ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

کد پیشواز بابا لیلی از حسن عامری

دانلود اهنگ حسین عامري ننه من مسافرم (کیفیت 320) همراه با متن با لینک مستقیم  کد آهنگ پيشواز همراه اول حسین عامري ننه من مسافرم ,دانلود آهنگ جدید حسین عامري ننه من مسافرم ,حسین عامري ننه من مسافرم ,متن آهنگ,کد آهنگ پيشواز .دانلود آهنگ حسین عامري ننه من مسافرم - سایت فان بیباک  دانلود آهنگ حسین عامري ننه من مسافرم,دانلود آهنگ های ننه من مسافرم,آهنگ های ننه من مسافرم,دانلود آهنگ های ننه قلیون چاق کن های ننه چایی دم کن,دانلود آهنگ های .&n
دانلود اهنگ واوا ليلي صبا مزار میرم سیما بینا
دانلود اهنگ صوتی واوا ليلي صبا مزار میرم
دانلود اهنگ واوا ليلي عارف جعفری
آهنگ افغانی بابا ليلي صبا مزار میرم

دانلود آهنگ افغانی بابا ليلي صبا مزار میرم
دانلود اهنگ صبا مزار میروم
آهنگ افغانی واوا ليلي صبا مزار میرم
دانلود اهنگ بابا ليلي افغانی
دانلود آهنگ جدید بابا کرم
 
دانلود آهنگ بابا کرم قیصر با لینک مستقیم
 
دانلود آهنگ بابا کرم خردادیان
 
دانلود آهنگ بابا کرم از سعید شایسته
 
دانلود اهنگ بابا کرم جدید برای رقص
 
دانلود آهنگ بابا کرم عهدیه
 
دانلود آهنگ بابا کرم احمد آزاد
 
دانلود آهنگ بابا کرم ناهیددانلود آهنگ جدید
زمستون بود. یه شب بابا حالش بد شد؛ فشار خونش بالا رفت. تو راه بیمارستان به مامان گفت: من اگر بمیرم تو شوهر میکنی؟ مامان سر بابا رو بغل کرد زد زیر گریه گفت خدا نکنه تو نباشی. بابا گفت من بمیرم هم طاقت ندارم یه مرد دیگه زنم رو بگیره! امید خندید آروم گفت بابا جون تا زن خودته که کسی.بعد بقیه حرفشو از چشم غره مامان خورد. بابا گفت: هیچیم نمیشه بچه ها؛ مگه من میذارم زنماستغفرالله. چقدر خندیدیم باهم.
+ برای شام شامی بخوریم . بذار به بابا بگم نون باگت بخر
در و باز کردم رفتم رو پاگرد اول و گفتم 
+ بابا ؟
_ یهو صدا تلق . تولوق
+پسر جون ؟؟؟
_ سکوت
در حینی که با لباس خونه  پله ها رو به سمت پایین طی میکردم صدا زدم
+ بابا ؟؟
_ یهو صدای کارگر بابا رو شنیدم که الان میاد . حاجی . حاجی 
+ و من بعد گذشت نیم ساعت هنوز نتونستم قسمت پسر جون رو درک کنم :|||||
- ليلي، شما مامان روبی هستی یا باباش؟
- بابا :) بابا :)
بابای روبی، می‌خواهی برای نهار روبی چی درست کنی؟
- بلوبری :-)
در سئوال اول همیشه دومین چیزی که در سئوال هست رو به عنوان جواب میگه :) اینجا بلوبری ارزان‌تر از انگور است :دی
خداوندا دراین دنیای فانی 
باباليلي بیمار شدم 
جان ليلي گرفتار شدم
کشم رنج و عذاب زندگانی 
باباليلي بیمار شدم
 جان ليلي گرفتار شدم 
تمام آرزوها بر دلم ماند
 باباليلي بیمار شدم 
جان ليلي گرفتار شدم 
رسیده پیری ام قبل از جوانی 
باباليلي بیمار شدم 
جان ليلي گرفتار شدم
باباليلي بیمار شدم 
جان ليلي گرفتار شدم
دانلودحجم: 3.85 مگابایت
ویژگی‌های مثبت همسر را برای فرزندانت (از کودکی) برجسته کن: شما مثل بابا راستگویی. مثل بابا منظم هستی. مثل بابا مهربانی، مثل بابا خوش سلیقه‌ای.+با این کار هم پدر در ذهن فرزند به عنوان یک شخصیت مثبت شکل می‌گیرد و هم کم کم فرزند خوبی‌های پدرش را می‌گیرد. + با تشکر از استاد همیز + و المستشهدین بین یدیه.
مریم می گه بابا برات یه هدیه کوچیک گذاشته کنار که وقتی اومدی بدیمش بهت :(
رها می گه: بابا به هرکدوممون تک به تک گفته بود این دفعه حالم بد شد نبریدم بیمارستان. دوست دارم تو خونه م بمیرم. رها گفت خوشحالم چون فکر می کنم خوشحاله.
میلاد گفت: بابا بین خواهرزاده برادرزاده هاش تو رو از همه بیشتر دوست داشت.
گفت بابا هفتاد سالش بود ولی از من تندتر راه میرفت.
چی بگه آدم جز گریه؟
داشتیم با مامان و بابا تو سر و کله هم میزدیم که کی بره واسه شام برنج درست کنه
مامان به بابا می گفت بابا هم به من
هیشکی هم زیر بار نمی رفت
گفتم بیاین تک بیاریم هرکی تک افتاد اون بره
قبول کردن
به بابا شک کردم گفتم ببین تقلب نمی کنی ها
هرکی تقلب کنه خودش باید بره درست کنه
گفت قبول
تک آوردیم
مامانم خواسته بود تقلب کنه یهو دستش بین پشت و رو تو هوا موند :/
آخرم نشست زمین گفت امکان نداره من برم
بابا رو فرستاد :/
اصلا قرار نیست اتفاقی بیوفته
قرار نیست تنها بشم
برمیگرده
شاید اوضاع سخت تر بشه
اما مهم نیست
مهم اینه که برمیگرده

کاش میگفتی دلت گرفته داداشی
کاش میرفتم یکشنبه
کاش شب پیشت بودم باباجان

بابا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میدونستی نفسم به نفست بنده چجوری دلت اومد بری
میدونستی وقتی حرف از رفتن میزنی من بغض میکنم چطور به واقعیت رسید رفتنت
بابا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا جان
واقعا ۴ماهه نیستی؟
واقعا رفتی؟؟؟
بابا
بابا جان
بابا جانم
خواب باشه 
کابوس باشه
دارم زجر میکشم
هر ش
بر خاک حجره ، سر می گذارم                    تنهای تنها جان می سپارم

