ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

130فضیلت خانوم

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید | اس موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.
آهنگ سعید چوپانی خانوم دانلود آهنگ سعید چوپانی خانوم با کیفیت بالا 320 و 128 Download Music Saeed Choopani Khanoom
نوشته دانلود آهنگ سعید چوپانی خانوم اولین بار در وبسایت اس موزیک پدیدار شد.
مجله سرگرمی تفریحی تازه ترین
اون لحظه که پاپ کورن تعارف کرد به خانواده یِ صندلیِ کناری و زنِ بعدِ کلی تعارف بهش گفت شما پفک میخورین؟گفت نه ممنون
مَرده بهش گفت: ببینین حاج خانوم میخورن؟
برگشت پرسید:پفک میخوری؟گفتم نه ممنون.
بعد یه مکث کوتاه گفت "حاج خانوم" پفک میخوری و خندید.
کلیک کنید
55
[ T y p e h e r e ]
همسایهی پری
منیر خانوم تابی به هیکل فربه اش داد در حالی که شانه را از مو پاک می
کرد گفت:
-کجا .!این همه نشستی ، حالا می خوای بدون هیچ کاری بری
اونوقت من فردا چجوری توی روی مامانت نگاه کنم ؟بیا بنشین ببینم

منیرخانوم با یک حرکت دست پرناز را گرفت . او را روی صندلی ،مقابل
اینه نشاند و روی به مشترهایش گفت:
-خانوم ها ببخشید ها ، الان کارش تموم میشه
پریناز به اینه نگاه کرد و دستی به ابروهای تمیز شده اش کشید ، ابروانی
هلالی
دانلود اهنگ گفتم سلام خانوم دیگه برام قانون با کیفیت خوب همراه با متن لینک مستقیم دانلود آهنگ جدید سوگند سلام با کیفیت بالا متن اهنگ گفتم سلام خانوم اهنگ جدید سوگند گفتم سلام خانوم
دانلود اهنگ گفتم سلام خانوم
متن اهنگ
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
محل کارمو دوست ندارم:(
منی که با کلی ذوق و شوق رفتم بد جور خورده تو برجکم
 
به خانوم دکتر پیام دادم:
+سلام فلانی ام (هم اسمم رو نوشتم هم فامیل)شماره فلانی رو لطف میکنید؟
_سلام (اسم کوچیکم)جان بجا نیاوردم
+کارشناس جدیدمرکزم دیگه :)
_کارشناس کجا؟
+فلان جا
_فکر کنم اشتباه گرفتی عزیزم
+مگه شما خانوم دکتر فلانی نیستین؟
_نه گلم من نه خانومم نه دکتر
من هیچ من نگاه:|
خب برادر شما که نه سر پیازی نه ته پیاز چرا هی سوال میپرسی و کشش میدی؟؟
سی و دوتا پسر ده یازده ساله در یک کلاس جمع شدند. اوایل جمع و جور کردنشان را بلد نبودم. حالا قلقشان دستم آمده. حالا یاد گرفتم چطور موقع درس توجهشان را جلب کنم. چطور آرامشان کنم. چطور سرگرمشان کنم. چطور خوشحالشان کنم. ولی خب. گاهی هم به هیچ صراطی مستقیم نیستند. امروز از آن روزها بود. انگار انرژی مضاعفی از ناکجا به جانشان تزریق شده بود. حرف می‌زدند، دعوا می‌کردند و با مشت و لگد به جان هم می‌افتادند و شکایت‌ها و زخم‌ها و کبودی‌هایش را پیش من می‌
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای بهرام بکس به نام خوشگل خانوم Download New Music By Bahram Bax Called Khoshgel Khanoom
نوشته دانلود آهنگ جدید بهرام بکس به نام خوشگل خانوم اولین بار در بیر صدا|موزیک|دانلود فیلم|دانلود آهنگ جدید پدیدار شد.
عمومی و آزاد
دانلود رمان خانوم گل
نویسنده : غزاله غریبی کاربر رمان فوریو
ویراستار : ایدا
تعداد صفحات : ۱۱۱
ژانر : عاشقانه
دانلود رمان خانوم گل
خلاصه رمان :
سرنوشت گــــاهی
با ادم هاش بازی های بدی انجام میده…
بازی های سخـــت….
خیلی داخل این باری میبرن ولــــی ایلا نتونست….
باخت به به این زندگی و ادمـــاش…
اشتباهش فقط عاشق شدن بود…
ای کاش قلبش رو به همین راحـــتی تقدیم کســـی نمیکرد….
پایان تلخ
نسخه pdf به صورت کامل
نسخه اندروید با فرمت Apk
دیشب دلم نمیخواست بخوابم، یکی از اون شبای کلافگیم بود که ذهنم شلوغ شده بود و از خواب فراری. گل پسر از سر و صدای خانوم کوچولو بد خواب شده بود، شازده تهران نبود و خانوم کوچولو هم که شب ها خواب نداره! نیمه شب رد شده بود که گل پسر گفت مامان یه کارتون بذارم با هم ببینیم تا خوابمون ببره؟ گفتم باشه! لپ تاپ رو آوردم، جدیدترین کارتون فیلیمو رو باز کردم و وصلش کردم به تلویزیون. سه تایی جلوی تلویزیون ولو شدیم به کارتون تماشا کردن. سر خانوم کوچولو روی شونه
بسم الله الرحمن الرحیم
سوار ماشین مرکز شدیم برای بازدید چندجا ، من و خانوم همکار عقب آقای همکار باراننده جلو.
بعد از چند کیلومتری که رفتیم خانوم همکار خطاب به راننده:یه آهنگی چیزی بذار
آهنگ هاش خوب بود به لحاظ مجاز بودن و قشنگ بودن و داشتم گوش میکردم و بادیدن مناظر سرسبز لذت میبردم که دوباره خانوم همکار:این آهنگا چیه؟؟ازون آهنگ های خیلی شاد بزار!
راننده هم عوض کرد و یه آهنگ فک کنم از هایده مایده ای و یا یکی تو این مایه ها بود.
به خانوم همکار گف
با خانوم رفته بودیم یه کافه رستوران. دست روی هر گزینه منو گذاشتیم یارو گفت نداریم. پاشدیم که بریم. موقع بیرون اومدن خانوم گفتن اون دوتا دخترا که گوشه نشسته بودن به تو اشاره کردن زیر لب گفتن این پسره چقدر آشناس! 
هیچی دیگه.خوبه که هنوز شبا خونه پدرم رو دارم که بخوابم :/
ولی فارغ از اینکه من اصلا ندیدم اون دو نفر کی بودن، مطمئنم هیچ آشنایی با من نداشتن. به واقع، کرم ریخته بودن.
به خدا مسلمون نیستید! :/ 
کلیک کنید
10
[ T y p e h e r e ]
همسایهی پری
نه بابادادشم برای تولدم « : مژگان خنده ای ازسرخوشی کردوگفت
سپس شانه ها یش را بالاانداخت وگفت: اگه سیامک نبودتوی » خریده
اون خونه دق میکردم
وقتی مژگان ازخانه بیرون آمد، پرینازنگاهی به انبوه وسایل چیده شده
کناردرانداخت ، اما هر چه چشم چرخاند اثری ازمردی با توصیفات مژگان
ندید.
*********************
لیلا خانوم باملاقه دسته بلنددیگ آش روبه هم میزدوزیرلب دعا میکردو
پریناز گاهی ناخنکی به ظرف پیاز داغ میزد.بعداز چند
کلیک کنید
56
[ T y p e h e r e ]
همسایهی پری
-ماشاالله .خوشگل بودی خوشگل تر هم شدی لیلا خانوم حق داره بترسه
دخترش شب تنها بره خونه
پریناز موهای مرطوبش را که تا روی شانه کوتاه شده بود با گیره ای بالای
سرش جمع میکنه شالش را روی سرش می اندازد.
