نتایج جستجو برای عبارت :

. رومانهاي.ي

دیشب مستر اچ برای کار رفت استان دیگهخیلی رفتنش یهویی شد و من فقط بی وقفه اشک ریختم و اشکالانم که دارم مینویسم چشمام پر اشک شدن دوباره
میدونم که این دوری ها لازمناگه قرار به زندگی کردن هست، اگه قرار به پیشرفت هست نیازه که کمی دل بکنیم از هم و سرمون توی کار باشه ولی واقعا سخت هست برامونبرای من و اون
تا همدیگه رو بغل میکردیم چشمه ی اشک بود که روان بودتازگی ها کتاب مثل آب برای شکلات رو خوندمبعد یاد فصل های اولش می افتادم که چشمه ی

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

آموزش و یادگیری فینگر فود James رسانه مجازی فساپرس Stephan شهدای فرهنگی مازندران hach رویال 365 مرکز ريکاوري اطلاعات ايران وبلاگ رسمی کلیپ