قاتل مرا کشت با کام عطشان                    بابا رضا جان ، بابا رضا جان

                         بابا رضا جان ، بابا رضا جان

در را به رویم ، از کینه بسته                      در انتظار مرگم نشسته

او می زند کف ، من می دهم جان              بابا رضا جان ، بابا رضا جان

                          بابا رضا جان ، بابا رضا جان

آب خوش من ، اشک روان بود                    قوت
قدیما تا مدرسمون تعطیل می شد میرفتیم خونه بابا بزرگ.بابا بزرگ از وقتی مامان بزرگ مرد دیگه تنهای تنها شددلم برات تنگ شده بابا بزرگ جونمبعد از مردن مامان بزرگ ،بابا بزرگ یادش رفتهمه چیز رو یادش رفتمن رو داداشی رو بابا و مامان رو . یادش رفت کی غذا خورده یا حتی مامان بزرگ مردهزمان خیلی زوود گذشتمن دیگه بزرگتر شده بودم و بابا بزرگ جون هم پیر تریه روز که رفتم بهش سر بزنم نبود بادبزن و کتاب دعاش بود ولی بابا بزرگ نبودحتی ساعت یادگار مامان
,    متن اهنگ باباکرم ارمین نصرتی,    دانلود آهنگ بابا کرم آرمین نصرتی,    دانلود آهنگ بابا کرم قیصر,    دانلود آهنگ بابا کرم خردادیان,    دانلود اهنگ بابا کرم کی بلده چشمک بزنه,    دانلود اهنگ بابا کرم جدید برای رقص,    اهنگ بابا کرم رقص,    دانلود آهنگ بابا کرم عهدیه,    دانلود آهنگ بابا کرم ایمان ثانی با کیفیت 320,   98music04
بهشت .بهشت خونه ی شماست بابا .وقتی در رو باز میکنم و میبینم روی مبل نشستی بهشت،دستای شماست بابا وقتی بغلم میکنی .بهشت،آغوش امنته .بهشت قربون صدقه هاته ‌.بهشت اشکاته وقتی از سامرا میگی بهشت شمایی بابا .بقیش جهنمه +بابا یک ماه برای بازسازی حرم سامرا رفته بود
اون سال هم 13 اردیبهشت جمعه بود.
هم المپیاد داشتم و هم قلم چی.
+ تولد میم 11 اردیبهشته و هی چپ میره راست میاد میگه این اتفاق تصادفی نیست!! به هرحال المپیاد باید در زادروز مشاهیر این عرصه برگزار بشه. :| بابا مشاهیر. بابا طلای ادبی. بابا .
من رو بابا حساسم. هیچ وقت نتونستم با کسی راجع بهش حرف بزنم. بگم که چقد خود کلمه‌ی بابا قلبمو درد میاره. به حدی که هنوز دو خط نشده اشکم درومد. من میخوام بمیرم وقتی بچه یا خود باباعه میگن بابایی. پیرمردایی که به بقیه میگن بابا جان گریه‌م میندازن. هیچ وقت نتونستم به کسی بگم. انقد برام سخته که نمیتونم به بابای خودم فکر کنم. چیکار کردم این همه مدت؟
تو تلویزیون ۲ نفر خارجی داشتن عروسی میکردن. بابا گفت اونام مراسمشون قشنگه! گفتم عارعههههه گفتم ک بابای عروس دست عروس رو میگیره و از در کلیسا میبردش تا اون جلو و بعد بوسش میکنه و میزاره تا ازدواج کنه. بابا یکم احساساتی شد. بهش گفتم وقتی منم خاستم ازدواج کنم شما منو ببرین. ن دوماد! بابا گفت یعنی میخای بری کلیسا؟ گفتم ن شما منو از دم هرجایی ک هست تا اونجایی ک باید بشینم منو ببرین و اینا. بابا بیشتر احساساتی شد و گفت ایشالا. ببینین چی میشع! Daddy.
علی بابا بزرگترین و پر فروش ترین وبسایت خرید بلیط هواپیما و رزرو اقامتگاه بوم گردی میباشد که علی بابا را همه با نام تی چارتر و چارتر 724 نیز میشناسند و با رجوع به سایت علی بابا بلیط اتوبوس علی بابا و تور علی بابا رو نیز میتوانید خریداری نمایید .
امروز یه نوع خاصی از دل شکستگی رو تجربه کردم که حس میکنم زخم بدی رو قلبم جا گذاشت. قضیه از چه قراره؟ اینکه حسرت خوردم که ایکاش منم بابا داشتم. 
چقدر سخت بود دیدن اینکه خواهر برادرم بابا دارن ولی من بابا ندارم. 
کاش منم بابا داشتم. من نمیبخشمت من از حق پدری که باید برام ادا میکردی و نکردی نمیگذرم. امیدوارم خدایی که بهش اعتقاد داری هم نبخشتت.
کاش سنگ بشم و حضورتو حس نکنم کاش سنگ بشم و دلم با ذره ذره محبتی که ازم دریغ میکنی نشکنه کاش سنگ بشم نسبت به
وب سایت علی بابا یکی از بزرگترین مراکز خرید اینترنتی بلیط هواپیما، قطار و اتوبوس در ایران شناخته می شود. علی بابا علاوه بر این انواع خدمات رزرو تور و هتل های داخلی و خارجی را ارائه می کند. شرکت پیک خورشید نیز با نزدیک به دو دهه خدمات گردشگری یکی از شرکتهای پیشرو در این صنعت تلقی می شود.
شعر پيشواز محرم  تسلیت  پيشواز محرم مداحی ماه محرم , اس ام اس تسلیت محرم , شعر محرم , اشعار پيشواز ماه محرم , شعر و ترانه , اشعار محرم , نوحه پيشواز ماه محرم
نوحه پيشواز محرم
مـردم بسـاط گـریـه و مـاتـم بیـاوریـدوقتش شده که بیرق و پرچم بیاوریدمــردم کتـیبه هـای حـسـینیـّه نـزد کیـسـت؟«باز این چه شورش است که.عالم» بیاوریدخواهید از خدا که در این شصت روز عمردر بـیـن روضــه هــا نـکـنــد کـم بـیـاوریـد
ادامه مطلب
آقای ر  چند وقتی هست از زندگیم حذف شده و رفته تو خر. خدارو شکربلاکش کردم.
مردای ایرانی فقط به بهانه آشنا بودن یه اسمی رو خودشون و رابطه میذارن که راحت تر راه بندازن. مثلا مث آقای ر بگن که دخترم ما پدر و دختر هستیم!
بابا های واقعی ایرانی اصن توجه خاصی به دخترشون ندارن مگه اینکه دختر وابسته باشه.
خیلی راحتترن که دخترشون رو چند وقت نبینن که خدایی نکرده خرج و مخارج شون بالا نره و دختر ازشون پول بخواد.
بابا ها خودشون دیگه بابا نیستن. این ع
دانلود آهنگ بابا بی وفا بودم دانلود اهنگ بکش دست به سرم بابا از علی براتی دانلود اهنگ تو فقط پرو بالم ده کنارت میمونم بابا دانلود آهنگ بشم قربون دستایی که هر گوشش ترک داره علی براتی دانلوداهنگ بشم قربون دستایی که هرگوشش ترک داره بکش دست به سرم بابا دانلود آهنگ پدر بشم قربون دستایی علی براتی بابابی وفا بودم اهنگ بشم قربون دستایی از علی براتیدانلود آهنگ جدید
کد پيشواز ایرانسل به طاها به یاسین کد آهنگ پيشواز ایرانسل علی فانی تجلی طاها کد آهنگ پيشواز همراه اول به طاها و یاسین پخش آنلاین آهنگ پيشواز ایرانسل علی فانی کد پيشواز به طاها به یاسین رایتل کد آهنگ پيشواز خدایا به روی درخشان مهدی کد آهنگ پيشواز ایرانسل علی فانی ندیدم شهی علی فانی به طاها به یاسین 2دانلود آهنگ جدید
چند وقت پیش تو ماشین وقتی داشتیم می‌رفتیم کلاس، بابا گفت زنگ بزن ببین ننه‌ رو بردن دکتر یا نه. شماره رو تو گوشیش وارد کردم، آورد «م بابا». یادم افتاد که بابا آقا رو تو گوشیش«بابام» سیو کرده بود عمو هم «بابای خودم». کیان همیشه مسخره می‌کرد می‌گفت انگار می‌خوان باباشونو ازشون بگیرن. 
الان ۷۳ روزه که باباشونو ازشون گرفتن. 
متن آهنگ ليلي جان علیرضا روزگار
Text  Music Alireza Roozegar Leyli Jan   
من دوست دارم ليلي من عاشقتم خیلی پس چرا تو نسبت بهم انقدر آخه بی میلی ليلي من که مجنونم داری میبینی که دیوونم داری تو اشتباه میکنی منو نکش که داغونم ليلي ليلي ليلي جان ليلي ندارم طاقت دوریتو دل بی طاقته آی ليلي ليلي ليلي جانم ليلي ليلي ليلي ليلي جان ليلي ندارم طاقت دوریتو دل بی طاقته آی ليلي ليلي ليلي جانم ليلي
تکست آهنگ ليلي جان علیرضا روزگار
ليلي گوشی رو بردار انقدر دلواپسم نگذار چرا