-ممنون منیر خانوم چقدر تقدیم کنم؟
- برو مبارکت باشه.می دونی که دختر های محل که برای بار اول بند و
ابرومی کند مهمون من هستند برو دیگه ساعت نه ونیم شد مامانت الان
نگران شده
-آخه این طوری که نمی شه
-چرا نمی شه این رس
بعد از یه پیاده روی وحشتناک طولانی با کفش ها نا مناسب کنار نار نارک غر غرو ناز نازو که انگار صبح را از دنده چپ بلند شده است به سوی بازگشت به خانه برفتیم:| 
و در اخرم تصمیم گرفتیم کافه سرخیابانمان را افتتاح بنماییم :دی
بعد از نشستن و سفارش و همین داستانک ها که حال ندارم بگم :/ نارین خانوم به عمل آمد که اسم اینجا چیه :|||||||خواهرم داری اشتباه میزنی ناموسا :| 
بدیدیم دارن سفارشامونو میارن برای همین به زبان بی زبونی بدون اومدن هیچ صدای هی لب میزدم " ژیو
خلاصه داستان فیلم ایرانی خانوم یایا :
قصه ی دو باجناق به نام‌های ناصر (رضا عطاران) و مرتضی (حمید فرخ نژاد) است که راه پدرزن خود را پیش گرفته و پس از فوت او برای واردات جنس به چین سفر می‌کنند. در راه چین، بد نمی‌بینند سری به پاتایا (شهر ساحلی مشهور خوش گذرانی تایلند) بزنند اما رویارویى آن ها با دوست قدیمى همه چیز را به هم میزند… مرجع تخصصی دانلود فیلم ایرانی و خارجی
در واپسین ساعات سال من در حال تدارک برای سفره هفت سین. هی بدو اینور و هی بدو اونور. هی از خانوم والده جان میپرسم فلان چیز کجاست؟ و هر بار خانوم والده میگه مگه نوروز رو تحریم نکرده بودیم؟!   از بس باشه و نباشه کردم براشون: سفره هفت سین باشه، ماهی نباشه، چهارشنبه سوری باشه، آجیل نباشه، مهمون باشه، سکه نباشه و.کلا  قاطی کردن بندگان خدا از دست من
خانوم
رفته بود
عروسی.
بگذریم؛
وقتی برگشت
تعریف کرد:
ناصر آقا!
نبودی ببینی چه خبر بود
خدیجه خانوم که می شناسی؟
وای چه گردنبندی، بسته بود به گردنش
پروانه زنِ منصور، چه کفشی گرفته بود
نرگس دختر آقای مروتی، چه لباسی پوشیده بود
ناهید خانوم و باید می دیدی، ماه شده بود
وای چه آرایشی داشت!
ناصر خان به صرافت اُفتاد
که فردا باید برود بازار.
اخیرا ویدئویی پخش شده که دختر خانمی به همراه دوست (پسر)ش در حال ویراژ دادن در محله ای زدن به چند ماشین دیگه از جمله پرایدی که در اون فردی کشته شده و اون (نا)مرد هم بعد از انجام این تصادف زده در رفته. و خانوم از ماشین پیاده شده داد و هوار که چرا با ماشینم این کارو کردی چرا داغونش کردی و . بعد که پلیس اومد هم بهشون گفته بذارید من برم پول دیه شو میدم و چیکار به من دارید و. . خارج از این که مشخصه داخل کله این جور به ظاهر پولدارا چیزی به نام عقل نیست میش
گفتم سلام خانوم بیخیال نگو فردا چی میشه :  دانلود اهنگ سلام سوگند Download Ahang Salam Sogand  گفتم سلام خانم بیخیال نگو فردا چی میشه دیگه بسه خانم نگو تکلیفه دردا چی میشه. گفتم سلام خانم دیگه برام قانون من بعد قانون جنگه ولی برنده اونه . گفتم سلام خانم بیخیال نگو فردا چی میشه دیگه بسه خانم نگو تکلیفه دردا چی میشه گفتم سلام خانم دیگه برام قانون من بعد قانون جنگه ولی برنده اونه . لینک دانلود Sogand – Salam Lyrics | Genius Lyrics  گفتم سلام خانوم، بی
گفتم سلام خانوم بیخیال نگو فردا چی میشه :  دانلود اهنگ سلام سوگند Download Ahang Salam Sogand  گفتم سلام خانم بیخیال نگو فردا چی میشه دیگه بسه خانم نگو تکلیفه دردا چی میشه. گفتم سلام خانم دیگه برام قانون من بعد قانون جنگه ولی برنده اونه . گفتم سلام خانم بیخیال نگو فردا چی میشه دیگه بسه خانم نگو تکلیفه دردا چی میشه گفتم سلام خانم دیگه برام قانون من بعد قانون جنگه ولی برنده اونه . Sogand – Salam Lyrics | Genius Lyrics  گفتم سلام خانوم، بیخیال، نگو فردا
یه خانوم چینی دو تا پسر دو قلو به دنیا آورده، که از قضا یکیشون هیچ شباهتی به دَدی نداشته. حالا دَدی مشکوک میشه و میگه چرا این شبیه ما نیست. دست خانوم رو میگیره میبره آزمایش DNA . شاید باورتون نشه ولی به این سوی چراغ یکیشون بچه یکی دیگه بوده :|
از خبرگزاری https://metro.co.uk خوندم. شایعه نیست.
وقتی سریال های شرلوک هولمز و هرکول پوآرو رو نگاه می کنم و می بینم که چقدر برای خانوم ها احترام قائلن به دنیای بریتیش حسودیم میشه.تازه شرلوک که از نظر اخلاقی و آداب و معاشرت بدتر از خود من میلنگه ولی باز هم با این حال خیلی به خانوم ها احترام میزاره.حالا اون وقت اون بیشعور به ما خانوما میگه وسیله ی مردا و حیوون!!!!!
شبها که مسافر کشی میکنم با اینکه از خورشید خانوم لالا کرده،اما هنوز هوا گرمه و منم که همیشه ی خدا عشق آب خوردن بخاطر همین یه بطری کوچیک آب معدنی دارم که تو سطح شهر از آبسرد کن ها پرش کرده و مینوشم هر بطری هم مهمون یه هفته تا ده روز هست و بعد راهی سطل زباله میشه. چند وقت پیش داشتم تو کریمخان بطریم رو پر میکردم دو تا زن و یه مرد و چند تابچه رد شدن از این کولی های نوازنده بودن،دختر بچه چهار پنج ساله دم آبسرد کن وایساد گفتم تشنته با سر جواب داد آره با
سلام دختر پسرای هم سن و سال خودم 
مرسی از این که مطالب بلاگ بنده رو می خونید
دوستتون دارم و میخوام که یه صحبتی با شما عشقای عزیز داشته باشم آماده اید؟؟؟بریم؟؟؟؟باشه
اووووف که دارم دیونه میشم
آخه کسی نیست ما رو درک کنه به خصوص اون پدر مادرهایی که فاصله سنیشون با ما خیلی بالا هست
مثلا بابای40ساله 
مامان 38ساله
و ومثلا دختر خانوم یا آقا پسر14ساله
به خدا با احساسات یه نوجوون بازی نکنید به خصوصا دختر خانوم ها چون زود رنج هستند
حالا درسته من پسر هستم
خانوم مرغه کُرچ شده! کُرچ؟ خیلی کم برای هواخوری از لانه اش می آید بیرون ، خیلی کم می خورد و بیشتر اوقات یک گوشه چرت میزند ، تخم هم نمی گذارد ، به زبان بی زبانی دارد می گوید دلش بچه می خواهد! دیروز سین شش تا تخم آورد و گذاشت یک گوشه تا خانوم مرغه رویش بخوابد. امروز میگفت: یه ماه دیگه بوقلمون ها از تخم در میان! نگو تخم بوقلمون گذاشته زیر مرغ طفلکی ،،، باید قیافه خانوم مرغه دیدنی باشد وقتی جوجه بوقلمون ها سر از تخم بیرون می آورند.شاید ش
پرسش:سلام.همسرم تو اینستاگرام با چند تا خانوم چت کرده بعد از یکیشون خیلی تعریف کرده ک این رژت خیلی قشنگه استیل خوبی داری و . بعد من دیشب پیاماش و دیدم الان موندم چطوری بهش بگم تا حالا پیش اومده این کار و کرده ولی به روش نیاوردم ک براش طبیعی نشه.چیکار کنم الان؟.روابط جنسی سالم و شرعی±وبلاگ
امروز یه خانوم مسن با پسرش اومده بود عید دیدنی وقتی براشون چایی آوردم خانومه گفت: فاطمه استکاناتون خیلی بزرگه این در حالیه که استکانامون واقعا اندازه شون مناسبه مونده بودم چی بگم از ذهنم گذشت که بابا خب مجبور نیستی تا ته چاییتو بخوری حاج خانومکه دیدم خیلی زشته پیش از این که افکار درخشانتری از ذهنم بگذره گفتم: " من معذرت میخوام که استکانا بزرگن حاج خانوم" و تقریبا به خیر گذشت.ولی بعدا فکر کردم نکنه بقیه هم همچین فکرایی به سرشون میزنه
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنیای مامان بابات میموندی کاش بودی چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرین شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
دانلود آهنگ قدیمی عشق من ساناز خانوم دانلود اهنگ ساناز من بگو اهنگ ساناز ساناز دانلود آهنگ جدید حامد پهلان ساناز خانم اهنگ ساناز جدید دانلود اهنگ عشق من ساناز خانوم باوفا مهربون دانلود اهنگ ساناز از رضا سوگندی دانلود آهنگ لری سانازدانلود آهنگ جدید
دانلود داستان رمان
نویسنده : غزاله غریبی کاربر رمان فوریو
ویراستار : ایدا
تعداد صفحات : ۱۱۱
ژانر : عاشقانه
دانلود رمان خانوم گل
خلاصه رمان :
سرنوشت گــــاهی
با ادم هاش بازی های بدی انجام میده…
بازی های سخـــت….
