نگذشت و لحظه شماری میکنم برای برگشتن . sms زدم به دکترش و خداروشکر گفت فردا مطب هست و قراره فردا برگردیم .خیلی دلم میخواست این چند روز که شهر شوهرم بودیم بیشتر از وقتم استفاده کنم ولی با وجود مریض شدن پسرم اصلا فرصت نشد و حسابی هم خوابش بهم ریخته!چندبار اومدم به جاری بزرگه از رفتار بد جاری وسطیه بگم اما نشد و از این بابت
دیروز حرم رفته بودم، برای زیارت و برای تحقیقات. پروژه درس تاسیسات الکتریکی من، نورپردازی بناهای مذهبیه، که توش حرم حضرت معصومه (س) رو به عنوان یه نمونه موردی بررسی می‌کنم. از تمام گوشه و کنار حرم و نورپردازی‌هاش عکس گرفتم، و می‌خواستم که روی سقف حرم هم برم و از گنبد عکس بگیرم. تا دفتر مدیریت حرم رفتم، و برای من توضیح داد که باید از دانشگاه برای حراست مرکزی حرم نامه بیاری، تا اونا به ما نامه بدن و اجازه بدیم با یه خادم بری روی پشت بوم، اونم فق
خب، دروغ چرا؟ داشتم یک از آلبوم icarus falls رو گوش می‌دادم که به سرم زد الان پاشم بیام اینا وب‌لاگ رو بالاخره باز کنم.
آخ، خواستم یه چیزایی درموردش بگم ولی حالا که فکر می‌کنم اگه برای دوست خیالیم تعریفش کنم به مراتب راحت‌تره، پس هیچ‌چی دیگه :|
چه زود فهمیدم حسادتم بی‎خود بوده :)
 دانلود موسیقی جدید ایوان باند بنام نوش جانDownload New Music Evan Band – Noosh Janمتن آهنگ جدید نوش جان از ایوان باند :ای عشق منی این تو ای عشق منی این تو این دل رام من این دل رام مننوش جانت اگر نوش جانت اگر بردی آرام من بردی آرام منآی نوش جانت اگر رسوا کنی نام من وای چه خوش میشود با تو سرانجام منیا تو به دامم بکش یا بشو در دام من با تو چه خوش ای وای سرانجام منآخ تو بزن نوش جان تا ته پیمانه را دست تو دادم فقط این دل دیوانه رااشک من این ژاله را شراب صد ساله را آخ
تا سر خیابان پیاده رفتم.تاکسی سمند زرد رنگ منتظر مسافر بود تا پر شود و راه بیفتد.صندلی جلو را خانم مسنی اشغال کرده بود. یک آقا هم روی صندلی عقب نشسته بود و مشغول صحبت با گوشی اش بود.منتظر شدم تا نفر بعدی هم بیاید و تصمیم بگیرم وسط بنشینم یا سر.کنار ماشین ایستادم و به خیابان و آدم های در حال عبور نگاه کردم.دختر جوانی تخته شاسی در دست، گذشت.لباس های رنگارنگی بر تن داشت، کوله پشتی و کتونی آل استار، یک هنری به تمام معنا.دوست داشتم مسافر بعدی اوباشد.
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

گیوه کلاش شیوه های نوین در ترکیب سوخت و معرق چرم Karen فروش فلزیاب دیپ گز | DeepGez Metal Detector تبادل لینک رایگان Johnny میز کار درس های تکراری وبلاگ شخصی مهندس ابراهیم رعیت رکن آبادی اروپا چت,چتروم اروپا,oropachat,چت اروپا,جهت ورود به اروپا چت کلیک کنید