 برای تولد بابا همه رفتیم سفره خانه شهربانو که موزیک زنده داشت و خیلی بهمون خوش گذشت و چند ساعتی حسابی لذت بردیم.
بابا جونم حضورت مایه آرامشم، از خدا می خوام تنت سالم باشه و سایت بالای سرم.
مرسی که همیشه کمکمی، پناهمی.
مرسی که همیشه همراهی.
دوست دارم خیلی.
دایی بابا رو خیلی نمی شناختم فقط طی سفرهای هر ساله به مشهد و یه دیدار یک ساعته باهاش کمی آشنا شده بودم.وقتی دخترش خبر فوتش رو به بابا رسوند اوضاع روحی خانواده ام خوب نبود.مامان و بابام از هم دلخور بودن، تلفن خونه مدام زنگ میخورد و شده بودم منشی تلفنی خونه.ولی بعد از چند ثانیه اوضاع به کل عوض شدمامان
تو سایت دنبال نزدیک ترین بلیط به مشهد بود ، بابا با خواهراش تلفنی حرف
میزد و آرومشون میکرد حتی یه کمی طنز هم مخلوط حرفاش میکرد (بابا: باور کن
دا
اون رانندگی یادم داد.بابا همیشه مخالف بود، ولی اون یادم داد، بهم اجازه داد سوار شم ، ماشین خودشو میداد دستم، می دونست بابا مخالفه می دونستم بابا مخالفه ولی اون ماشین میداد و منم سوار میشدم.
حالا اون رفته و من پشت ماشین نشستم،پشت ماشین بابا، کاری کردم که اون موافقش بود و بابا مخالف ،انگار که طرف اونو گرفته باشم ،اونه لعنتی اونی که ازش متنفرم اونی که امیدوارم هیچوقت دیگه نبینمش.
بابا کدومو باور کنه.حرفامو یا کارامو؟ حق داره ولم کنه. حق داره
بسم الله الرحمن الرحیم./
بابا از خودت یاد گرفتم محبت به پدر رو ، از خودت یاد گرفتم عشق به همسر رو ، از تو یاد گرفتم بخشندگی رو ، تلاش رو ، شوخ طبعی در عین متانت رو . بابا فدای اون چشمای عسلیت بشم ! قربون خستگیات برم .
بابا جوونیت رو به پامون ریختی و حالا که چند تا خط کوچیک افتاده رو پیشونیت ، هنوزم حواست به تک تکمون هست . که کم نداشته باشیم ، که کم نیاریم . بابا شما خیلی بزرگی ! و من شاید خیلی دیر فهمیدم چقدر عاشقتم .
اما شما
بابا هنوز و تا همیش
بابا مرا سیاهِ مو فرفری صدا میزند من هم قند توی دلم آب میشود، راستش سیاهِ مو فرفری بابا بودن خیلی خوب است!
هیچوقت دلم نمیخواست جای برادرهایم باشم، دلم نمیخواست مثل آن ها لباس بپوشم، مثل آن ها فکر کنم، مثل آن ها رفتار کنم!دلم میخواست همیشه نبات کوچک خانه باقی بمانم!همان نباتی که زمان زیادی جلوی آیینه به بافتن موهایش مشغول بود، همان نباتی که لباس صورتی گلدارش را می پوشید و خودش را برای بابایش لوس میکرد!
من با عروسک هایم بزرگ شدم!برایشان مادری ک
سر بابا را گذاشت روی پایش و ناز می کرد :لالا لالا باباییبابا جونم لالاییلالا لال باباییچند روزه که کجاییلالا لالا باباییبابا جونم لالاییلالا لالا باباییخوبه به فکر ماییلالا لالا باباییبابا جونم لالایی به تلافی همه سه سالی که بابا براش لالایی خونده بودفقط حیف در آغوش سه سالگی اشتنها  سر باباجا  می شد
بلاخره تموم شد. 
بدترین سال کنکور بودی که میتونست باشه حالا از هر لحاظ (به دنیا اومدن بچه زهرا وتایک ماه مهمون داشتن، افتادن مامان از پله ها ومراقبت چند ماهه، سکته قلبی باباجون(بابا مامان) و مریضی بابا بزرگ (بابا بابام) وعمل وبعدم فوتش درست 13فروردین،تکمیل پایان نامه کارشناسی) اما حس می کنم خوب از پسش براومدم با هر زور وفشاری که بود خوندم. من درحد خودم تلاش کردم فقط کاش بشه:)
الان من موندم و رها شدگی بعد کنکور  
بسم الله 20 مین ب 7 بیدار شدم و ب روزی فکردم ک نمیدونم قراره چحوری رقم بخوره.ب هیچ کدوم از بچه ها نگفتم ک قراره بابا بیاد دنبالم بجز امیرحسین، منیژه 8 کلاس داشت، تا وقتی بره، ناخونامو گرفتم و جامو جمع کردم، صبونه خوردم و همه ی وسایلامو جمع کردم، چیزایی ک قرار بود بذارم خوابگاه بمونن رو تو ی پلاستیک مشکی بزرگ گذاشتم ک ان شاءالله اگ قرار شد یجای دیگ بغیر خونه بمونم، اونارو بدم بابا ببره خونه، فکنم حداکثر نیم ساعت دیگ بابا برسه.9/53 
دانلود آهنگ تنهایی حسین عامري : دانلود تمام آهنگهای حسین عامري با متن • آهنگ های جدید حسین عامري دانلود آهنگ منو توی این شهر تنها نذار نمیخوام به تنهایی عادت کنم تنهایی دیوونم کرده منو دلتنگم چقدر گفتم نرودانلود اهنگ حسین عامري ننه من مسافرم | اهنگ ای ننه تو رو بخدا بابام طلب کن تا بیاد ، دانلود ننه من مسافرم از حسین عامري، دانلود اهنگ جدید حسین عامري به نام ننه من . لینک دانلود[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]
دیگه نشددیگه نتونستم.ایندفعه نتونستم.جلوی همه زدم زیر گریه.
+بابا تو که می دونستی اوضام چجوریه این روزانباید بهم زنگ میزدی جلوی باباجون اینا.نباید.حالا همینو بهانه کن که مشکل دارم با مامان و نیا.بابا گفتم بعضی وقتا خوب نباش.چرا کلا خوب بودن یادت رفته؟؟!! :,((
دانلود آهنگ جدید بابا جونو به نام اسیر چشات Baba Juno – Asire Cheshat بابا جونو اسیر چشات آهنگ و تنظیم : سعید شیخ امیری
نوشته دانلود آهنگ بابا جونو اسیر چشات اولین بار در بیرموزیک , دانلود آهنگ جدید , موزیک. پدیدار شد.
نقد فیلم های ایرانی - بررسی متفاوت من
بابا به پیر به پیغمبر ما اذری زبانیم
ترک زبان چیه از خودتون درمیارین!
منو یه بار تو فرودگاه ترکیه اون کارمندش که پاسپورتامو میدید به ترکی استانبولی گفت ماریام تو چرا داری میری ایران مگه پدر و مادرت خبر دارن؟! فکر کرد همشهریشونم
بهش گفتم هویییییییی نظر لطفته ولی من کشورم ایرانه.
اینقدر شماها به اینا رو دادین همش فکر میکنن اذری زبان های ایران ترک ترکیه ن!
نکنین بابا.
با احترام به ترکا
من ترکیه ای ها رو دوست دارم همه میدونن
ولی خودمونو نچسبونیم
خانم دماغ عملی بد جوری اصرارداره همیشه در اولین فرصت خبرهای بد رو به من برسونه.هرچیم میگم بابا به من نگو من دلم نمیخواد بشنوم.میخنده میگه تو خیلی لوسی اینا خبر بد نیست.بابا بکش بیرون از ما .ول بده دیگه.قشنگ خوشحالی تولدمو به گند کشید
تاریخ ها رو خیلی دوست دارمامروز تولد بابا احمد بود ۲۱ آذر ماهاز اول آذر چشمم به این روز بود اما دیشب اونقدر حالم بد بود و تپش قلب شدید داشتم که قلبم داشت می اومد تو دهنم و میدونستم فقط حرف زدن با دوستی جان آرومم میکنه اما فکر کردم اون اگر دلتنگ من بود یا نگرانم حتما تو تایم استراحت ش وقتی یادم بود، حتی الان، بهم پیام میداد .پس گفتم مزاحمش نشم.و با خواب اجباری شب رو تموم کردم و یادم رفته بود امروز تولد بابا احمد هست
گفتمش آهای ! ماه پیشانو ؟
گفت جون جونم؟ 
گفتم احوال این روزای دلت؟ 
گفت به مثابه ی غنچه خشک شده سر بوته! 
گفتم ای بابا:/ یعنی انقده خشک ؟
گفت خونه بعثتی تون رو یادته ؟ تو باغچه تون یه بوته گل رز داشتن از دزفول آورده بودین . یه سال که کلی غنچه سرخ داده بود یهویی هوا خیلی سرد شد ؟ غنچه ها سر بوته همون جوری سیاه شدند ؟
گفتم آره .
گفت همون جوری. خشک نشدم از  گذشتن زمان و سر رسیدن فصل خستگی . یهویی سوم سرما دل تازه رسته ام رو خشد :/
گفتم ای بابا . ای ب
بسم الله
قصه ليلي ها و مجنون های زیادی را شنیده ام ولی این یکی که می خواهم تعریف کنم عجیب ترین ليلي و مجنون عمرم بودند.