خیلی داخل این باری میبرن ولــــی ایلا نتونست….
باخت به به این زندگی و ادمـــاش…
اشتباهش فقط عاشق شدن بود…
ای کاش قلبش رو به همین راحـــتی تقدیم کســـی نمیکرد….
پایان تلخ
نسخه pdf به صورت کامل
نسخه اندروید با فرمت Apk
اقا داداش به پرنده علاقه ی خاصی داره میگه بعضی پرنده ها مثل طوطی هوش بسیار بالایی دارنمادر خانوم هم که اجازه ی اوردن هیچ حیوون و پرنده ای رو به داخل خونه صادر نمیکنه حالا شما هرچی میخوای براش توضیح بده این طوطیه مثل خروس که نیست.مادر من این عروس هلندیه مرغ ک نیس نمیشه تو حیاط نگهش داشت.عجزو التماست فایده نداره ک نداره پامو که توی حیاط گذاشتم دیدم در قفس بازه. دویدم سمتش و کل پرنده هارو مرده دیدم :(( اون لحظه حس خفگی داشتم ظاهرا یه حیوون وح
چند وقتی بود ستایش ناراحت و ناراضی بود که چرا باید توی کلاس هفده نفره ی ما دونفر اسمشون ستایش باشه و من چقدر بدشانسم و من هی میگفتم خوبه که, اتفاقا جالب میشه ادم یک دوست همکلاسی داشته باشه که هم اسمش باشه و اونم میگفت اخه خانوم معلم همه رو به اسم صدا می کنه ولی مادوتا ستایش رو با فامیل صدا می زنه .گفتم خب حق داره بیچاره چی کار کنه و اونم غر میزد که اگر اون یکی اسمش ستایش نبود همچین مشکلی پیش نمیومد منم بهش پیشنهاد دادم که به خانوم معلم بگه اونو
چند سال پیش که وبلاگها رونق داشت یه وبلاگی بود که یه مطلب خیلی بزرگ ازش یاد گرفتم. خانوم نویسنده نوشته بود مهمون داشتن مادرشون کلی غذای خوب تدارک دیده بود به مادرش میگه خب خانوم فلانی اینان که، چرا اینقدر غذا درست کرده؟مامانش گفته خب باشن خانوم فلانی، اونا وضع مالی خوبی ندارن حداقل که امشب مهمون مان پذیرایی خوب کنیم ازشون وگرنه اونایی که وضع مالی خوبی دارن همیشه تو خونه شون غذا های خوب میخورن چه نیازیه اینهمه ریخت و پاش براشون.بنظرم فلسفه
چرا در محیط های رسمی ایران مثل دانشگاه و اداره، با دامن پوشیدن خانوم ها مخالفند. در سفر به بعضی کشورهای مسلمان و بعضی کشورهای اروپای غربی، دیدم که خیلی از خانوم های مسلمان محجبه و متدین، از دامن استفاده می کنند، دامن هایی پوشیده و در عین حال خوش تیپ. من خودم خیلی دوست دارم از پوشش دامن استفاده کنم ولی تو ایران مجبورم همره مانتو، شلوار بپوشم. 
در مورد فانون خب قانون شفافی نیست ولی حداقل تو یک دانشگاه در تهران این پوشش دامن رو مصوب کردند، بعد م
خانوم
دختری که میامد سر کلاس و سرشار از انرژی بود.
با این که از دو تا دنیای متفاوت هستیم ولی اون،
یه دختر همه چی تموم، هم از نظر مالی، هم علم و دانش، هم شخصیتی.
میشیتیم کنار هم و از هم انرژی می گرفتیم سر کلاس.
اون وسطای ترم که رها کرده بودم درس و مشق رو کلی دعوام کرد تا تونستم به خودم بیام و دوباره شروع کنم به خوندن.
دو سه جلسه پیش مشکل پیدا کرد.
یک بیماری یهویی.
باید عمل بشه.
کلا خودشو باخته.
امروز بدون این که درس خونده باشه پاشد اومد سر کلاس.
من
سلام به همه ی کاربران خانواده برتر 
بدن ما خانوم ها بعد از رسیدن به سن بلوغ که متاسفانه الان به دلایل مختلفی حتی به دوران ابتدایی هم رسیده هر ماه خودش رو برای بارداری آماده میکنه!
دیواره ی رحم خانوم ها رو بافت هایی میپوشونه تا وقتی عمل لقاح رخ میده جنین در اون قرار بگیره و از اون مراقبت کنه!
اما وقتی هنوز اسپرمی وارد رحم نشده او بافت ها باید کنده و دفع بشن و این همون سیکل ماهیانه ما خانوم هاست، خب این دوران از 3 تا 7 روز در ن ایرانی شایعه!
عوا
ایشون خانوم جان ریچاردز، عضو کمیته دائمی کتابخانه های عمومی ایفلا
هستند که ازشون دعوت شده بود برای افتتاح کتابخانه مرکزی مشهد حضور یابند.اینکه ایفلا کیه و چیه مهم نیست." استاد گوگل کامل در اینباره توضیح میده."اما
اینکه ندونی کجا با کفش بری و کجا بدون کفش خیلی مهمه. خانوم ریچاردز در
سفرشون به ایران سری هم به کتاخانه های عمومی شیراز زدند. تصویری که ملاحظه
میکنید مربوط به حضور ایشون در کتابخانه دستغیب شیراز است. اینکه
خانوم "جون" (احتمالا عام
گل پسر که از مدرسه بر می گرده، جوری خانوم کوچولو رو بغل می کنه و دوتایی شروع می کنن به قربون صدقه هم رفتن و ابراز دلتنگی کردن که انگار یه مدت طولانی از هم دور بودن!
هر چند که عمر مفید این عاشقانه خواهر برادری نهایتا نیم ساعته و بعدش گله و شکایت ها و غر زدن ها شروع می شه و گاهی تا یک ساعت بعد کار به جیغ و داد و دعوای شدید هم می کشه! دلم می خواست اوضاع همیشه مثل همون نیم ساعت اول گل و بلبل باشه که یه آرزوی محاله!!!مهد کودک خانوم کوچولو تموم شد و مدرسه گ
خونه دانشجویی که داشتیم با بچه ها
یه خانومی همسایگی مون زندگی میکرد تنها بود. 
یه معلم بازنشسته حدودا 60 ساله 
یه خانم عصبی و اخمو که با هیچ کسی سازش نداشت!
اما از اونجایی که من از اون ادمهایی ام که قلق هر کسی رو به راحتی دستم میگیرم و از طرفی از همسایه ها شنیده بودم این خانوم تنها زندگی میکنه و کسی رو نداره رفتم تو فاز دوستی باهاش. 
برام بسیار جالب بود که چقدر به من اعتماد کرد و من رو پذیرفت جوری که الان حدودا 7 سال میگذره و من 4 ساله از اون خونه
خونه دانشجویی که داشتیم با بچه ها
یه خانومی همسایگی مون زندگی میکرد تنها بود. 
یه معلم بازنشسته حدودا 60 ساله 
یه خانم عصبی و اخمو که با هیچ کسی سازش نداشت!
اما از اونجایی که من از اون ادمهایی ام که قلق هر کسی رو به راحتی دستم میگیرم و از طرفی از همسایه ها شنیده بودم این خانوم تنها زندگی میکنه و کسی رو نداره رفتم تو فاز دوستی باهاش. 
برام بسیار جالب بود که چقدر به من اعتماد کرد و من رو پذیرفت جوری که الان حدودا 7 سال میگذره و من 4 ساله از اون خونه
دانلود آهنگ علی عباسی غزل خانوم به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.
از بخش آهنگ های علی عباسی بازدید کنید.
Download Song Ali Abbasi–Ghazal Khanoom + Lyrics
میشینم فقط روبرو تو نفس می کشم عطر و بو تو
عسل تر شدی خرابتر شدم حالا که نشستم پهلو تو

متن آهنگ غزل خانوم از علی عباسی
میشینم فقط روبرو تو نفس می کشم عطر و بو تو
عسل تر شدی خرابتر شدم حالا که نشستم پهلو تو
نمیخواد بگی من میدونم غزل خانومِ مهربونم 
تو هیچی نگو ته قلبتو د
یادتان هست؟ یکی از بازی های بچگی ما همین بازی از سر نو غزل خانوم بود. الآن که غرق در عوالم مدرنیته و تکنولوژی و عصر جدید شده ایم یادم نیست روال کار دقیقا چگونه بود و مراحل بازی چطور انجام می شدند. ولی یادم هست که هر بازی ما قواعد و اصول خودش را داشت. آخ! عاشق بازی خر-پلیس بودم! بعضی وقتها چنین با غیظ روی هم می پریدیم که آخر شب که به خانه برمیگشتیم و از توی کوچه ها جمع می شدیم کت و کول برامان نمی ماند، ولی مثل کسانی که دنیا را فتح کرده اند خوشحال بود
با سلام 
چند سالی هست خواننده خاموش خانواده برتر هستم 99 درصد کاربران رو به اسم مخصوصا کابوی تنها ( یعنی کشت منو با اون 50 50 درصد دختر پسر معروفش) { البته مزاح} و عزیزان دیگر رو میشناسم . اولین باریه که پستی میذارم یا نظری اعمال میکنم
در خانواده برتر پست هایی هست با مضمون سخت گیری دختر خانوم ها در بحث ازدواج و بی نتیجه بودن خواستگاری پسر از دختر، بعضا شاهد هستیم که پست های متعددی زده میشه با این مضمون مهریه بالا، خواستگاری های بی نتیجه، سختگیری خ
اولین جلسه بعد از امتحان ترم اول بود، بچه ها خستگی امتحان روز قبل را بهانه کرده بودند، تا ناچار شوم فقط کمی در مورد وضعیت ی یکی از سلسله های باستانی بحث کنیم، قبل از هر چیزی طبق برنامه بچه ها صفحات مورد نظر را مطالعه می کنند، اینگونه آنها را درگیر بحث میکنم، چند دقیقه استراحت کلاسی دو نفر از دخترای شیطون آمدن پایین کلاس و شروع کردن صحبت درباره موضوعات مختلف تا رسیدن به بحث اهداعضویکیشون گفت: میخوام برای اهدا عضو ثبت نام کنم، خانوم شما چی
یکی از دانش‌آموزهای پنج سال پیشم بهم پیام داده. سال 92 بود که کارم رو شروع کردم. اولین دوره دانش‌‌آموزهام رو سال 92 داشتم. دانش‌آموزی هم که به‌م پیام داده اون دوره دانش‌آموزم بود. اون دانش‌آموزها الان دانشجو شدن.
قرار گذاشتیم که همو ببینیم. از اون روزی که قرار شد همو ببینیم به‌طرز عجیبی نگرانم و ترسان. نمیدونم بعد از پنج سال چقدر پیر شدم؟! نمیدونم وقتی میبینم میگه مثل همون روزها هستم یا نه؟!
عکس پروفایلش رو میبینم که یک خانومِ جوانِ زیبا ش
بسم رب الرفیق
زنگ ریاضی به وقت اومدن ِ پسرک‌ها پای تخته و حل کردن و توضیح دادن ِ جمع و تفریق انتقالی برای همدیگه:
من: خب کی هنوز نیومده؟حسن: یونس نیومده خانوم!من: یونس بدو بیا پای تخته.یونس: نمیام خانوم.من: ایراد داری یونس؟یونس با صورت سرخ از بُغض: نه.من: یونس چی شده؟یونس: خانوم بعضی وقتا بی‌دلیل دلم گریه میخواد.
چقدر دلم می‌خواست بگم: یونس جان عیب نداره آدمیزاده دیگه، ملول میشه، گاهی بی‌دلیل دلش گریه میخواد.بیا دستت رو بگیرم بریم توی حیاط
بسم الله الرحمن اارحیم
فکر کنید روز اول کاری همکار قبلی قشنگ توجیهت کنه اینجا هر چی درمیاری باید بذاری وسط دور هم  بخورین اصلا اسم این مرکز،مرکز پلواری****هست:)))
بگه دیروز گوشت و برنج و مخلفات گرفته و با همکارا تو حیاط مرکز کباب درست کردند و .
همون روز اول کاری راننده مرکز بستنی ایتالیایی بگیره به چه مناسبت؟
به دنیا اومدن بچه داداشش!!!!!
فردا هم قراره خانوم همکار ساندویچ بده به مناسبت مسافرت رفتن
خدا میدونه از من چی بخوان بگیرن؟
یه کمیته تصمیم
داشتم نماز میخوندم یهو نرگس خانوم شروع به گریه کرد.
آخر نماز ظهر بود. بین این که نماز عصرمو قامت ببندم یا برم سراغ بچه گیر کردم. 
میدونستم اگر الان از فاز نماز در بیارم ممکنه حتی نمازم قضا بشه. قامت بستم. چند ثانیه بعد همسر اومد و نرگس خانوم رو برداشت.
یه فرمول به ذهنم رسید بهترین کار در هر لحظه، کاریه که جز خودت نمیتونه انجام بده و اگه انجام ندی، اون کار وقتش بگذره. مثلا من اگه بین بغل کردن بچه و نماز، بغل کردن بچه رو انتخاب میکردم؛ همسرم نمیتون
میگه معلم بچه اش مرد بود با خانوما که میشن اولیای بچه ها گروه تشکیل داده بود صحبت و تکالیف درسی میکردن بعد یکی از مامان بچه ها عکس بدون روسری داشت همین ماجرا شده بود که چرا معلم مرد با خانوما گروه تشکیل داده چرا اون خانومه اومد تو گروه عکس بی روسری شو بر نداشته؟ حالا از مهر تا اردیبهشت درباره ابن حرف میزدن هیچ  بعد تموم شدن مدرسه هم هنوز درباره اش حرف میزنن
همینجا بود که من دیگه طاقت نیاوردم گفتم خب عکس پروفایل اون خانوم اینه حالا چون تو گرو
توی یه دشت زیبا و سر سبز خانواده‌ای زندگی می‌کردن که به خانواده مموشیا معروف بودن ….مامان موشه و بابا موشه ده تا بچه داشتن. بین این ده تا بچه مموشیا یکیشون شبا دیر میخوابید اسمش موش موشی بود.یه بچه موش زرنگ وناقلا.ازبس شبا دیر میخوابید روزا تا لنگ ظهرخواب میموند. خواهر و برادرش صبح زود میرفتن توی دشت مشغول بازی و شادی اما موش موشی قصه ما تو خواب ناز بود. وقتی بیدار میشد همه مموشیا خسته بودن گشنه بودن و حال بازی کردن با موش موشی رو نداشتن. موش
دانلود آهنگ اراده کن همین الان قربون خودتو اون لبات میشم
متن اراده کن همین الان قربون خودتو اون لبات میشم از ساسی مانکن
 آهنگ اراده کن همین الان قربون خودتو اون لبات میشم با کیفیت خوب
دانلود آهنگ آقامون جنتلمنه جنتلمنه این خانوم هم عشقِ منه عشق منه
همه میگن ساسی پاشو همه رو برقصون دادا
آقامون جنتلمنه جنتلمنه
این خانوم هم عشق منه عشق منه
آقامون جنتلمنه جنتلمنه
این خانوم هم عشقِ منه عشق منه
فاز مثبتا رو نگیر که پیک چندبار ی دستت دیدوب
 بچه که بودم تو محله ای که زندگی میکردیم، یکی بود به اسم "گیتی خانوم". گیتی خانوم سه تا بچه داشت و من با دختر بزرگش دوست بودم. ازش خوشم میومد. قد بلند و مهربون بود. ولی گاهی از اینور و اونور لابلای حرف همسایه ها میشنیدم که گیتی خانوم و شوهرش با هم مشکل دارن. موضوع از این قرار بود که گیتی خانوم خیلی لاغر بود و هر چی هم که میخورد یا هر دوا درمانی که میکرد، فایده ای نداشت. مرتب سفره ابوالفضل مینداخت و نذر و نیاز میکرد اما انگار نه انگار. ی
خانومم دوست دارم .  شدی خانوم خونم. شدی خانوم من. 