مجنونی بود سرگشته و دل افگار، در تندباد حوادث روزگار می گذراند که نسیم، عطر پیراهن ليلي را برایش آورد.
مجنون دلش را دید که دست در دست نسیم سپرده تا خود را به ليلي برساند.
مجنون هم لاجرم همین کرد.
گذشت ماه و سالی و مجنون را در این مدت تیغ صحرا و گذر عمر و دوری و فراق ليلي فرسود ولی دم برنیاورد.
گذشت ماه و سالی و نصیحت دوستان و سرزن
الو سلام بابا خوبی؟خسته نباشی چه خبر؟میخواستم تولدتو تبریک بگم آرزو میکنمآرزو میکنم کهچه آرزویی کنم؟گوشیو میزارم رو میز و بیخیال زنگ زدن میشم ولی از تصور تنهایی تو شب تولدش تن و بدنم میلرزه و قلبم به درد میاد چرا آخه؟چرا نشد بمونیم کنار هم این شبو جشن بگیریم بابا کنار ما که حالت خوب نبودآرزو میکنم الان حالت خوب باشه (بهش زنگ زدم، نمیدونست امروز تولدشه، اولین نفری بودم که بهش تبریک گفتم)
یه روز یه بابایی پسرش فارغ التحصیل میشه. هیچی هم بارش نبوده.
زنگ میزنه به پارتیش میگه : دمت گرم واسه پسرم یه شغلی پیدا کن.
پارتیه میگه : میخوای سفیرش کنم؟
باباهه میگه : نه بابا اون خیلی زیاده
پارتیه میگه : میخوای وزیرش کنم ؟
باباهه میگه : اوووووووف نه.
پارتیه میگه: میخوای نماینده مجلسش کنم؟ 
باباهه میگه: نه بابا زیادشه! 
پارتیه میگه: میخوای فرماندارش کنم ؟
باباهه میگه : نه بابا یه جایی معلمی چیزیش کن
پارتیه میگه : شرمنده اون دیگه سواد میخواد.!!
امشب تولد بابا و غین(مدیریت) بود
طرز کادو دادن پدرجان و مدیریت به همدیگه اینجوریه که مدیریت از دخل دوتا پنجاهی برمیداره با روبوسیو تبریک میده به بابا بعد پنج ثانیه باز بابا همون دوتا پنجاهیو با بوسو ماچو تبریک میده دست مدیریت 
در آخرم مدیریت دوتا پنجاهیو میذاره تو دخل:))
+عکسای قدیمیو نگاه میکردم چقدر بابام پیر شده موهای مشکی بابا الان کم پشتو سفید شده (دو طرف سرش البته:دی)
۵۱ سالگی بابارو توی عمارت کنار نیروهای خلوچلمون جشن گرفتیم:))
اونقدر ت
همین الان داداشم اومد یه جعبه دستش بود، بازش کرد پر از چیزای دخترونه! گفت به کسی نگو ولی دارم برا خانومم از الان کادو جمع میکنم ! اول قند تو دلم آب شد! بعد با خودم گفتم بابا مسخره تو به فکر نتایج کنکورت باش! بعد دیدم به اون دختره حسودیم شد بابا :/ داداش خودمه اصلا!
#یادش_بخیر
یادش بخیر از بچگی بهش میگفتیم یوسف بابا . چون بابا یه جور دیگه دوستش داشت ، یه جور خاصی . ولی این چند سال اخیر شده بود یوسف هممون . چون همه همیشه انتظار میکشیدیم تا از مأموریت بیاد .
 یادش بخیر .
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر
 ليلي بنشین خاطره ها را رو کن                      لب وا کن و با واژه بزن جادو کن ليلي تو بگو،حرف بزن،نوبت توست                بعد از من و جان کندن من نوبت توست ليلي مگذار از دَم ِ خود دود شوم                     ليلي مپسند این همه نابود شوم ليلي بنشین، سینه و سر آوردم                         مجنونم و خونابِ جگر آ
نمیدونم الان باید این متن رو بنویسم یانه.
اصن نمیدونم نوشتنش درسته یا نه.
وقتایی که دیر وقت با هم چت میکردیم اینجوری میگذشت.: آقای دکتر که بابا صداش میکردم یا میگفت چرا تااینوقت شب بیداری؟!! برو بخواب تا نیومدم بخورمت! عکس یه ببر هم میفرستاد!
یا میگفت خوابم میاد یه عکس از خودت بده ببینم اگه نداری اسکلم نکن میرم بخوابم!
یا وقتی میومدیم صحبت کنیم تا خوابمون ببره همیشه اون زودتر بیهوش میشد!
میگفتش دختر من از اون بچه هاییه که مثلا بابا  میاد بخوابو
خب عزیز دل بابا
این چند روز من و مامان فقط صرف این شد که گریه‌های تو رو قطع کنیم :) و بهت برسیم.
حقیقتا تجربه‌ی اول مایی و خیلی خیلی سخت و حساس می‌گذره، با یه گریه‌ت چک می‌کنیم دل درده یا گرسنه‌ای یا دستشویی داری یا جات راحت نیست یا سرده یا گرمه :)
تجربه‌ی سخت شیرین خوشگل من :)
راستی بابا دیروز پیکر شهید مدافع حرم شهید انصاری رو بعد از سه سال آوردند ایران و دخترش بالای سر شهید گریه‌ی جانسوزی می‌کرد.
وقتی دیدم تصویرو دعا کردم تو هم یه روز این ص
پریا ، انقدر شیطنت داشته توی این سال ها و انقدر برای بابا از خواسته های ِ مطابق با اقتضای سنش حرف زده که بابا مثل یه جوان ِ بیست ساله از تمام ِ مناسبت ها ، شبکه های اجتماعی و مسائل روز ِ جوان ها سردرآورده . چند سالی ست ولنتاین را به صورت ِ نوشتاری ِ "والنتاین" به ما تبریک می گوید و قربان صدقه مان می رود که نکند ما کمبودی از این نظرها داشته باشیم . امسال برای عباس هم پیام فرستاد . پیام هایش را با "عزیزم" برای عباس ، "نفسم" برای من و "گلپری" برای پریا شر
تمام آهنگ های حسین عامري محلی غمگین شاد و عاشقانه از این خواننده جوان خوش صدا | دانلود اهنگهای جدید حسین عامري و فول البوم با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahanghaye jadid Hossein Ameri
دانلود آهنگ حسین عامري جدید و قدیمی ۹۷ -۹۸
دانلود گلچین بهترین آهنگ های شاد حسین عامري
مجموعه آهنگ های حسین عامري از بهترین تک آهنگ های حسین عامري در موضوع آهنگ جدید برای شما کاربران گرداوری شده است
طرفداران محترم حسین عامري شما در صفحه دانلود ت
دیشب به بابا می‌گم: بابا وقتی دارم تست ادبیات می‌زنم، از یه سری از این شعرا خیلی خوشم میاد. مثلا همین یکی.و براش اون بیت رو می‌خونم. بابا هم یه لبخند می‌زنه و شعر رو برای خودش تکرار می‌کنه. 
بعد که دارم توی اتاق لباسم رو عوض می‌کنم، می‌شنوم که داره به مامانم می‌گه:نگاه کن سولویگ از چه شعری خوشش اومده: بکوب ای دست مرگ، ای پنجه‌ی مرگ/به تندی بر درم، تا در گشایم. یعنی از زندگی‌ش خسته شده که از همچین شعرایی خوشش میاد؟
و من با خودم لبخند می‌زنم
روزهای روشن تو راهه.مثل خیلی وقت پیش ها، که برای فرار از مشکلات چسبیدم به کارهای جدید، این روزها باز هم عزمم رو جزم کردم که کار جدیدی انجام بدم.و انجامش میدم.چند ماه پیش که این کارها رو شروع کردم، شریکم گفت دیر شروع کردی، باید قبل از اینکه پدرت سکته میکرد شروع میکردی تا پدرت کمکت کنه، راست میگفت، اون روز که این حرف رو زد بابا هنوز زنده بود، چند هفته بعد هم که بابا رفت.این روزها حس میکنم که بابا داره کمکم میکنه، که کارهای جدیدی که میخواستم انجا
الان با کلی غر غر کردن خوابیدی فدای تو بشمدو هفته پیش به اتفاق همکار بابا رفتیم آتان یکی از روستاهای قزوین خیلی خوش گذشت ولی تنها مشکل گرمای بودنت بود وقتی گرمت میشد دیگه نه با می می اروم میشدی نه بابا نه هیچ کس دیگه تنها آب و باد خنک چاره ساز بود و هر جا بودبم باید پیاده میشدیم آب میریختیم رو پاهات تا آروم میشدی فدات بشم الهی.
شب که میشد من و بابا زیر پتو بودیم و تو بیزار از پتو و اون رو همش کنار میزدی اگرم مینداختم روت سریع بیدار میشدی وگرر
*یکی از باگ‌های خلقتم هم اینه که میرم دسشویی جیش میکنم
بعد میام اتاقم دمی بیاسایم درجا پی پی دارم :|