خانومم الهی فدای خندیدنت بشم که دنیارو با خنده هات کنار خودم عوض نمیکنم. خانومم به امید صبح بخیر تو چشامو باز میکنم به امید داشتنت نفس دارم. خانومم خانومم الان خونه بابات رفتی و من اینجا دارم مینویسم  .  الهی دورت بگردم. خانومم هیچکس معنی چشماتو جز من نمیدونه.مال خودمه فقط با من حرف میزنن چشمات. دارمشون
 خیلی دلم واسش تنگه.بخدا هیچکس نمیدونه دلتنگی هرروز من ینی چی
اگه بیتاب میشم درمونم
امروز مادر خانوم هوس پسته ی کوهی کرده بودن اونم به روش محلیینی باید توی هاونگ های سنگی با یه دسته ی خیلی سنگین بکوبیشدیشب و صبح یه دست درد عجیبی داشتم.از طرف دیگه مادر خانوم هم ماه اینده دستش عمل داره :(همین الان دست به کار شدم و یکم پسته کوهی کوبیدم زنگ زدم میگم مادر جان خیلی اماده کنم؟ میگه: فداتشم مامان تو دستت درد میکنه بذار خودم میام میکوبم. اخه مگه میشه به پای تو سجده نکرد؟؟؟
چجوری میشه شرمنده خوبی هات نبود؟؟
تو واقعا بهترین فرشته ای
دختر من گلی ه
دختر خوشگلیه
دختر من ناز داره
ففری و تی ناز داره
دختر من خواب داره
به عالمه راز داره
دختر من جسوره 
یه دختر بی طوره
لی لی لا لا 
لی لی لا لا
دخترم خوابش میاد
لالا لالا لالا لالا
این شعر را که خودش هر ازگاهی کوتاه و بیشترش میکرد را دوباره داشت میخوند اینبار برای نوه هایش 
دلم برای شنیدن لا لا یی هایت تنگ شده بود
آنوقت که میگفتی
لا لا لا لا لا لا لا لا
آنوقت که آغوشت مامنم بود با هر دستی ک بلند میکردی و آرام بر شانه ام میزدی و میخواندی
 واویلا. خودش بود؛ قتلگاه من! قلبم سر جاش بالا و پایین می پرید. بعد،
یهو تپشش رو توی زانوی پای چپم و بعد توی پاشنه پای راستم حس کردم. اون قدر
موضوع مهم برای فکر کردن داشتم که این یکی خیلی هم مهم نباشه.وارد
اتاق استادان شدیم. خانوم فراندون معرفی فرمودن: «این هروه است، استاد
راهنمات. پاتریک و هانری هم از استادای ما هستن. این هم لورانس منشی دوم
لابراتوره.» و با هیجان خاص و لبخند چشمش رو دوخت به د َستای جماعت!هروه،
پاتریک، هانری و خانوم منشی
کارتون مسخره ای بود و خیلی زود تموم شد .رفتم به سمت گون هی که دیدم رو دفترش خوابش برده .اروم اروم  دو سه تا بالش  رو دونه دونه بردم کنار در و  رفتم بالای بالشت ها تا دیتم به دستگیره در بخوره .از دست گیره اویزون شدم و درو  کشیدم که بالشت ها رو یکم هل داد دستم یهو ول شد با جیغ خفه ای که کشیدم افتادم پایین.همون موقع مادر و یه خانمی و یه پسر بچه ای همراهش اومدن این سمت و گون هی هم  از ترس رو تخت نشست .
مادر : میشه بگی داری چی کار میکنی ؟
خانومه
با خانوم کوچولو رفتیم استخر، اولین استخر مادر دختری مون! بعد از مدت ها که خانوم کوچولو می خواست ببرمش و من تنبلی می کردم، دیروز نزدیک ظهر یهو حس کردم الان وقتشه! یه جستجوی اینترنتی سریع در مورد استخرهای نزدیک و سانس ها و قیمت بلیط ها و البته داشتن استخر مخصوص کودکان انجام دادم تا یه مورد مناسب پیدا کردم و بعد نماز و ناهار راهی شدیم. و چه ذوقی کرد خانوم کوچولو وقتی ازش پرسیدم میای امروز بریم استخر! یه مایو و کلاه شنای صورتی با طرح شخصیت کارتونی
کلیک کنید
6
[ T y p e h e r e ]
همسایهی پری
-خب اکثرا اره خیلی هاشون میترسن که نوه هاشون مثل نگار
بشه.!اون عده ایی هم که میگن ما مشکلی نداریم سرشون به تنشون
نمی ارزه.
-میگم پریناز بیابرو زن این پسر عموت شو اگه از لاغری،بد قواره ایش
صرف نظر کنیم ای همچین هم بد نیستا.مگه نمیگی کارواش داره و
پولداره! بابا یه حالی بهش بده دیگه.!
پریناز با حرص کتابش را به سمی اوپرتاب کرد .
-منحرف بی ادب .
اخ اخ یادم نبود تو پنج « : مژگان به سختی خنده اش را فرودادوگف
امروز یه خانوم حدودا پنجاه ساله اومده بود، سی تی شکم و لگن داشت بعد تا اومد تو اتاق شالشو درارود وبا یه حالتی اومد که حس کردم قصد داره مانتوشو هم دراره، گفتم لازم نیست و اینا گف نه من نفسم میگیره بعد شالشو ک دیگ دراورده بود کارشناس خانوممون اومد گفت لازم نیس روسریتو دراری و فلان با لحن طلبکار گف من نفسم میگیره خانوم،حالا این کارشناسمونم مذهبی طوره داشت بهش توضیح میداد که شالتو بذار، جلوشو باز بذار اینم همینطور داشت میگف نهههه من نفسم میگیره
1-خوب با دکتره صحبت کردم بعد خانوم دکتر  میگه نه
اصلا به تو چه من دارم با دکتر خودش حرف میزنم چرا کاری میکنی که نشه ؟؟؟
یه جور حرف میزنه که انگار آقای دکتر شوهرشه ،،،وای آقای دکتر شما که نیستین :/ 
حالا دکتر راضی خانوم دکتر ناراضی :| 
آخرش نشد :|||
من تموم تلاشمو کردم نشد :((
و به این میرسم که جایگاهت همینه !!!!
#یکمی دلت به حال مریض بسوزه
2- داخل فروشگاه داشتم تنقلات می خریدم یه پسر بچه 6 الی 7 ساله اومد و رفت یه دونه از اون شکلات هایی که میریزن داخل شی
سلام
همیشه واسم ی جیزی سوال بوده، این که دختر خانوم هایی که لباس باز میپوشن توی خیابون، یعنی ساپورت میپوشن موهاشون رو از پشت بیرون میندازن، مانتو جلو باز می پوشند، پاچه شلوار شون هم بالاست. 
فکر کنم فهمیدین کدوم خانوم ها رو میگم که خب تعداد شون هم کم نیست واقعا، بحث من نحوه لباس پوشیدن شون نیست، چون راجع به این موضوع زیاد بحث شده، بحث من اینه که عقایدشون چه جوریه ؟ خیلی واسم جالبه این موضوع.
یه سری میگن عقاید ربطی به پوشش نداره، ولی به نظر م
بسم رب الشهدا
.
#قسمت_نهم
.
رسیدم دم در خونه کلید تو دستم دستم رو در 
ولی دلم نمی خواست پا تو اون قبرستون ارواح بگذارم
چشمام رو بسته بودم و فقط آرزو می کردم هیچکی رو نبینم
در را باز کردم و رفتم تو 
مامان و بابا سر میز شام بودن
مهری خانوم تا منو دید اومد جلو
_فدات شم کجا بودی تا الان دلم هزار تا راه رفت ساعت داره ده میشه
به یه سلام بسنده کردم و رفتم سمت اتاق 
که صدای بابا بلند شد
_تا این موقع نگفتی کجا بودی؟
_بیرون
_بیا بشین
_میل ندارم
_مدارکت رو فردا ب
آهای اون دختر و پسری (یا زن و شوهری) که میاید تو قسمت عمومی مترو یه جوری دستاتون رو میگیرید دور همدیگه.نمیگید شاید ما اول صبحی در حالی که داریم به پوچی زندگی و تکراری بودنش فک میکنیم شاید یهو دلمون بخواد این حالات رو تجربه کنیم :(
یا دختر خانوم محترم اون چجور نگاهیه به اون آقا پسر میکنی؟! خیلی جلو خودمو گرفتم نیومدم پسره رو بزنم کنار و بگم که خانوم محترم اگه میشه یکمم به من اونطوری نگاه کن بلکم کمی از تلخی زندگی رو برام بشوره ببره !
-----------------------
معلم عصبی دفترو روی میز کوبید و داد زد سارا. دخترک خودش رو جمع و جور کرد ،سرش رو پایین انداخت و خودشو تا میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت :بله خانوم ؟؟؟معلم از عصبانیت شقیقه هاش می زد ،تو چشمای مشکی دخترک خیره شد و داد زد :چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس ،دفترت رو سیاه نکن خط خطی نکن ؟ ها!!؟فردا مادرت رو میاری مدرسه می خام در مورد دختر بی انضباطش باهاش صحبت کنم !دخترک چونه لرزونش رو جمع کرد بغضش رو به زحمت قورت داد و گفت :خانوم .مادرم مریضه ،اما
یه مدته دارم سفرنامه می خونم. یه خانوم قجری به اسم عالیه خانم. امروز تو شرکت میون حجم زیادی از کار یهو یاد عالیه خانم افتادم. - غریب بودن اینکه یه نفر تو یه صبح بهاری سال ۹۸ یاد یه خانمی تو عصر ناصرالدین شاه بیفته به کنار - اومدم بگردم ببینم چیزی راجبش هست اصلا؟‌نه می دونم کیه، نه می دونم چند سالشه وقتی داشته سفر نامه ش رو می نوشته، بچه داشته؟ نداشته ؟ بعد می بینم الان حتمن توی یکی از این قبرستون قدیمیا قبرش داره خاک می خوره. شایدم چون ۳۰ سالش پر
زن و شوهر طبقه بالا تازه ازدواج کرده بودند که آمدند خانۀ ما. سه سال پیش حدودا. صبح‌ها که می‌رفتم مدرسه آقای همسایۀ بالایی هم از خانه بیرون می‌آمد تا به محل کارش برود. صدای خنده و ریز ریز حرف زدن‌های خانوم و آقای همسایه را وقتی کفش‌هایم را پا می‌کردم، می‌شنیدم. بوی دوست داشتن و زندگی را در پله‌ها پخش می‌کردند. از در که می‌رفتم بیرون و سوار تاکسی می‌شدم آقای همسایه را می‌دیدم که با ظرف غذا از در می‌آمد بیرون. سوار ماشینش میشد و بوی دوست دا
حال قصه گفتن نداشتم.وسطشون دراز کشیدم.یکی اینور یکی اونور و درحالی که ویوی جلوی چشامون آسمون شب بود و کلی ستاره ریز و درشت و هوای خیلی خنکی که به سردی میزد،یه قصه از رادیو کودک انتخاب کردم و سه تایی گوش شدیم.قصه گو خانوم مریم نشیبا بود و پس زمینه صداش آهنگ گنجیشک لالای بچگی مون.دخترها تا شنیدن گفتن عه این همون صدای خانوم مهربونه تو مهد پویاست.من ولی یاد برنامه گلبانگ رادیو ایران افتادم از سالهای خیلی خیلی دور.چقدر این صدا هنوزم دلنشین و آرامش
دکتر خ میگه هورمونِ رِشد؛ به جای هورمونِ رُشد! چیز با نمکی به نظر نمیاد. امروز اما امیر و سید و علی و محمد یک ربع، بدونِ اغراق یک ربع به همین اشتباه اعرابی خندیدن. نخندیدن در واقع، ریسه رفتن، منفجر شدن، از شدت کنترل خنده همشون سرخ شدن، علی پاشد رفت بیرون و سید از ترس استاد سرش رو به زانوهاش چسبونده بود و بی صدا میلرزید، امیر که کنار من نشسته بود با سرِ پایین سعی میکرد تظاهر به نوت نویسی بکنه، اما اونقدر تمام هیکلش به خاطر خنده میلرزید که یک صفح
تو هر ترم تو کلاسای مختلف حداقل سه تا خانوم حامله داریمو این نشون میده هنوز نه خدا از بشر قطع امید کرده نه بشر از خدا :دی
یکی از این خانوما که اواخر بارداریشونم هست دیروز تو جلسه امتحان حالش خوب نبود
با مراقب هماهنگ شده بود بره دسشویی (بیشتر از نیم ساعت مونده به پایان امتحان)
ولی برگشتش تا زمان پایان امتحان طول کشیده بود
من به دوستش گفتم برگه ها رو می گیرم و تو اتاق هستم اگر خواست و تونست بشینه بیاد اتاق برگه شو میدم و نیم ساعت زمان میدم بنویسه
شما راننده اتوبوس هستید . در ایستگاه اول دو خانوم و یک اقا سوار می شود در ایستگاه بعدی یک خانوم و بچه سوار و یک خانوم پیاده می شود. در ایستگاه بعدی یک آقا و سه خانم سوار می شوند . فصل بهار است . هوا بارانی است . موهای راننده چه رنگی است ؟
______________________________________________________
منو نمیخوای عذابم ندهتو فکرو خیال شبا حالم بدهدوستم دااااااااره یا نداره؟نمیخوای بمونم بگو تا بدونمبگو تا دل تو هم آروم شه جونمدلت میخواد من نباشمدلت میاد!!
خواننده کیست؟ 
_____
قرار بود برای یه هماهنگی ، با مطب خانوم دکتر تماس بگیرم.یک هفته ی تمام ،صبح و عصر زنگ میزدم اما تلفن رو برنمیداشتن.نگرانی از دیرشدن موضوع باعث شد که به زحمت یه فرصتی پیداکنم و حضوری برم مطبشون و پیگیر بشم.
ترافیک بود و مطب ، اون سرِ شهر‌.بالاخره بعداز کلی اعصاب خوردی رسیدم و هماهنگی ها انجام شد ؛
 قبل از اینکه بیام بیرون ، به خانم منشی گفتم "ببخشید؛تلفنِ مطب." میخواستم بپرسم تلفن مطب شمارش عوض شده ؟ اما هنوز ادامه ی جمله ام رو نگفته بودم ک
من محصل مدرسه فرهاد بودم. وقتی به اون سن و سال بودم، نمی فهمیدم که مثلا چه ضرورتی داره مدرسه ی من اسم و رسم دار باشه. اصلا چرا عمه و بابا (که از لابلای حرفهاشون پی برده بودم که وقتی بچه بودن به همین مدرسه می رفتن) به این مدرسه که سردرش تابلوی "هاجر" خورده میگن "فرهاد؟"
القصه، یه روزی که فکر می کنم از روزهای کلاس سوم یا چهارم دبستانم بود، روز معلم ما رو بردن سالن اجتماعات. وسط مراسم شش-هفت نفر خانم وارد شدن و ما فقط مدیر سابق خودمون رو که پارسال از م
چرا هر وبی میرم حالت افسردگی بهم دست میده :|
یکم انگیزه داشته باشین
شاد باشین اینجوری
#یه چیزی جدیدا فهمیدم همون قبلی  گفته آرام خوشگله وقتی خانوم خوشگل باشه بچه هم خوشگل میشه خانوم باید اینجوری باشه،، این شکلی باشه یعنی دلم میخواد یه راست بزنم تو گوشش فکر کرده چون درآمدش خوبه اجازه هر حرفی رو داره پسره گستاخ :/
منم گفتم اگه جوابم نصف و نیمه منفی بوده الان صد درصد منفیه !
تازه گفته میخوام باهاش حرف بزنم چندین سالم از من بزرگتره !!!
با خودش دقی
دیروز یه خانوم مسن اومد می گفت یه کتاب خوب بهم معرفی کنید و اینکه چرا انقدر کتاباتون تکراری و قدیمیه، مال صد سال پیشه. البته حقم داشت.خلاصه که منم تیریپ کمک کردن گرفتم،پاشدم چرخ کتابو گشتم تا یه رمان خوب پیدا کنم. اون خانوم هم کنار من ایستاده بود و داشت از سلیقه ش حرف میزد. تا دستمو بردم رو کلیدر که برش دارم گفت: مثلن همین کلیدر چیه واقعن، یه مشت مزخرفات طولانی رو سر هم کرده منم آروم دستمو پس کشیدم و رفتم سراغ کتاب بعدی.گفت: من از این کتابای صادق
بیست و سه ساله بود و پوستی تیره، موهایی تُنُک و لب هایی قیطونی داشت. بارزترین مشخصه صورتش هم بینی عقابی و نسبتا بزرگش بود. اهل کتاب اغلب او را یادآوری شخصیت نه چندان محبوب یکی از قصه های صادق هدایت، آبجی خانوم، می دانستند.
کم حرف و گوشه گیر بود و با دیگران نمی جوشید. زمان ناهار روی نیمکت رنگ و رو رفته ی ته حیاط چهارزانو می نشست و برادران کارمازوف می خواند.
یاسر صبح یکی از روزهای اردیبهشت چشمش به آبجی خانوم افتاد. داشت سر به سر یکی از دخترها می گ
کارگاه تربیت جنسی کودک میریم
یه خانم خیلی مسن هم هست میاد 
حرف می‎زدیم یکی گفت حاج خانوم شما که بچه کوچیک ندارید چرا میاید؟
گفت نوه که دارم! یه روز نوه‎م کنارم بود براش سوال پیش اومد باید بدونم چکار کنم!
.
› یعنی میبینمش انرژی میگیرم :))
+ روبروش نشستم ، میگم دختر خوب ، سمت راست قفسه سینه ت هم درد داری؟ میگه راست من یا راست شما؟ میگم سمت راستِ «قفسه سینه» این خانوم پرستار!+ جلو درِ پاویون استاجر اومده جلومو گرفته میگه خیلی دنبالتون گشتیم خانوم دکتر! دستشویی مُشرّف شده بودین؟ میگم بله. با اجازه تون شرفیاب شده بودم محضرشون!+ میرم بالاسر پیرزنه میگم مادرجان مشکلتون چیه؟ دندون مصنوعیشو نشونم میده میگه برام گشاد شده!+ استاجرو آوردم میگم قلب این خانومو سمع کن. میذاره سمت چپ. میگم ت
سلام
دیروز فیلم wedding date را دیدم. قبلا هم یبار دیده بودم چون خیلی حوصله نداشتم دوباره تماشا کردم.
داستان این فیلم ماجرای دختری هست که مدتی است با دوست پسرش بهم زده و حالا از شانس بدش عروسی خواهرش هست و از اون بدتر این هست که خواهرش داره با برادر دوست پسر سابقش ازدواج می کنه. 
خیلی پیچیده شد. بایدد ببینید تا بفهمید.
این دختر خانوم هم چون نمیخواسته تنها به عروسی بره و اونجا دوست پسر سابقش را ببینه به فکر چاره میفته.