**با بابا یواشکی رفتیم بستنی خوردیم
که مامان نفهمه
اما وقتی اومدم اتاقم صدام کرد
گفت مث ا رفتی مث ام اومدی؟
به بابا گفتم همین جمله رو میگه ها :)))))))))

*** ترجمه دارم باز!
فردا روز جهانی هتروکرومیا س.
وقتی پنج سالم بود آرزو داشتم یه دختر داشته باشم که چشماش عین چشمای بابا باشه.بابا یه قصه برای چشماش داشت .میگفت چشم عسلیش مال یه سرباز جوان اس راییل یه میگفت وقتی بچه بوده چشمش سنگ میخوره و میبرنش اونجا برای درمان چون تو ایران نمیشد درمانش کرد بزرگتر که شدم دیدم فقط بابا نیس که چشماش انقدر جذاب و تا به تاس. کسای دیگه هم بودن توی فامیل.
من هنوزم آرزو دارم یه بچه با چشمای تابه تا داشته باشم 
روز این آدمای خیلییییی
ونوشه گل بن، ليلي جانا خنده نکنده، ليلي جانا خنده نکنده
ته بوردن جا ممرض، ليلي جانا خشک هایته داره، ليلي جانا خشک هایته داره
گندم شه گیشه ره، ليلي جانا شونه نکنده، ليلي جانا شونه نکنده
برو برو بهار وارش
ليلي جانا راه دره مه چش
حالا داستان پیچیده تر شده
ماه مهر می آید
و این بار باید آب بابا را
خودم به بچه ها یاد بدهم
برای بچه ها شیرینی ِ خواندن
و برای من روضه
اشک شوق خواندن ِ  دانش آموزانم
بهانه ی خوبیست برای اشک ریختن در کلاس  برایت
نه؟
ماه مهر می آید
ماه ِ من
در میان این آب. بابا.
مِهر ِ تورا چطور یاد ِ بچه ها بدهم؟
امروز شاید یکی از لذت بخش ترین لحظه ی بابا بودن رو حس کردم. وقتی گروه موسیقی المو تو سزمی استریت شروع کرد به خوندن و سوفی دستم رو کشید و گفت:Come on daddy! Dancing!نه اینکه قیلا کلی باهم نرقصیده باشیم، اینکه اینجوری حس لذتش رو از کلماتش شنیدم! اینو نوشتم که بمونه!
امروز نتایج دکتری اومد!منی که هیچی نخونده بودم و فقط یدونه تخصصی زده بودم مجاز شدم
الانم دو جا دعوت به مصاحبه :)))))))
خودم خندم گرفت!
دو تا دانشگاه صنعتی
هر چند دانشگاهای قوی ای نیستن
ولی جالبه
هنوز به مامان بابا نگفتم 
میدونم بگم داستان میشه
اما الان میخوام به بابا بگم
مطمئنم از فردا همه جا باید بشینن بگن و پز بدن :|
فردا اخرین روز کاریه بابامه.هم خیلی خوبه هم بد، خوبه چون دیگه بابام هست و مادرم تنها نیست بده چون که خب بابا یه سره خونه ست و بقول نرگس مرد که توی خونه باشه ادمو عصبی میکنن البته بعد از یه مدت بابا حتما یه کاری برای خودش دست و پا میکنه دگهنمیتونه بیکار باشه
کد آهنگ پيشواز ایرانسل از حمیرا
کد آهنگ پيشواز حمیرا امان از درد دوری
آهنگ پيشواز همراه اول معین
آهنگ پيشواز همراه اول خواننده های قدیمی
کد آهنگ پيشواز همراه اول با صدای حمیرا
کد پيشواز همراه اول
آهنگ پيشواز همراه اول غمگین
کد پيشواز همراه اول عاشقانه
بهترین اهنگ پيشواز همراه اول با پخش انلایندانلود آهنگ جدید
رمان بابا لنگ دراز
رمان بابا لنگ دراز، رمانی که به سبک نامه‌نگاری نوشته شده و شامل نامه‌های جوروشا ابوت به فردی است که او را تحت حمایت خود قرار داده و هزینه‌های مالی دانشگاه او را بر عهده گرفته است. داستانی که با شیرینی تمام پیش می‌رود و شامل نامه‌های یک‌طرفه‌ی جودی است به بابا لنگ درازِ شناخته نشده است.
ادامه مطلب
اساعه داغ همین الان از تنور اومده بیردن:
زیرپتوام خودمو میزنم ب خواب
صداش میاد میگه : من دخترشم ولی نمیزاره بیام زیر پتو یخ کردم
میکشمش زیرپتو یواش درگوشش میگم چرا زودتر نگفتی بهم ک داری یخ میکنی
تازه صبحانه خورده بود گرسنم بود بهش گفتم برو از لای سفره برام نون بیار
رفت صداش میامد
دید نون نیست گفت بابا نون میدی
باباش گفت: تو ک تازه صبحانه خوردی نون برا خودت میخای
گفت نه برا مامانم
اون فکر کرد خوابم بهش گفت مامانت نون نمیخاد صبحانه بعدا میخوره
تنهای تنها نشستم گوشه ی یکی از اتاقهای خونه ی مادرم
هیچکس نیست.
مامان بابا چن روزی میشه که عازم  سفر حج شدن.
من روزها میام اینجا یه دستی روی خونه میکشم و به گلها آب میدم و راه به راه چای درست میکنم و میگذارم جلوی هرکی اومد اینجا تا حس غربت نبودن بابا مامان رو کمتر حس کنن.
چهل روز ،خیلی زیاده ،خیلییی
ولی به هرحال باید تحمل کرد
ان شاء الله که سفر خوبی داشته باشن،نه فقط بابا مامان من که همه ی حاجی ها.
ازدواج ناگهانی یادگار یادگار یادگار امام چطوری رخ داد؟
الف-باران می آمد،توی یک نگاه عاشق شد،رخ داد.
ب-داشت عکس سلفی می گرفت با موضوع من و ازدواج یهویی،یهو رخ داد.
ج-گفت بابا وقتشه،بابا گفت بپوش بریم،رفتن،رخ داد.
د-بدون هماهنگی با رومه شهروند،رخ داد.
هنوز قَدَّم به قدِ بابا نرسیده بود که تو سٌجده های نمازش سوار کولش میشدم ، دستامو دور گردنش حلقه  میکردم و با صدای بلند میخندیدم .
بابا هیچوقت بخاطر اینکارم منو سرزنش نکرد ، بجاش وقتی دستام دور گردنش بود و از کولش آویزون بودم محکم تر وایستاد و  سعی کرد نذاره زمین بخورم .
اون موقع قوی بودنِ بابا از نظرِ من همین وقتا بود ، بزرگتر که شدم فکر کردم چون بابا درِ شیشه ی مربارو راحت باز میکنه و کَله ی عروسکمو به تنش وصل میکنه قویِ ، بعدتر قوی بودن بابا
مامان بابا  عکسا هایشان را  می‌فرستند توی گروه.
مامان
بابا
کنار خانه ی خدا.
دلم برایشان پر می‌زند.برای دست های مامان.برای مریم گلی های  بابا گفتن.
اما
تهِ تهِ دلم.
دلم می‌خواست آن جا باشم. کنار امن ترین نقطه ی دنیا.کنار  با آرامش‌ترین نقطه ی دنیا.بعدش چند صباحی از این روزمرگی هایم دل بکّنم بروم کنار خودِخودش، یکم برایش خودم را لوس کنمتا بلکم آن قسمت از تنهایی وجودم که از او تهی ‌ست پر شود
سید مهدی میگوید : مریم بیا به جای عروسی
یه دفعه برگشت به مامانم گفت اااا این چیه تو پوست نخوده هزار پاست !
مامان : بدو بدو برش دار بذار لای اشغال نخودا بعدم بذارش تو مشما در مشما رو سفت گره بزن بنداز تو سطل اشغال ، سطل اشغال هم بذار بیرون ! وای !
بابا : نیش نزنه !
من : یه هزار پای ساده ست همین ! :|
دو دلم این کار مزخرفی که تو خرازی هست برم یا نهیه پول تو جیبی میشه برام و لازم نیست به خودم سختی بدم که دستمو جلوی بابا دراز نکنمیکم کمتر تو این خونه لعنتی ممامان با اصرار میگه نرو بابا میگه خودت می دونیخودم حوصله م سر رفته از وضع زندگیمدلمم می خواد کنکور امسال حتما قبول شم روزی 6 ساعته با حقوق 250
زنگ زدم به بابا و حالش رو پرسیدم.گفت حالا حالاها میمونم روستا.گفت کارگرها دارن میوه ها رو میچینن و میبرن برای فروش خودم باید باشم بالاسرشون.
فرداش صدای بوق ماشین بابا از پشت در اومد و بعد خودش.گفتم اومدی که?
گفت سر صبح یادت افتادم،دلم برات تنگ شد،بغض کردم،چشام خیس شد،اومدم ببینمت.
~که دورش بگردم
,    ,    کد اهنگ پيشواز وحید حیدری به اسم مادر,    کد پيشواز همراه اول مادر وحید حیدری,    کد پيشواز فلک داد از وحید حیدری,    کد آهنگ پيشواز همراه اول وحید حیدری,    کد اهنگ پيشواز فلک داد از وحید حیدری,    کد پيشواز وحید حیدری مادر,    دانلود اهنگ مادر از وحید حیدری,    کد پيشواز فلک دادو فلک داد,    98music04
۱_ بهش میگم بگو بابا. مبگه بابامیگم بگو مامان. باز میگه بابا :/میگم بگو سارا. میگه سارا (البته به زبون خودش و نه خیلی واضح)ظاهرا تنها مشکلش با من طفلکه. بچه ست ما داریم؟!:))))۲_ مامان حلوا درست کرد واسه فاتحه. بردم درخونه ی  همسایه ی دوتا ا ونورتر. یعنی این خونه ای که کوبیده و داره میسازه، بین ما دوتاست.بعد من اینا رو بارها دیدم ولی هیچوقت سلام و علیکی نداشتیم. به آقاهه میگم من فلانی ام. همسایه ی اونوری.یهو بی مقدمه و خیلی بامزه گفت واااای، شما هم م
امروز شاید یکی از لذت بخش ترین لحظه ی بابا بودن رو حس کردم. وقتی گروه موسیقی المو تو سزمی استریت شروع کرد به خوندن و سوفی دستم رو کشید و گفت:Come on daddy! Dancing!نه اینکه قیلا کلی باهم نرقصیده باشیم، اینکه اینجوری حس لذتش رو از کلماتش شنیدم! اینو نوشتم که بمونه!راستی همون شب ازم خواست واسش قبل از خواب قصه بگم! هییییییییییییییییییییییییییییییییی!
( بوی پدر )
پدرم
شبا دیر میومد
همه در خواب بودیم
جز مادر
صبحِ که بیدار میشدم 
تـویِ اون هوای سرد
رفته بودش پدرم
 رخـتِ خـوابِش خالیَ بود
میخـَزیـدَم آروم
سـوی رخـتِ خـوابِ گرم بابا
اون مُتـکا و پَتـو 
بوی بابارو میداد
کاش بودی بابا
حبیب رضائی رازلیقی
تقدیم به تمام پدران که هستند و پدرانی
که آسمانی شدند
روز پدر مبارک
یاد ی خاطره با مزه افتادم. چندوقت پیش خونه مادر بزرک پدری بودیم و بهاطر ی بحثایی یه سری کدورت پیش اومده بود. مامان و عمه داشتن با لحن نه چندان دوستانه اما محترمانه باهم سر اون موضوع بحث میکردند. یهو عمه ب مامان گفت اصن عزیزم چرا میای اینحا ک اذیت شی؟ نیا اینو ک گف رگ غیرتم بالا زد و خواستم چیزی بگم. دیدم ن اگه من بگم ممکنه بدترم بشه و بحثا بالا بگیره و تازه بگن بی ادبی کرده توی بحث بزرگا دخیل شده.هیچی دیگ دیدم بابا نزدیکه و انگار حواسش خیلی نبوده
من ازون دسته آدمایی نیستم که بکشم خودمو خواننده های وبلاگم بالا برهاتفاقا ترجیح میدم کسی نیاد اینجا سر بزنهاینجوری راحت تر حرف دلمو میزنم! راحت تر از ته دلم مینویسم، راحت ترم تنهایی.من تنهایی رو انتخاب نکرم یه جورایی شدم که انگار تنهایی منو انتخاب کرده! مدام داریم باهم کشتی میگیریم دست و پنجه نرم میکنیم هی میره گوشه رینگ یه بدبختی برمیداره پرت میکنه سمت من! (مث این مسابقه های کشتی کجه وحشیانه!)من به شدت خسته شدم!نامجو که گوش میدم حالمم بدتر
امروز برای بنی یه کتاب بابا حیران گرفتم 
کتاب دسته دوم بود از این کتاب های دستفروش های کنار خیابان
سه تا کاغذ دعا لای کتاب پیدا کردم 
گرخیدم و پاره ش کردم و تو سطل زباله گذاشتم 
حالا خدایی نکرده این رو همینجوری برای بنی می فرستادم فکر میکرد دنبال دعا و جادو.خب برم اومد
تو محل کارم قراره از یه سری آدم که باید پول میدادنو ندادند پول جمع کنم . خدااااا ذله شدم از دستشون بابا اگه از اول خورد خورد میدادید اینجوری نمیشد . حالا پولیم نیستا . انگار میخوان به آدم لطف کنن بابا باید میدادی . مگه تو جیب من میره؟ اه .----- برا فردا از الان قیمه بار گذاشتم . خونه هم به لطف دخمل در گند و وکثافت به سر میبره . من میشورم جارو میکنم و جمع میکنم . اینم میریزه میپاشه و امن برم که داره نق نق میکنه
زهرای بابا سلام
حتما می دانی تقریبا همان ویروسی
را گرفته ام که پارسال این حوالی گرفتی ، درست قبل رفتنت. این باعث شده
این وقت شب بیدار باشم که صدای گریه دختر بچه همسایه را شنیدم که توی راهرو
می آمد. یاد همه سختی هایی افتادم که " ماما" برایت کشید. چه شبهایی که به
خاطر تب و بیماری تا صبح بیدار بود و ازت مراقبت می کرد. گاهگاهی هم من
کمک کارش می شدم تا لحظه ای بتواند استراحت کند.  به این سختی ها که فکر می
کنم  طاقت تحمل آن را حتی اگر خدا دوباره دختری
داستان معروف مجنون عامري و شتر تازه زاییده اش
مجنون به قصد اینکه به منزل ليلي برود، شتری را سوار بود و می رفت از قضا آن شتر بچّه ای داشت شیرخوار
مجنون برای اینکه بتواند این حیوان را تند براند و در بین را معطّل بچه اش نشود بچّه ی شتر را در خانه حبس کرد
و در را بست و شتر را تنها سوار شد و رفت.
عشق ليلي مجنون را پر کرده بود، جز درباره ی ليلي نمی اندیشید
از طرف دیگر شتر هم جز درباره ی بچّه ی خودش نمی اندیشید
بچّه ی شتر در این منزل و ليلي در آن منزل
این د
سلام حورای من
امروز وفات خانم ام‌البنین _سلام‌الله علیها_ هست.
نمی‌دونم بابا تا زمانی که تو به سن خواندن و فکر کردن به این مطالب می‌رسی تکنولوژی چقدر پیشرفت کرده ولی یه کتاب هست بابا به اسم "ماه به روایت آه" نویسندش مرحوم ابوالفضل زرویی نصرآباد از معروفترین و استادترین نویسنده‌های زمان ماست. توی این کتاب یک روایت از مادر مولامون حضرت ابالفضل هست که خیلی زیباست. بخونش حتما
پارسال این موقع تو نبودی من و مامانت تازه از کربلا برگشته بودیم و ی
دلم برا همهه تنگ شده مامان بابا 
و البته اون پسر کوچولو ی با مزههههه
دیروز زنگ زده بابا  میگه ک ارشیا گریه میکنه میگه دلم میخاد ابجیو ببینم باهاش صحبت میکردم داشت با بغض حرف میزد خوشمزه من. منم گریم گرفت
خیلی دلم تنگ شده خیلی خیلی.اوممم
هیچوقت اینن همه مدت از خونوادم دور نبودم.14 روز میشه تا الان :( هنوز دو روز دیگم باید بمونم.
 یکی از پسرهای فامیل، بعد از گرفتن فوق لیسانس شیمی از یه دانشگاه توپ ! پارسال کنکور تجربی داد و پزشکی بین الملل قبول شد . 
پسر خوب و سالمیه . و بسیار پیگیر و پر تلاش ! حالا یه مقدار سنش داره زیاد میشه و میخواد زوجه اختیار کنه .
به بابام گفته که دنبال کیس مناسب میگردم و . امروز صبح بابام داشت دوستای من رو پایین بالا میکرد ببینه کدومشون لیاقتش رو دارن مامانم نیت شوم بابا رو فهمید و گفت بیکاااریا ! پسره کار و باری نداره دانشجوعه خیلی هنر کنه از پس ش
می‌گفت: 
پدرم خدا بیامرز نظامی بود، از اون آدم‌‌های مهربونِ کم حرف ولی جدی که کمتر کسی لبخند یا حتی اخمش رو دیده بود.
اون موقع‌ها ،حدود‌های سال تولد خودت یا حتی قبل‌تر، دانشگاه قبول شدن مثل الان نبود، کمتر کسی دانشگاه‌ قبول می‌شد تازه اونم سراسری!
خواهرم که قبول شد رفتیم پیش بابا و گفتیم "بابا زینب دانشگاه قبول شده"‌، یه نگاه به خواهرم کرد و گفت "چی قبول شدی بابا؟" زینب سرش پایین بود، انگاری خجالت می‌کشید به بابا نگاه کنه ، آروم گفت "پزشک
یادمه بچه که بودم، بابا یه رادیوی چوبی بزرگ داشت که گذاشته بود تو آشپزخونه.
سحرای ماه رمضون چه کیفی میکردیم وقتی ازش صدای دعای سحر پخش میشد.
بعد از رفتن بابا، دیگه هیچوقت حس سحر، اون حس سحر قبلی نشد.

امسال با وجود هفت تا سحری که گذشته، هنوز ما دعای سحر رو تو خونه نشنیدیم! چرا که مراسم سحری در سکوت کامل خبری برگزار میشه!
شعر
در مورد ليلي و مجنون,شعر در مورد ليلي و مجنون,شعری در مورد ليلي و
مجنون,شعر هایی در مورد ليلي و مجنون,شعر در مورد عشق ليلي و مجنون,شعر در
مورد ليلي مجنون,شعر درباره ليلي و مجنون,شعر درباره ليلي و مجنون,شعر در
باره ليلي مجنون,شعر درباره ی ليلي و مجنون,شعری در باره ليلي و مجنون,شعر
طنز در مورد ليلي و مجنون,شعرهای در مورد ليلي ومجنون,شعر های در مورد ليلي
و مجنون,شعر های زیبا در مورد ليلي و مجنون,شعر های زیبا درباره ليلي و
مجنون,شعر های کوتاه
دانلود آهنگ تنهایی حسین عامري با کیفیت عالی و لینک مستقیم : دانلود آهنگ تنهایی حسین عامري ، دانلود اهنگ جدید حسین عامري به نام تنهایی با لینک مستقیم ، دانلود کامل اهنگ تنهایی حسین عامري ، دانلود اهنگ تنهایی با لینک .