ظاهرا در آمریکا شغلی وجود داره ک
دلم برای این پسر بچه هایی که تا چند وقت پیش لپشونو میکشیدیم و قلقلکشون میدادیم
و حالا اسممون با خانوم صدا میکنن و جمع میبندن. قنج میره
.
.
← میگه شما نرم افزارشو دارین؟
← اولین باره
← همش از مسخره بازی شروع شد
← من جلوش روسری میپوشیدم و میزدیم زیر خنده
← :(
پیرو پست قبلی، یه ساعت پیش رفتم یه سر به خانوم میز روبرویی بزنم، و ازونجا که شما در جریان نیستین خانوم میز روبرویی و خانوم اتاق اونور راهرو تقریبا یه ماه پیش چه عَلَم شَنگه‌ای به پا کردن دوتایی، یه گشت زدم ببینم دنیا دست کیه، دیدم اشاره کرد به اقای دکتری که من پست قبل دربارش نوشته بودم، حالا کار ندارم به اینکه مکالمه‌مون با خانوم میز روبرویی چجوری پیش رفت ولیکن بعدش که ده پونزده دقیقه پیش بود حس کردم لازمه یه زنگ به دکتره بزنم ببینم چیکار ک
خاله کبری ۱۲ سالش بود که زن حاج احمدشد. خاله کبری وقتی از آن زمان حرف میزند غصه اش میگیرد، چشمهای 
ریزش پر ازغم میشود و چین های پیشانی اش بیشتر خودنمایی میکنند.می گوید:
خدابیامرزا چشم ک باز کردم منو داد به احمد. میدونی خاله جون زن سوم یه مرد ۳۰ ساله شدن خیلی سخته.از صب که بیدار میشدم باید امرو نهی سکینه خانوم و قمر خانوم رو گوش میکردم. اگه کار نمیکردم گلایمو به حاج احمد میکردن و اوضاع بدتر میشد . اون وقت دیگه زیر کتک های اون سیاه و کبود میشدم.
خال
دستور پخت زرشک پلو با مرغ مجلسی زرشک پلو با مرغ غذای محبوبی هست که پای ثابت بیشتر مهمانی‌ها و مجالسه. نه تنها به دلیل طعم خوبی که داره، بلکه به دلیل آسانی تهیه اون در مقدار زیاد، در مهمانی‌ها میتونه گزینه بسیار مناسبی برای خانوم‌ها باشه و در عین اینکه یک غذای مجلسی هست و طعم لذیذی داره، مراحل خیلی سختی هم نداره و با رعایت چند نکته ساده میشه مثل یک آشپز حرفه‌ای زرشک پلو مرغ مجلسی تهیه کنید. در این مطلب طرز تهیه این غذای بسیار خوشمزه رو قرا
 وقتی می بینم چشم همه برای درآوردن مشکی ها بعد از حدود دو ماه به من هست و ایستادن که دخترکوچیکه ی حاج خانوم دل بکنه از عزاداری میفهمم رفتارم یه جور خودخواهیه.با غمم که نمیخوام بقیه رو زجر بدم. سورمه ای یا سرخابی.هر رنگی بپوشم روند از بین رفتن بدنش رو کند نمیکنه. 
سلام حورا خانوم
این روزها کار من و مامان شده بود لمس و حس کردن ت خوردنات.
شبا سه تایی پیش هم حرف می‌زنیم شوخی می‌کنیم و آخر شب یه آیه‌الکرسی یه سوره کوثر یه سوره عصر و سلام می‌دیم به خوب‌ترینای عالم.
بی صبرانه منتظر اومدنتیم بابا
عاقبتت به خیر دخترم
بعد چند روز پر از کار و بدو و بدو، خرید، نظافت، سم پاشی برای رهایی از ات مزاحم، برگزاری یه مجلس روضه کوچک و خودمانی به مناسبت فاطمیه و . امروز رو به خودم استراحت دادم. یه استراحت عمیق و طولانی! صبح بعد از این که گل پسر رو رسوندم مدرسه از اون جایی که هر چی خانوم کوچولو رو صدا زدم برای مهد رفتن بیدار نشد و منم دلسوزی مادرانه ام غلبه کرد و گذاشتم به خواب شیرین صبحگاهیش ادامه بده، کنار دخترم خوابیدم تا اندکی بعد از ظهر! البته دو باری اون وسط بیدا
یه مدته دارم سفرنامه می خونم. یه خانوم قجری به اسم عالیه خانم. امروز تو شرکت میون حجم زیادی از کار یهو یاد عالیه خانم افتادم. - غریب بودن اینکه یه نفر تو یه صبح بهاری سال ۹۸ یاد یه خانمی تو عصر ناصرالدین شاه بیفته به کنار - اومدم بگردم ببینم چیزی راجبش هست اصلا؟‌نه می دونم کیه، نه می دونم چند سالشه وقتی داشته سفر نامه ش رو می نوشته، بچه داشته؟ نداشته ؟ بعد می بینم الان حتمن توی یکی از این قبرستون قدیمیا قبرش داره خاک می خوره. شایدم چون ۳۰ سالش پر
رفتم سوار تاکسی بشم صندلی جلو یه خانم چاق چادری نشسته بود (اگه گفتم چاق چادری مسخره نکردم خواستم وضعیت رو شرح بدم) و عقب یه خانوم و یه آقا پسر بیرون تاکسی منتظر بود تا نفر چهارم سوار بشه. من که اومدم سوار بشم خانوم چادریه برگشت به جوونک  لاغر گفت آقا بیا جلو بشین من عقب می شینم. ایشون مثلن برای راحتی ما خانومها تلپی اومد عقب  و با اون وضعیت عرق کرده ش خودشو باز کرد و نشست. حالا من هی خودمو جمع می کنم که نخوره به من پای این بیشتر باز میشه و میخ
فکر کنم هممون یه وبلاگایی رو گم کردیم که هنوز یادشون میفتیم دوست داریم دوباره پیداشون میکردیم و میخوندیمشون. مال من 2 تا وبلاگ هست. یکیش وبلاگ یه نفر به اسم آنا بود که نقاش خوبی هم بود. اول جای یه خانوم متاهل که همسرش پزشک بود و یه پسربچه ی کوچیک داشت مینوشت و بعدا جای هر کسی. حتی موش توی آشپزخونه! مهم نبود اون خانوم متاهلی که به جاش مینوشت نبود یا مجرد بود یا شاید هم نبود یا حتی اسمش آنا نبود و فاطمه بود و شاید فاطمه هم نبود! خیل
این اولین بار نیست، احتمالاً آخرین بارش هم نیست! احساسمو میگم!
خیلی دوست دارم احساساتی که با دیدن چشمای یک نفر در درونم به وجود می‌آد رو شرح بدم و توصیف کنم! اما خب می‌ترسم! می‌ترسم که همین توصیفات باعث بشه روح و روانم بیشتر با این چشم‌ها درگیر بشه.
بیشتر از اینکه بخوام احساساتمو عشق معنی کنم دوست دارم درگیری معنی کنم! درگیری خودم با خودم! یه ضعف! یه نوع جنون! یه احساسی که باعث میشه بعضی وقت‌ها مثل بچه‌ها بشم! بچه‌ای که از یه صبح تا ظهر مدرس
فکر کنم هممون یه وبلاگایی رو گم کردیم که هنوز یادشون میفتیم دوست داریم دوباره پیداشون میکردیم و میخوندیمشون. مال من 2 تا وبلاگ هست. یکیش وبلاگ یه نفر به اسم آنا بود که نقاش خوبی هم بود. اول جای یه خانوم متاهل که همسرش پزشک بود و یه پسربچه ی کوچیک داشت مینوشت و بعدا جای هر کسی. حتی موش توی آشپزخونه! مهم نبود اون خانوم متاهلی که به جاش مینوشت نبود یا مجرد بود یا شاید هم نبود یا حتی اسمش آنا نبود و فاطمه بود و شاید فاطمه هم نبود! خیل
سلام 
من مدتیه مشکل لکه بینی دارم، خانوم ها میدونن چه مکافاتیه! دکترم گفت به علت آی یو دی مسی که داشتم هست .حالا اون رو برداشتم و میخوام آی یو دی میرنا استفاده کنم. از خانوم ها خواهش میکنم که اگه کسی تحربه ای در مورد استفاده از آی یو دی میرنا داره بیان کنه .
شنیدم این مدل آی یو دی به علت داشتن پروژسترون باعث چاقی میشه، آیا درسته ؟ من وزنم مناسبه و دوست ندارم چاق بشم. از طرفی شنیدم آی یو دی میرنا رو تنظیم میکنه و واسه من که دچار لکه بینی شدم خ
خب جو جالبی راه افتاده علیه اسنپ. مثل اکثر اوقات غیرمنطقی و شتاب زده و جوگیرانه و بدون فکر. کاری ندارم کی درست میگه و حق با کی بودهبا درست و غلط بودن قانون جریمه ماشین با سرنشین بدون حجاب هم کاری ندارماما اگه اون راننده جریمه می شد، چه کسی پاسخگو بود؟مردمی که به خاطر شام توی انتخابات شورا و مجلس رای خودشون رو میفروشن، چرا توققع دارن مدیران اسنپ پشت پا بزنن به چند سال زحمت و سرمایه و درآمد و موضع گیری بکنن و احیانا با توبیخ و جریمه و مواجه
زنگ زدم به موسسه. یه خانوم گوشی رو برداشت. سوالم رو پرسیدم جواب داد که یکی از این گزینه ها مشکل تون رو حل میکنه. دوباره زنگ زدم دوباره همون سوال دوباره همون جواب. گفتم چرا دو تا جواب! گفتش که بعضی مسائل  تنها یه جواب ندارن. از جوابش خوشم اومد. آی دی اینستاگرام ش رو خواستم (خیلی رک م). شماره موبایل ش رو داد (خیلی رک بود). گفتم شماره موبایل؟ جواب داد مگه همین رو نمیخاستی؟ بله ولی آی دی اینستاگرام ت رو هم میخام. شماره م رو بزنی اینستاگرام م رو هم برات
خورشید خانوم . سر می کشید از پشت بوم . آروم اون از دلامون خبر داشت . ذره ای هر کی غم داشت . خورشید غم داشت یاد اون روز آ . یاد عشق و عاشقی های اون وقت ها .ماهی مهمون ماهو . نور ماه مهمون قلبو . می شد اما.کجان اون روز آ . چی شد اون دنیا . یاد بازی ها . اون قصه ها . دختر قصه ی پریا کجاس اون خورشید . کاشکی مارو می دید . برامـــون . می چید پاییزو زمستون . یاد کتابآو بوی کاغذ کاهی . گفتم از پشت شیشه شب بخیر آدم برفی
سلام
دو تا سوال داشتم در مورد روابط مالی زن و شوهر با این پیش فرض که خانوم سرکار نرن:
اول اینکه تو دوران نامزدی، رابطه مالی زن و شوهر چطور باید باشه؟ مثلا مرد باید به خانومش خرج زندگیش رو بده با اینکه خانوم تو خونه پدرشه یا اینکه مثلا فقط تو مواردی مثل خرید مشترک و این طور موارد هزینه کنه و لازم نیست هزینه هایی مثل خرید لباس و هزینه رفت و آمد و اینها رو بده.
دوم اینکه تو زندگی مشترک، کدوم روش رو پیشنهاد میکنید برای پول و هزینه هایی که خانوم داره
صندلی عقب نشسته بود، دقیقا پشت سر من. از صندلی جلو کج شده بودم و داشتم باهاش حرف می‌زدم. صورتش پیدا نبود و حرفی نمی‌زد. انگار فقط منتظر بود به مقصد برسیم تا پیاده شود و حرف‌های من را گوش نمی‌داد. پس از چند دقیقه وقتی فهمیدم به من گوش نمی‌دهد بی‌خیال شدم. نفسم را در سینه حبس کردم و پوف بلندی کشیدم. سرم را به مشت دست راستم تکیه دادم. بیرون را نگاه کردم. سیاهی بود. چیزی پیدا نبود. چهره‌اش یادم نیامد. یک لحظه ترسیدم که نباشد. چرخیدم که او را در صندل
"خانوم خانوما" را با هزار زحمت و شبکه پویا و لیوان آب
بالای سر و قصه های جور واجور خواباندم. پتو را کشیدم رویش و نفس راحتی کشیدم.
 نزدیک ساعت سه است و هنوز نماز نخوانده ام. زیر لب برای مادرشوهرم دعا کردم
که ناهار امروزمان را فرستاد وگرنه مثل دیشب گرسنه می ماندیم و مجبور بودیم با این
گلوهای پر از درد فلافل بخوریم. خانوم کوچولو را می خوابانم کنار سجاده و اسباب بازی
جدیدی به دستش می دهم. زود وضو می گیرم و برمی گردم. چه قدر نمازم دیر شده. خانوم کوچول
 
روز اول اومد دور و بر رو نگاه کرد. خوب که بررسی کرد دید واسه یه روز خوش گذرونی بد نیست. بازی کرد. خندید و رفت پیش مادرش. 
فرداش هیچ رقمه نتونستیم ببریمش توی کلاس. از مادرش قول گرفته بود " هروقت دلم خواست بیا منو ببر" و مادر قول داده بود. 
جلسه توجیهی برگزار کردیم. گفتیم خانوم محترم، تو مگه سوپرمنی که به بچه قول میدی هرلحظه که اراده کنه تو به دادش میرسی؟ میگه خب گریه میکنه. گفتیم شما که آدم بزرگی وقتی گیر میکنی اولین کاری که میکنی گریه کردنه این ک
خلاصه داستان فیلم The House That Jack Built 2018 خانه ای که جک ساخت :
فیلم سینمایی خانه ای که جک ساخت در ژانر کمدی، ترسناک و  درام است و در
سال ۲۰۱۸ اکران شد. از بازیگران این فیلم میتوان مت دیلون در نقش جک ،
برونو گانتس در نقش ورج ، اوما تورمن در نقش خانوم شماره ۱ ، اد اسپیلرز در
نقش اد – افسر پلیس ۲ ، شیوون فالون هوگان در نقش کلر میلر – خانوم شماره ۲
، سوفی گرابول در نقش خانوم شماره ۳ ،  رایلی کیو در نقش جلکین – «سیمپل» ،
جرمی دیویس در نقش ال نام برد.
خ
خلاصه داستان فیلم The House That Jack Built 2018 خانه ای که جک ساخت :
فیلم سینمایی خانه ای که جک ساخت در ژانر کمدی، ترسناک و  درام است و در
سال ۲۰۱۸ اکران شد. از بازیگران این فیلم میتوان مت دیلون در نقش جک ،
برونو گانتس در نقش ورج ، اوما تورمن در نقش خانوم شماره ۱ ، اد اسپیلرز در
نقش اد – افسر پلیس ۲ ، شیوون فالون هوگان در نقش کلر میلر – خانوم شماره ۲
، سوفی گرابول در نقش خانوم شماره ۳ ،  رایلی کیو در نقش جلکین – «سیمپل» ،
جرمی دیویس در نقش ال نام برد.
خ
خلاصه داستان فیلم The House That Jack Built 2018 خانه ای که جک ساخت :
فیلم سینمایی خانه ای که جک ساخت در ژانر کمدی، ترسناک و  درام است و در
سال ۲۰۱۸ اکران شد. از بازیگران این فیلم میتوان مت دیلون در نقش جک ،
برونو گانتس در نقش ورج ، اوما تورمن در نقش خانوم شماره ۱ ، اد اسپیلرز در
نقش اد – افسر پلیس ۲ ، شیوون فالون هوگان در نقش کلر میلر – خانوم شماره ۲
، سوفی گرابول در نقش خانوم شماره ۳ ،  رایلی کیو در نقش جلکین – «سیمپل» ،
جرمی دیویس در نقش ال نام برد.
خ
+ این دوستم خیلی نترسه. اون روز سوسکه رو گرفته بود تو دستش! باور کن این اگه ازدواج کنه، شوهرش باید صداش کنه بگه خانوم بیا این سوسکه رو بکش.
_ از پسرای امروزی بعید نیست والا.
- پسری که از سوسک بترسه، لابد از صورتی هم خوشش میاد. به کجا داریم می‌رسیم؟
And I'm just like damn، این اند خفته پسر! 
خانوم زد رو شونه م گفت اگر داد زدم باعث ناراحتیت شدم ببخشید. گفتم نه من از دست شما اصلا ناراحت نشدم. چیز مهمی نبود.خوب چرا نمیپذیرم آسیب پذیریم رو و چرا واضح نمیگم بله ناراحت شدم و بده که شما روی رفتارت تسلط نداری و مکرر رفتار غیر محترمانه داری. چرا دروغ گفتم؟!
صغرا خانوم خوب می دانست بهترین تهدید برای ما بچه‌های تنها رها شده از 10 صبح تا 10 شب، این است که چادر مشکیش را از توی کمد بردارد، بازش کند، بیندازد سرش و بگوید من رفتم. همین کافی بود که ما به گریه بیفتیم، گوشه چادرش را بگیریم که تورو خدا نرو. بعد فرق نمی‌کرد کدام یکیمان چادرش را گرفته بود، آن یکی می‌دوید می‌رفت سراغ کفش‌هایش. کفش‌های صغرا خانوم روزی چند بار قایم می‌شد: زیر مبل، توی ظرف نان، پشت یخچال یا توی کیف سامسونت بابا که قفلش خراب بود. ح
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

مدرسه نمونه بعثت کوهدشت الان وقتشه لیست قیمت های فلزیاب در تهران 09102181088 پول و دیگر هیچ من آدم بدی هستم دانلود جزوات و پاورپوینت درسی کالباس بر محک همه چیز درباره گل ها مقالات آرایشی و بهداشتی