تنهایی دیوونم کرده منو دلتنگم چقدر گفتم نرو
تو دنیا قد من هیشکی دوست داره تو رو
از هر کی بگیرم ازت نشون این مردم میزنن زخم زبون
برگردو قدر این احساس پاکمو بدون
متن و شعر آهنگ تنهایی از حسین عامري
مته هر شب دیگه دلم کرده هواتو
یا
ليلي زیر درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد. گل داد .سرخ سرخ. گلها انار شد ،داغ داغ. هر اناری هزار تا دانه شد .دانه ها عاشق بودند ، دانه ها توی انار جا نمی شدند انار کوچک بود .دانه ترکیدند .انار ترک برداشت .خون انار روی دست ليلي چکید ‌.ليلي انار ترک خورده را از شاخه چیدمجنون به ليلي اش رسید .خدا گفت : راز رسیدن فقط همین بود .کافی است انار دلت ترک بخورد. 
پاشدم برای خودم تخم مرغ با پنیر گودا درست کردم خوردم! داشتم از خونه میزدم بیرون مامان خانم دیدم دارم برای توی راه بابا خان کوکتل درست می‌کرد بهم گفت از #بابا_خان پول بگیر داشته باشیم؟  بعدش گفتم خودت بگیر! نمیدونم چرا مامان خانم پول میخواد توی این موراد اول به من میگه به بابا خان بگو
گفت اطلاعاتتون از هم ناقصه
گفت ۶ ماه نامزدی بذارید 
یکی از چیزهایی باید بررسی شه شغله 
تو خونه بابا و مامان میگن این کار درست حسابی نداره 
خودش موافق نبود با دوره ی آشنایی 
می گفت چی میخواین از توش دربیاری؟ (به من) 
می گفت من اول بررسیمو می کنم وقتی انتخاب کردم تا تهش هستم 

خدایا 
این چه امتحانیه؟ 
مامان و بابا واقعا مخالفن
خواهرم میگه مثل اون یکی خواهرمون نشه که چون پسر میخواست اومد خواهرمونو خر کرد 

نمی دونم 
مغزم اصلا کار نمی‌کنه 
صبح ساعت ۵ صبح بابا به زور بلندم کرد و برد من رو باغ‌.
اصلا حال و هوام هزار درجه عوض شد.
با دیدن کبوتر هایی که دونه دونه رو خودم انتخاب کرده بودم ! مرغ و خروس های خوشگلِ لهستانیم ! 
سگ دوست داشتنی ای که هنوز من رو میشناسه و عمرا به من پارس نمیکنه و تازه نی نی دار شده و میذاشت من بهشون نزدیک بشم و نازشون کنم و بغلم بگیرم :) و وقتی توله اش رو بغل کردم دست من رو لیس میزد و خوشحال بود و دم ت میداد.
حتی به بابا هم اجازه نمیداد نزدیک بچه ها شه و بابا ک
خدانکنھ برین حموم بعد ى مدت ى سوسک ببینین:||||
دىیشب رفتم حموم بعد3دقھ یھو رو دیوار سوسک بالدار دیدم
اومدم بکشمش جاخالی داد!
بھش گفتم مثل بچھ ى سوسک ھمونجا وایسا     بعد حموم کل اینجا براتو
تو ھمین موقع بابام گف باکی حرف میزنى؟
من*ى بچه خوب
بابام*جان؟!
من*بابا  سسسسوسسسک
بابا*خخخخ
من*@~@


*خدایى سوسک خوبى بود تا آخر سر جاش واستاد:)
امروز دوستان هر کی منو دید گفت عه ناقلا خبریه ازدواج کردی؟
گفتم نه باو این انگشتر تو انگشت فاکمه! چرا باید الان این نشونه ازدواج باشه؟
بچه ها واقعیتش زندگی خیلی سخته. بشدت احساس تباهی میکنم.
بشدت شبا دلم بابا میخواد. 
بقول علی؛ واقعا شاید تعبیر من از بابا احساس امنیت هست. احساس حامی داشتن که هیچوقت تو زندگیم نبود.
جدی عوضی کاش اول منو میکشتی بعد میرفتی.
دانلود آهنگ تنهایی حسین عامري با کیفیت عالی و لینک مستقیم : دانلود آهنگ تنهایی حسین عامري ، دانلود اهنگ جدید حسین عامري به نام تنهایی با لینک مستقیم ، دانلود کامل اهنگ تنهایی حسین عامري ، دانلود اهنگ تنهایی با لینک .

تنهایی دیوونم کرده منو دلتنگم چقدر گفتم نرو
تو دنیا قد من هیشکی دوست داره تو رو
از هر کی بگیرم ازت نشون این مردم میزنن زخم زبون
برگردو قدر این احساس پاکمو بدون
متن و شعر آهنگ تنهایی از حسین عامري
مته هر شب دیگه دلم کرده هواتو
یا
دوست دارم برای تعطیلات برم شمال پیش عمه هام.ولی بابا میگه تنهایی نه.و سرسختانه مقاومت میکنه.
دیروز به بابا گفتم تو همیشه زنده نیستی
بهترین نوع تربیت اینه که بعد از مرگتم من همونی باشم که تو میخوایی
نه اینکه احساس کنم تازه از قفس رها شدم و وقت شروع هرکاریه.
امیدوارم این کارساز باشه و متوجه باشه همیشه به عملکرد من مسلط نیست و با این روش باعث میشه بعدها کاری کنم که حتی در شأن خودمم نباشه.
 جملات زیبای کتاب بابا لنگ دراز

جملات زیبای جین وبستر نامه های بابا لنگ دراز جین وبستر نویسنده بابا لنگ دراز

نامه های زیبای بابا لنگ دراز به جودی ابوت نامه های جودی ابوت به بابا لنگ دراز

حتما کارتون جذاب و شیرین بابا لنگ دراز را
دیده اید. همان جودی ابوت معروف و دوست داشتنی! قصه ای که جزو یکی از جالب
ترین و محبوب ترین داستان های نوجوانان در جهان است. نویسنده این داستان
شیرین و خواندنی خانم آلیس جین چندلر وبستر معروف به جین است. داستان
باب
‌ دختر بابا مـنم ، 
طناز عشق
  رفته بابایم سفر شهر دمشــق 
یادم آید آن سحرگاهے که رفت 
 برنگشته او از آن راهے که رفت
وقت رفتن هست یادم در وداع
  گفت: بابا می‌روم بـهر دفـــاع
گفتم از که؟ از کجا؟ ای خوب عشق
  گفت از ناموس شیعه در دمشق
گفت بابا، زینب آنجا بی‌کَس است
حضرت زهرا بر او دلواپس است
خون ز غیرت در رگ بابا به جوش 
گفت باید او علم گیرد به دوش
دختربابا
زینب
مهدی نظری
https://eitaa.com/ahmadelyasi1369
دلم برای نوشتن تنگ شده نه از این روزانه نویسیهای چی پختم چی خوردم نه دلم نوشتن واقعی میخواد به اندازه یه زن همونقدر شفاف وعریان زیر پتو خوابیدم و دارم میلرزم شاید شفای من آغوش مردی باشد که هرزنی وقت دلتنگی دلش میخواهد از کی اینچنین دلم تنها شد انگار هزارسال گذشته خدا هم گویی این نزدیکیها نیست یا اگرهست تا روز قیامت قهر کردهتو کجایی بابا ؟کجای زندگی منی هجده سالگی من مرده ای یا من فک میکنم مردیبیست سالگی کجا بودی سی سالگیم را ن
جمعه بر میگردم شهر دانشجوییدرسامون پاره کننده س و تو خونه نمیخونم
برم اونجا که حداقل برم کتابخونه دانشگاه
رفتم غذا رزرو کنم
پول تو کارت تغذیه م نبود
خواستم شارژش کنم
گفتم اول برم بلیطمو بگیرم بعد هرچقدر پول برام موند باهاش کارت شارژ کنم
دیدم چهل تومن تو یه کارتمه
هشت تومن تو یه کارت دیگم
یعنی اگه  بانک ها بهم رخصت میدادن و اجازه انتقال کل پولا رو به یه کارت می دادن
میتونستم باهاش فقط بلیط بگیرم :/
گفتم وات تو دو وات نات تو دو؟ 
خواستم یه جور ب
من خیلی مراقبم که پیش حبه با سین بحث و بگو مگو نداشته باشیم ، یک وقت هایی از دستم در می رود یا آنقدر عصبانی و ناراحت هستم که ملاحظه حضور بچه را نمی کنم - صورتم را شطرنجی کنید و بقیه اش را بخوانید!-این جور وقت ها حبه عکس العمل های جالبی نشان می دهد.تا می بیند لحن حرف زدنم با سین عوض شده یا ناراحتم می پرسد: بابا رو دوست داری؟ می گویم: آره مامانم.بابا را دوست دارم.بعد برای اینکه مطمئن شود ما با هم قهر نیستیم می گوید: به بابا بگو ناهار چی داریم.یعنی ک
خب اون مقاله هم تموم شذ. عصری برای بابا کیک خریده بودیم روزشو بهش تبریک گفتیم غافلگیرش کردیم. بعدش سبزی پلو خریده بود برای شب عید خونه بابا بزرگم که سبزی خودمون رو پاک کنیم و بدیم آشپزا درست کنن تازه برای خودمونم خریده بود ده کیلو سبزی:/ نشستیم به پاک کردن حالا هی پاک کن پاک کن مگه تموم میشد؟ سبزی خوردنم گرفته بود:/ خوبه چهار تایی نشستیم پاش وگرنه تا صبح طول میکشید.  بعدشم منو مها نشستیم سفره خفت سین درست کردن الان منتظریم تخم مرغا خشک شن دوبار
شدیدا منتظر اینم ک بابا باز به پروپام بپیچه ک گیر نارس بده, منم باز چشامو ببندم رو اصولم و باز سگ بشم.بعله!به همین صراحت! + پیرو دوتا پست قبل,دارم فک میکنم مثلا میشه یه دلیل  کثیف دیگه هم داشته باشم واس موندن افطاری فردا.مثلا چی¿مثلا :موندن تا دیروقت از لج بابا!!همینقد شفاف!! + من انسانم.با رفتاراتون مجبورم نکنید به حیوون شدن:/  
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

دکلمه های شاهو قادری کلينيک بتن ايران رویه کوبی مبل فراسوی اخبار آپشن خودرو | گندم کار پاتوق عاشقانه ها خرید ساعت مچی سواچ رولکس کاسیو زنانه دخترانه 1398 معرفی روستای زیبای دره سور از توابع شهرستان جم وریز- "بنیاد بین المللی غدیر نمایندگی استان البرز" بیت کویین رایگان